فعالیتهای آموزشی
آرامش در همین نزدیکی ماست              

گرد آورنده مهری عادل نیا              آموزگار پایه ششم

دبستان شهربانو                                                       

       

هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد. بخاطر داشته باشید، برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایحاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند و در این مسیر گام بردارید


دنبال رضایت این و آن نباشید

زندگی پر است از قضاوت دیگران درباره ما. قضاوت‌هایی که بیشتر اوقات بد و گاهی خوب هستند. اگر عادت کنیم که به داوری دیگران اعتنا کنیم و با هر نظر موافق و مخالف، زیر و رو شویم، باید فاتحه آرامش را بخوانیم

شما راه خودتان را در زندگی‌تان بروید و با توجه به موقعیت‌های زندگی‌تان و به کمک عقل و درایت خودتان بهترین گزینه‌ها را انتخاب کنید. کاری نداشته باشید دیگران درباره شما چه فکر خواهند کرد؛ پشت سرتان چه خواهند گفت؛ یا در مسیر هدف شما چه سنگ‌اندازی‌هایی خواهند کرد. رضایت‌ تمام اطرافیان شما چیزی است که هیچ‌گاه نمی‌توانید به دست بیاورید. نظرات دیگران همیشه با یکدیگر متفاوت است. چگونه می‌توانید رضایت دو نفری را تامین کنید که نظراتی کاملا مخالف با یکدیگر دارند؟ بنابراین نظر خود را راهنمای خودتان قرار دهید و از توجه‌نکردن به داوری دیگران عذاب وجدان نگیرید. شما خودتان هستید و خود خودتان باقی بمانید

خودتان را با خودتان مقایسه کنید

اطراف شما پر از انسان‌هایی است که از شما پولدارتر، زیباتر، قدرتمند‌تر، محبوب‌تر و موفق‌تر هستند. شما توانایی این را ندارید که جلوی پیشرفت و ستاره‌شدن دیگران را بگیرید. تمام آنچه در اختیار شماست، قدرت پیشرفت خودتان است. زندگی مسابقه شما با دیگران نیست. زندگی مسابقه شما با خودتان است. لحظاتی که شما در آن اهدافتان را مرتب می‌کنید و برای پیشرفت تلاش می‌کنید، لحظاتی است که شما حقیقتا مسابقه می‌دهید. در این مسابقه خط پایانی برای خودتان درنظر نگیرید. نهایت پیشرفت خود را باز بگذارید ولی این مسیر را به اهداف کوتاه‌مدت تقسیم کنید. رسیدن به هر مرحله از موفقیت به شما یک احساس برتری می‌دهد و باک بنزین شما را برای حرکت به سمت اهداف بالاتر، پر می‌کند. در حالی که اگر خود را با دیگران مقایسه کنید، تمام این انرژی صرف آن خواهد شد که چگونه می‌توان جلوی پیشرفت دیگران را گرفت، هدفی که شما قدرتی برای انجام آن نخواهید‌داشت

دریا دل باشید

قلب شما چقدر بزرگ است؟ به اندازه مشت بسته‌تان؟ به اندازه تمام وجودتان؟ به اندازه خانواده‌تان؟ به اندازه شهر یا کشورتان؟ یا به اندازه همه این کره خاکی؟ هر اندازه قلب شما وسیع‌تر باشد، مرز‌بندی‌های وجودتان کمتر است. همین مرزبندی‌ها محدودیت می‌آورد. اندیشیدن به مرزهایی برای دوست داشتن، ذهن‌تان را مشغول خواهد کرد ولی اگر درهای قلب‌تان را به وسعت تمام این دنیا بگشایید، دیگر با همه دنیا یکی خواهید شد و به آرامش خواهید رسید. مرزبندی یعنی درون این محدوده خوب باش، مهربان باش، درستکار باش ولی بیرون از آن هر کاری که می‌خواهی انجام بده؛ و این یعنی دوگانگی و دورویی با خود. تلاش کنید تمام احساسات خود را یک کاسه کنید تا بتوانید آزادتر نفس بکشید، زندگی کنید و عشق‌بورزید

مهم آن است که به آنچه دارید آگاه باشید و قدرش را بدانید. از آن استفاده کنید و با آن پیشرفت کنید. اینکه دیگران چه برتری‌هایی دارند یا چه کاستی‌هایی دارند، دردی از شما دوا نخواهد کرد، زندگی شما را تغییر نخواهد داد ولی درک آنچه خودتان دارید و استفاده صحیح از آن می‌تواند زندگی شما را دگرگون‌کند

حال را دریابید

در منزل نشسته‌اید و یکی از عزیزان‌تان دیر کرده است، چشم از ساعت برنمی‌دارید و در ذهن خود بدترین حوادث ممکن را تصویر می‌کنید و خودتان نقش اول این فیلم‌های آینده را بازی می‌کنید. نتیجه آن فقط چند برابر شدن نگرانی‌تان و کشتن لحظاتی است که در آن حضور داشته‌اید. در باز می‌شود و عزیز شما، صحیح و سالم از راه می‌رسد. چه کسی تاوان لحظاتی را که بسیار ارزان به قتلگاه برده‌اید، خواهد داد؟ برای شادبودن، باید عادت کنید «در لحظه» زندگی کنید. در لحظه بخندید، گریه کنید، شاد شوید و غمگین شوید. انسان‌های شاد، با خودشان روراست هستند و در هر لحظه برای همان لحظه تصمیم می‌گیرند. آرامش در لحظه خلق می‌شود؛ به لحظه حال وفادار باقی بمانید

تفاوت‌ها را بپذیرید

به اندازه تمام انسان‌های روی این کره خاکی، تیپ و شخصیت متفاوت وجود دارد. انسان‌هایی که قابلیت‌ها، امکانات، استعدادها و توانایی‌های بسیار متفاوتی دارند. بسیاری از آنها از نظر امکانات جسمی، روحی، مالی... پایین‌تر و بسیاری نیز بالا دست شما قرار دارند. یکی از قدم‌های مهم برای دست‌یابی به آرامش، پذیرفتن این تفاوت‌ها است. شما نمی‌توانید این تفاوت‌ها را پاک کنید ولی وقتی حضور آنها را بپذیرید، دیگر از بابت وجودشان احساس نگرانی نخواهید کرد. زندگی پر است از تفاوت‌های کوچک و بزرگ

مهم آن است که به آنچه دارید آگاه باشید و قدرش را بدانید. از آن استفاده کنید و با آن پیشرفت کنید. اینکه دیگران چه برتری‌هایی دارند یا چه کاستی‌هایی دارند، دردی از شما دوا نخواهد کرد، زندگی شما را تغییر نخواهد داد ولی درک آنچه خودتان دارید و استفاده صحیح از آن می‌تواند زندگی شما را دگرگون‌کند

پیش‌داوری نکنید

بسیاری از ما عادت کرده‌ایم با چشم دیگران به انسان‌ها نگاه کنیم. قضاوت‌ها، پیش‌داوری‌ها و گفته‌های دیگران درباره افرادی که آنها را نمی‌شناسیم یا آشنایی اندکی با آنها داریم، اساس قضاوت ما را درباره شخصیت افراد تشکیل می‌دهد. در حالی که نگاه‌کردن به دیگران با چشمان خودمان بهترین راه برای شناخت انسان‌های اطراف‌مان است

فراموش نکنید پیش‌داوری ناآگاهانه درباره دیگران می‌تواند اثرات عمیقی بر ارتباط شما با دیگران داشته باشد. نکته دیگر اینکه انسان‌های اطراف ما همه انسان‌هایی خاکستری هستند، سفید یا سیاه مطلق وجود ندارد. درباره دیگران سخت‌گیر نباشید

اگر نیمی از وجودشان سفید است، به آنها تخفیف دهید و آنها را از انسان‌های خوب پیرامون خود بدانید. فراموش نکنید شما هم در چشم دیگران انسانی خاکستری هستید و دوست دارید دیگران شما را سفید بپذیرند

خودتان را پیدا کنید

شما مثل هیچ‌کس نیستید، فقط شکل خودتان هستید. پیداکردن خودتان کار چندان آسانی نیست ولی اگر حواس‌تان را به خود واقعی‌تان جمع کنید، بسیاری از ناآرامی‌ها، نگرانی‌ها و مقایسه‌ها ناگهان از زندگی شما محو می‌شوند و شما فرصت خواهید یافت خودتان را دوباره بسازید- آن‌طور که دوست دارید. حسادت به داشته‌های دیگران جز رنج و سکون فایده‌ای ندارد. به جای آن اگر هرکس از اطرافیانتان نکته مثبتی دارد، آن نکته مثبت را برای خودتان خلق کنید. شاید بخواهید پولدارتر، زیباتر، خوش‌اندام‌تر، بانفوذتر، بااعتماد به نفس‌تر... و هزاران «تر» و «ترین» دیگر باشید. خوب اصلا اشکالی ندارد. شما ظرفیت دارید که به همه این «ترین‌‌ها» دست پیدا کنید

برای شروع کافی است قلم و کاغذ بردارید و همه آنچه می‌خواهید بشوید، در آن یادداشت کنید و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کنید. چند سال بعد اگر به همان کاغذ نگاه کنید، خواهید دید از آن تصورات خام که برای خود در نظر گرفته‌اید، بسیار برتر و بهتر هستید. باور نمی‌کنید؟ امتحان‌کنید

به حقیقت وفادار بمانید

حقیقت هر اندازه تلخ باشد، باز هم پذیرفتن آن آرامش‌بخش‌ است. شما اگر نتوانید حقایق زندگی خودتان را باور کنید، به خودتان خیانت کرده‌اید؛ چون شما اندیشه‌ها و باورهایی زندگی خواهید کرد که به شما وفادار نخواهند ماند، دیر یا زود شما را رها خواهند کرد و مجبور خواهید شد با واقعیت روبه‌رو شوید. پذیرفتن حقیقت شاید دشوار باشد ولی به شما کمک خواهد کرد که برای آینده برنامه‌ریزی صحیحی داشته باشید. اگر به خودتان دروغ بگویید، مجبورید به این کار ادامه دهید و کم‌کم به جایی می‌رسید که می‌بینید بر پایه یک پیش‌فرض غلط، یک برج چند طبقه را ساخته‌اید. از هم پاشیدن این پایه، کاخ تمام آرزوها و تلاش‌هایتان را ویران خواهد کرد و نتیجه‌ای جز ناآرامی و احساس زیان نخواهد‌‌‌‌‌‌‌‌داشت

هزینه‌اش را بپردازید

در این دنیا هیچ‌چیز را مجانی به کسی نمی‌دهند. شما برای آنکه نعمتی به دست آورید لازم است پیش از هر چیز، لیاقت آن را در خود ایجاد کنید. مطمئن باشید هرگاه ظرفیت دریافت آن را در خود ایجاد کردید، آن مطلوب در اختیارتان قرار خواهد گرفت

بنابراین به جای اینکه وقت‌تان را صرف غبطه خوردن به حال دیگران بکنید، برای رسیدن به مقصود خود، آمادگی‌های لازم را در خودتان ایجاد کنید. اگر قرار است در امتحان پذیرفته شوید، تسلط کامل بر کتاب‌ها و منابع به دست بیاورید. اگر تمایل دارید در حرفه خودتان نفر اول باشید، مهارت‌های لازم را با مطالعه و تمرین به دست آورید. این یعنی به دست آوردن لیاقت و آمادگی

برای خودتان وقت بگذارید

آیا تا به حال پیش آمده است که خودتان را آن‌قدر درگیر زندگی و حرفه خود کرده باشید که دیگر فرصتی برای رسیدن به خودتان نداشته باشید؟ در طول روز، حداقل یکی از کارهایی را که دلتان می‌خواهد انجام دهید. به خرید بروید، موسیقی دلخواهتان را گوش کنید، با دوست‌تان تلفنی صحبت کنید، نقاشی بکشید، روزنامه دلخواهتان را بخوانید... حتما در طول روز برای خود وقت بگذارید. این وقت ممکن است خیلی کوتاه باشد ولی به شما کمک خواهد کرد که آرامش از دست رفته خود را در میان مشغله روزانه بازیابید

و هرگز از یاد خدا غافل نشوید

گاهی آدم چنان در زندگی غرق می‌شود که فراموش می‌کند «از کجا آمده و آمدنش بهر چه بود.» یاد خدا قوی‌ترین اکسیر آرامش‌بخش است. جرعه‌ای از این اکسیر را بنوشید، خدا را عاشقانه‌بخوانید و اطمینان داشته باشید که او پاسختان را خواهد داد

 

محبت بی‌حساب یا با حساب؟      


گردآورنده مهری عادل نیا         آموزگار پایه ششم دبستان شهربانو

مساله محبت و چگونگی مهر ورزی نسبت به فرزندان موضوعی مهم و حساس است که تاثیر بسیار زیادی به نحوه شکل گیری شخصیت و رفتار یک کودک دارد


بسیاری از والدین به دلیل عدم شناخت و آگاهی های لازم نسبت به این امر، در زمینه محبت به فرزندان دچار افراط و تفریط هایی می شوند که در تربیت کودک، مخرب است و اثرات سوء به دنبال دارد. عده ای از والدین در رفتار با کودکانشان، از چاشنی محبت استفاده نمی کنند و یا به حداقلی از آن اکتفا می کنند

این موضوع ممکن است دلایل زیادی داشته باشد. دلایلی همچون موقعیت اجتماعی و شخصیتی خود والدین و شرایط نا مساعد اقتصادی و عاطفی موجود در خانواده، می تواند عواملی باشد که موجب کاهش احساس محبت امیز میان والدین و فرزندان باشد. عده دیگری از والدین نیز با تعریف نادرستی که از محبت دارند، تصور می کنند که باید تمام توان و نیروی خود را در راستای ارضای خواسته ها و تمایلات فرزندانشان صرف کنند که این اقدام هم نتایج مطلوبی را به دنبال نخواهد داشت

 آنچه مهم است اینکه به دنبال فهم درستی از تربیت و محبت به طور توامان باشیم

مسلما محبت و ابراز علاقه، خواست طبیعی هر کودکی است که از این طریق می توان چشمان کودک را به آینده ای زیبا، روشن کرد و راه و رسم زیستن را در دل او زنده کرد. محبت همچون آب برای کودک حیاتی است و از طرفی نوع محبتی که کودک به آن نیاز دارد، با سایر افراد متفاوت است

بهتر است باور کنیم که محبت والدین نسبت به فرزند، به گونه ای عجیب در تعیین سرنوشت آینده  او موثراست

  شاید به همین خاطر است که در رابطه با این موضوع احادیث بسیاری از پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) نقل شده است

در روایتی اینطور بیان شده است که فرزندان خود را زیاد ببوسید زیرا با هر بوسه برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می آید

پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) فرمودند:" به بزرگسالان خود احترام کنید و نسبت به کودکان خویش، ترحم و عطوفت نمائید

ایشان در جای دیگر فرموده اند:" آن کس که فرزند خود را ببوسد، حسنه ای در نامه او ثبت خواهد شد و ان کس که فرزند خود را شاد کند، خداوند او را در قیامت مسرور می نماید

در این زمینه روایات متعددی وجود دارد که همه آنها به اهمیت محبت و ابراز آن به کودک اشاره دارد. حال بعد از بیان این مطالب بهتر است بدانیم که کمبود و یا عدم محبت به فرزندان، چه عواقبی را به دنبال دارد

فقدان محبت برای کودک، زمینه ساز ابتلای او به مشکلاتی از قبیل بی اشتهایی، بی خوابی، فریاد زدن و جیغ کشیدن در هنگام خواب، ترکردن رختخواب در روز و شب، تقلیدهای بی مورد، ادا و اطوارهای ناصواب برای نمایاندن خود، جلب محبت و لوس بازی، فراهم می کند

فقدان محبت در سالهای اول زندگی و خصوصا چهار سال اول، باعث ایجاد انواع اضطرابها، تشویش، عصبانیت، نارضایتی، احساس انزوا، تندخویی و بداخلاقی می شود. چرا که در این سنین، کودک بیش از هر زمان دیگری به والدین خود اتکا دارد

کودکی که از جانب مادرش، محبت نبیند، دائما دچار احساس ناراحتی و عصبانیت است و نمی تواند احساس ترحم و شفقت به دیگران داشته باشد. احساسات این کودک در مسیری نادرست حرکت می کند و تنها به خواسته های شخصی خود فکر می کند و دچار خودخواهی است چنین کودکی که با این روش تربیت و پرورش یابد، در برابر هر محبتی چه تصنعی و یا واقعی، تسلیم می شود. به این ترتیب بسیاری از دختران و پسرانی که در سنین نوجوانی دچار انحرافات اخلاقی و آسیب های اجتماعی می شوند، افرادی هستند که در کودکی با کمبود محبت و عاطفه از جانب والدین خویش، مواجه بوده اند

عواطفی که تعدیل نشده باشد ممکن است موجب بروز ناهنجاریهای روحی و رفتاری از قبیل ماتم زدگی، افسردگی، اضطراب، بدبینی، منفی بافی، تبهکاری و بزه کاری شود. اما آنچه مسلم است اینکه افراط در محبت ورزی هم می تواند اثرات مخربی را به دنبال داشته باشد. یکی از نتایج زیاده روی در محبت، ایجاد عقده حقارت است

کودکانی که بیش از اندازه مورد مهر و محبت واقع می شوند، لوس و از خود راضی بار می آیند و در طول زندگی شان، خصوصا در مواقع بروز مشکلات و سختیها، دچار حس حقارت و بدبختی می شوند و دست به اعمالی غیرعادی می زنند. به این ترتیب ممکن است تحمل برخی از ناملایمات زندگی برای آنها به قدری سخت باشد که آنها را دچار فشار روانی کند و یا حتی به دیوانگی و خودکشی برساند

چون کودکی که همیشه پدر و مادر خویش را تسلیم خواسته های خود کرده، شخصیتی دیکتاتور محور دارد و روحیه اش ضعیف است و به سرعت دلگیر می شود. به همین خاطر است که این کودکان در نبردهای زندگی خیل زود، شکست می خورند

محبت های بی حساب باعث رشد گلخانه ای کودک می شود. یعنی اگر این کودک در شرایط متفاوتی قرار بگیرد ممکن است بشکند و فرسوده شود. به این ترتیب احساس اعتماد به نفس و استقلال کودک از بین می رود. این کودکان در بزرگسالی هم نمی توانند جایگاهی داشته باشند، چون توقعات آنها از جانب دیگران خریدار ندارد و همین امر موجب ایجاد حس شکست و ناراحتی در این افراد می شود

امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:"بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبت نسبت به فرزندان خود، از حد تجاوز کرده و به زیاده روی و افراط می گرایند

پس با توجه به نکات مذکور به این نتیجه می رسیم که محبت باید با قاعده و اصول خاصی صورت گیرد و اگر در مسیر خود حرکت نکند، نمی تواند نتایج مناسب ومطلوبی را به دنبال داشته باشد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چرا به آرزوهایتان نمی‌رسید؟   

 مهری عادل نیا

 آموزگار پایه ششم دبستان شهربانو


از اساسی‌ترین و اصلی‌ترین شرایط موفقیت یك انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جست‌جو می‌كند


همیشه تصورات یا باورهای اشتباهی درباره موفق شدن وجود دارد. این باورها مسیر موفقیت را پر از دست‌انداز کرده و درست مانند سدهایی هستند که  موفق شدن را سخت یا ناممکن می‌کنند.  گرچه معمولا و در بیشتر متون  راه‌های رسیدن به موفقیت طرح و بررسی می‌شوند، اما جا دارد به موانع موفقیت نیز اشاره و آنها را بشناسیم. در اینجا برخی از موانع موفقیت را معرفی می‌کنیم. آیا شما نیز با چنین موانعی روبه‌رو بوده‌اید؟

 

این موانع می تواند ما را از مسیر موفقیت دور کند

پشت گوش اندازی

افرادی که علامت مزمن این «بـیـمـاری» در آنها دیده می شود، مایلند با این جملات توجیه کننده که «تمام کردنش کاری نخواهد داشت» و یا «نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است»، کارها و وظایف شان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند. اگر کاری در حد و اندازه قابلیت هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه های ذکرشـده از انجام آن ممانعت به عمل آوردید، قطعا پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع شود. احساس می کنید که زمان در اختیار شماسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می شود، برای اتمام کار به سرعت هجوم می آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر بازخواهید ماند

ترس از موفقیت

مانع اصلی دیگر برای رسیدن به پیروزی واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا به دلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب آور است. نگرانی از آینده و همه مسایلی که در نهایت گریبانگیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می شود؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی به نظر خواهد رسید. تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. فردی که از پذیرش مسوولیت هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، بـا کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی می تواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد

وسواس

افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه های بـزرگ است. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چراکه خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزیی و کوچک می کنند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزیی زیان آور است چراکه زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا کنید. این گونه افراد، سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگی شان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربرها و مصارف مفید به کار نمی بندند. تنظیم دقیق مهارت های مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد کرد

احساس ناامنی

افراد ضعیف و سست بنیان به علت داشتن احساس ناامنی، در کارشان پیشرفتی حاصل نمی شود. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت این گونه انسان ها در بی میلی آنها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها می شود

از اساسی‌ترین و اصلی‌ترین شرایط موفقیت یك انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جستجو می‌كند

اطرافیان و دوستان نامناسب

ممکن است شما همه شرایط لازم برای رسیدن به اهداف تان و ارایه انعکاس فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستان تان شـما را در این راه همراهی می کنند؟ ممکن اسـت آنها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت به شـما داشـتـه باشند (یا اصلا دیـدگاهی نداشته باشند). دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار می کنند. برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل و استعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی و تردید در قابلیت ها و توانایی ها شوند

 

فقدان منابع و امکانات

شاید هیچ چیزی ناراحت کننده تر و ناهنجارتر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه قابلیـت های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط به دلیل عوامل خارج از کنترل خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی یا کمبود زمان به دلیل نگهداری از خانواده یا مسوولیت های دیگر می تواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط فقر یا تامین کردن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده، ترسیم خواهد کرد

نیاز به دیدگاهی درون نگر

 یک معلم مدرسه، یک مهندس طراح، یک افسر ارتش و یک کارگر ساده یا یک سرایدار می تواند به طرق مختلفی مـوفق باشـد؛ با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذاب تر از همه به نظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نشوید. یـک قـدم بـه عـقـب بـرگردید و عـلـت را بـررسـی کنید. در نهایت خواه دوستان تان مقصر باشند و خواه اعتمادبه نفس تان، دقت کنید که به منظور بهینه کردن فرصت ها برای به دست آوردن موقعیتی موفق تر و راضی کننده تر، قدم های صحیحی بردارید

حداقل شرط لازم برای موفقیت...

* من باید موانع موفقیت را بردارم.

* خواستن توانستن است.

* من باید موفق بشوم.

* من باید درستكار باشم.

* من باید تصمیم اساسی برای موفق شدن بگیرم.

* من باید خوب درس بخوانم.

* من باید تلاش كنم.

* من باید، باید، باید...

 از اساسی‌ترین و اصلی‌ترین شرایط موفقیت یك انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جستجو می‌كند

منشأ تمام پیروزی‌ها در وجود ماست

انسانی كه نگاه مثبت و فعال در زندگی دارد خواهان كار، كوشش و تلاش است و برای خود برنامه دارد

انسان موفق، زمام زمان را به دست داشته و بهترین بهره را از آن می‌برد. انسان موفق شكست‌ها و عقب افتادن‌های خود را با بهانه‌های پوچ توجیه نمی‌كند

كشیدن پا روی زمین، حركت بدون انرژی، چشم‌های خسته و بی‌حال و گاهی خواب‌آلود، غرغر كردن و بد و بی‌راه گفتن به زمین و زمان، پوشیدن لباس‌هایی كه همواره اعتراض به دنبال دارد و ظاهری كه نشان از بی‌ نشاطی است، تأخیر در كارها، اعتراضات و... نشان دهنده نداشتن مدیریت خود و زمان است. مدیریت به معنای اداره كردن، برنامه‌ریزی و حركت در چارچوب آن برنامه به سوی هدف است.

استفاده مناسب از امكانات تحت اختیار برای پیشرفت، و هر چیز را در حیطه نفوذ و تحت تأثیر خود، در جای و محل شایسته و بایسته خود نهادن است

حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه‌ای یادگیری مداوم است

همیشه كارهای خود را بنویسید و آن‌ها را طبقه‌بندی كنید؛ سپس از مهم‌ترین آن‌ها شروع كنید

هر موقعیتی را می‌توان مثبت تلقی كرد، به شرط آن كه آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم

از سلامت جسمانی خود به بهترین نحو مراقبت كنید. نیرو و نشاط برای موفقیت و خوشبختی ضروری است. در مورد تعیین هدف‌های خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آن‌ها انعطاف‌پذیر باشید

برای رسیدن به هر یك از هدف‌های خود مهلتی تعیین كنید

آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوشبینی است

هر موقعیتی را می‌توان مثبت تلقی كرد، به شرط آن كه آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم

اگر در هر شخص و در هر شرایطی به دنبال نقاط مثبت باشید، تقریباً همیشه آن را پیدا خواهید كرد

وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه‌ای بفرستد آن را در مشكلی می‌پیچد. هر چه مشكل بزرگ‌تر باشد، هدیه هم بزرگ‌تر است

هر وقت احساس ترس كردید، شجاعت را با شجاعانه عمل كردن در خود پرورش دهید

كلید موفقیت در این است كه هدف خود را تعیین كنید و آن گاه طوری عمل كنید كه گویی امكان شكست وجود ندارد و همین‌طور هم خواهد شد

هر تجربه‌ای را به یك تجربه آموزنده بدل كنید. در هر ناامیدی و شكستی، به دنبال درس با ارزش باشید

 

 

 

 

گرد آورنده  مهری عادل نیا    

 آموزگار پایه ششم                               دبستان شهربانو

اینگونه باشیم ...

الهی ! داراتر از من کیست که تو دارایی منی



         نقش خانواده در تربیت نوجوانان

  

نوجوانی یکی از حساس ترین دوران زندگی به حساب می آید، زیرا عوامل زیستی، روانی و اجتماعی تواما در بروز دوره نوجوانی دخالت دارد. این مرحله از زندگی نوجوانان مصادف با ورود آنان به مقاطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان می باشد. بنابراین با ورود نوجوان به دوره دبیرستان، خانواده در موقعیت جدیدی قرار می گیرد. به همین جهت نقش و مسوولیت خانواده نیز متحول می شود و ابعاد گسترده تری می یابد. از این رو باید توانایی مادران و پدران در امر تعلیم و تربیت فرزندان افزایش پیدا کند و این امکان را بیابند که هرچه بیشتر با نحوه تربیت فرزندان خویش آشنا شوند، تحقق این خواست جز با گسترش آموزش خانواده امکان  پذیر نیست. سن رشدیافتگی نوجوان 
شاید جدی ترین موضوع مورد توجه نوجوان، تفاوت های فردی در هنگامی است که ویژگی ها و مشخصه های رشد پس از بلوغ ظاهر   می شوند. افراد همسن و سال و تقریبا همسال از نظر عقلی که همکلاسی نیز هستند، ممکن است از نظر رشد جسمانی با یکدیگر تفاوت های چشمگیری داشته باشند. پسری که برای سنش، قد او کوتاه یا بلند است و یا دارای صدای کلفت مردانه یا صدای ضعیف بچگانه است، به دلیل این تفاوت ها، احساس تردید و بدبینی می کند. دختری هم که در مقایسه با دوستانش کوتاه تر یا بلندتر است و زودتر یا دیرتر از موعد معمول عادت ماهانه داشته است، همین احساس را خواهد داشت. آثار و اهمیت روانی بلوغ جنسی و زودرس و یا دیررس بسیار زیاد است. دختر و پسری که دارای بلوغ زودرس هستند، از اعتبار اجتماعی بزرگ شدن در گروه برخوردارند، لکن در گروه خود احساس نادانی می کند و در گروه نوجوانان مسن تر نیز به دلیل نداشتن مهارت های لازم هویتی، جسمانی و اجتماعی راهی ندارند. نوجوانانی که دارای بلوغ دیررس هستند نیز بی شک مشکلاتی حتی شدیدتر از گروه قبلی دارند. بلوغ دیررس به معنای بدن رشد نایافته در پسر و دختر است که به احساس حقارت در او می انجامد و این امر مستقیما بر شخصیت نوجوان اثر منفی برجای می گذارد.
رشد روانی نوجوان یکی از مهم ترین هدف های مهم تکاملی در دوره نوجوانی، خودشناسی و خودیابی نوجوان است. نوجوان نیاز دارد نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد، آنچه را می تواند و یا نمی تواند به طور موفقیت آمیز انجام دهد، ارزیابی کند خویشتن  پنداری و تصویر مثبتی از خود داشته باشد. خویشتن  پنداری نوجوان شامل احساس درباره خود است که از سرزنش خود تا ستایش خویش در نوسان است. موفقیت مهم دیگر نوجوان براساس نظر اریکسون نیل به تعلق و پیوند با دیگران است که شامل رابطه گرم و پخته و معنی دار با دیگران، افراد همجنس، غیر همجنس، بستگان و دوستان است. همه افراد نیاز دارند فرد یا افرادی را در زندگی داشته باشند تا بتواند آزادانه با او صحبت و درددل کنند. در اواخر دوره نوجوانی، مخالفت و هم ستیزی با بزرگسال کاهش می یابد. نوجوان جایگاه خود را در ارتباط با گروه همسن و سال خود می یابد و با بزرگسالان نیز بر اساس یک رابطه محترمانه دو جانبه عمل و رفتار می کند. در حالی که هنوز درباره رابطه با جنس مخالف، انتخاب رشته تحصیلی و یا آمادگی های شغلی خود و... دارای نگرانی هایی است.
اثر تغییرات جسمانی بر نوجوان تغییرات جسمانی نوجوان بی شک به معنای تغییر در خود و شخصیت نوجوان است. هنگامی که نوجوان تغییر در اندازه و شکل بدن خویش را ملاحظه می کند، با این آگاهی احساس مهم بودن نیز به او دست می دهد. در طول فرایند رشد قد، نوجوان نسبت به اندازه های بدن خود بسیار حساس و کمرو می شود. همه پسران و دختران نوجوان احساس می کنند به دلیل اینکه از نظر اندازه های بدن و از نظر جسمی رشد کافی یافته اند، باید از حقوق و مزایای همراه با رشد نیز برخوردار گردند. این حقوق و مزایا از انتخاب لباس، نوع آرایش سر، انتخاب دوست، رشته تحصیلی، نگرش به مذهب و حتی دیدگاه های سیاسی نوجوان را در بر می گیرد. نوجوان احساس می کند که به اندازه کافی بزرگ شده است و می تواند در امور مربوط به خود بدون دخالت بزرگسالان و به ویژه والدین، تصمیم گیری کند. هرقدر با نوجوان به عنوان یک کودک رفتار کنیم، او پرخاشگرانه تر عمل خواهد کرد و بیشتر در جهت رسیدن به حقوق و امتیازاتی که به دلیل رشد یافتگی اش توقع برخورداری از آنها را دارد، پافشاری خواهد کرد. در دوره نوجوانی، غرور ناشی از موفقیت های جسمانی و قدرت عضلانی، به ویژه در پسران چشمگیر است. این وضعیت در نوجوان احساس رضایتمندی و شادمانی به وجود می آورد و موجب تمایل به تظاهر و خودنمایی در مسابقات و رقابت های فردی و گروهی می گردد.
رشد اجتماعی نوجوان بسیاری از خشنودی ها و یا ناکامی های نوجوانان در ارتباط با دوست یابی و محبوبیت در جمع و گروه دوستان است. نوجوانان دارای نیازی قوی به کسب محبوبیت و پذیرش توسط دیگران، به ویژه همسالان هستند. آنان دوست داشتن دیگران در مورد علاقه دیگران بودن را دو روی یک سکه می دانند. ضرورت رها ساختن خود از قید و بندهای قوی خانواده، نوجوانان را به سوی گروه های همسن و سال سوق می دهد و بسیاری از وابستگی های خانوادگی به منظور برخورداری از حمایت و پشتیبانی لازم، به گروه همسالان انتقال می یابد. در این مرحله نوجوان باید از عهده سه تکلیف عمده به خوبی برآید: 
1 ) کسب استقلال عاطفی از خانواده
2 ) ایجاد گسترش نقش جنسیتی مربوط به خود 
3 ) ایجاد ارتباط با گروه همسال 
خوشبختانه دوره دبیرستان فرصت و امکان بیشتری برای آزادی و انتخاب دوست به نوجوانان می دهد و مدارس باید با برنامه های آشناسازی در آغاز هر سال تحصیلی، نوجوانان را در دوست یابی کمک کنند.
علل سازش نایافتگی نوجوان 
سازش نایافتگی در نوجوان، معمولا بیش از یک علت دارد و دلایل مهمی که عمدتا نیز محیطی است آن را پدید می آورد. میزان اثرگذاری این عوامل بستگی تام به شخصیت نوجوان و دوران کودکی او دارد. 
الگوهای شخصیتی و فردی: برخی از نوجوانان بهتر می توانند خود را تطبیق دهند و در نتیجه قادر خواهند بود خود را با شرایط و انتظارات جدید سازگار کنند. در حالی که نوجوانان دیگر سازگاری کمتری دارند و اغلب در فرایند سازگاری از پای در می آیند. به طور معمول سه نوع شخصیت، آسیب پذیرتر از بقیه هستند. شخصیت های سختگیر و دقیق، خود محور و خودخواه و حق طلب که تصور می کنند همیشه حق با آنهاست و هرگز خطایی از آنان سر نمی زند. 
محیط: محیطی که نوجوان در آن زندگی می کند، به خصوص محیط خانه، نقش مهمی در سازگاری و یا سازش نایافتگی او دارد. 
محرک های هیجانی آسیب زا: مانند شوک های عاطفی شدید و یا هیجان های مداوم و طولانی.
خود نوجوان: برای سازگاری مطلوب نوجوان، نیازهای اساسی اش باید برآورده شود. این نیازها عبارتند از: نیاز به امنیت، نیاز به عشق و علاقه، نیاز به مصاحب و همنشین، نیاز به تنوع و گوناگونی و نیاز به رضایت خود

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 11:20  توسط شهربانو  | 

خلاقیت چیست؟

گرد آورنده مهری عادل نیا

                       اموزگار پایه ششم دبستان شهربانو

خلاقیت به معنای خلق و آفرینش اندیشه ها، ایده ها، افکار نو و بدیع، متفاوت نگریستن به امور، عبور از مرز دانسته های محدود به حیطه نادانسته های نامحدود و کشف و ابداع راه حل های جدید برای حل یک مسأله است.
خلاقیت، تشخیص و بیان مسأله و ارائه راه حل های جدید برای آن است.
مهم ترین مسأله بعد از تشخیص خلاقیت در کودکان، حفظ و چگونگی پرورش آن است. باید انگیزه ذاتی خلاقیت، پرورش پیدا کند. بهترین روش برای حفظ خلاقیت در کودکان این است که به آنها کمک کنیم تا استعدادها و مهارت ها و علایق شان به یکدیگر مرتبط شود. درک و شناخت انگیزه درونی مرحله بسیار مهمی برای تشویق خلاقیت در کودکان است. باید زمینه ایجاد خلاقیت یعنی لذت و رضایت خاطر را در کودکان فراهم کنیم. یادآوری شایستگی ها و ایجاد استقلال برای تصمیم گیری در کودکان، موجب بروز خلاقیت در آنان می شود. کودکان از فعالیت هایی که احساس مسلط بودن به آن دارند، بیشتر لذت می برند و اگر احساس کنند که کار متعلق به آنهاست، بیشتر روی آن وقت می گذارند.

تأثیر ارزشیابی توصیفی در بروز رشد و خلاقیت دانش آموزان
یکی از اهداف اساسی آموزش و پرورش شکوفایی خلاقیت دانش آموزان است. اما با وجود اهمیت این موضوع، به علت های مختلف تاکنون کمتر به پژوهش و مطالعه بنیادی و برنامه ریزی در زمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان، پرداخته شده است و این درحالی است که به شدت به نسلی خلاق و نوآور نیازمندیم.
برای ایجاد خلاقیت، هوش، استعداد، مهارت و تلاش لازم است، اما کافی نیست. انگیزه درونی نیز باید به آنها اضافه شود تا خلاقیت شکل گیرد. ما باید برای کودکانمان فرصت هایی را به وجود بیاوریم و مهارت هایی را به آنها آموزش دهیم تا استعدادهایشان را گسترش دهند و این محقق نخواهد شد مگر این که بین مهارت ها و علایق آنها وجه مشترکی بیابیم و آنها را رشد دهیم ارزشیابی توصیفی سعی کرده با تغییر در ساختار نظام ارزشیابی آن را به قدری انعطاف پذیر کند تا با شیوه ها و علایق یادگیری متفاوت، انطباق پیدا کند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، کودکان در یادگیری فعال هستند و احساس غرور و مالکیت نسبت به کلاس درس خود دارند. آنها در این کلاس آزادند تا انتخاب کنند. راهنمایی می شوند و اختیار دارند تا در محیط کلاس، آن گونه که دوست دارند، یاد بگیرند. معلمین در طرح ارزشیابی توصیفی، با ایجاد جوی صمیمی و مطمئن در کلاس درس فضایی مساعد را برای رشد خلاقیت دانش آموزان فراهم کرده اند تا آنها بتوانند با آسودگی در کلاس به اظهارنظر بپردازند و بدون نگرانی هر سؤالی را که در ذهن دارند، مطرح کنند. آنها یاد گرفته اند که چگونه مهارت های یادگیری را در قلمرو خاص به کودکان بیاموزند. آنها روش تفکر درباره مسائل و قوانین علمی را به دانش آموزان آموزش می دهند. تحقیقات نشان داده است روابط صمیمانه و توأم با علاقه و احترام، نقش مؤثری در خلاقیت دانش آموز دارد.
در ارزشیابی توصیفی، یادگیری تفریحی مهم است. کودکان در کلاس تشویق می شوند که علایق، تجارب و ایده های خود را به کلاس درس بیاورند و اجازه دارند درباره هدف های کار روزانه خود با معلمان بحث کنند. به آنها استقلال کاری داده می شود تا تصمیم بگیرند. احساس آرامش می کنند و تنش ها و فشارهای کسب نمره را ندارند. آنها نه تنها از ایجاد هرگونه زمینه رقابت در کلاس درس، خودداری می کنند بلکه جوی را در کلاس ایجاد می کنند که دانش آموزان در انجام وظایف به همدیگر کمک کنند، در ایده ها با هم سهیم شوند و به نتیجه نهایی کارافتخار کنند و این یعنی خلاقیت.

روش های عملی پرورش خلاقیت
هر یک از این روش ها می تواند خلاقیت دانش آموزان را پرورش دهد. در بهره گیری از این روش ها باید به ویژگی های روش خلاق توجه کرد.
۱- داستانگویی و قصه نویسی
۲- شرح حال نویسی و انشا نویسی
۳- امور هنری از قبیل نقاشی
۴- بیان شرح حال و زندگی بزرگان
۵- استفاده از روش های تدریس متنوع
در تدریس موارد مختلف، هیچ گاه نباید از روش و الگوی واحدی استفاده کرد. افکار قالبی را در کودکان ایجاد نکنید و پرسش و پاسخ ها باید در کلاس درس، آزاد باشد، نه قالبی و محدود.
۶- ایجاد فرصت برای یادگیری اکتشافی
۷- تشویق دستاوردهای خلاق کودکان

روش های پرورش خلاقیت
روش های پرورش خلاقیت، روش «بارش مغزی» و روش «بدیعه پردازی» است.
با توجه به محدودیت زمانی در آموزش و پرورش ایران، مسأله مهم این است که معلم باید چه زمینه هایی را به منظور پرورش خلاقیت کودک فراهم کند
با توجه به این امر، به نظر می رسد در سیستم آموزشی، باید دست معلم به اندازه کافی باز گذاشته شود. ساختار نظام آموزشی نباید معلم را محدود به ارائه درس کند، بلکه باید امکانات مناسبی به منظور پرورش خلاقیت های کودکان ارائه شود و معلم اجازه مانور داشته باشد تا به منظور پرورش خلاقیت، از حداقل زمان، حداکثر استفاده را ببرد. در این زمینه، فعالیت های فوق برنامه از اهمیت بسزایی برخوردار است. معلم، دانش آموز و برنامه درسی عواملی هستند که باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند؛ چون تعامل بین آنها موجب رشد خلاقیت کودکان می شود. روش «بارش مغزی»، یعنی این که معلم سؤالی را مطرح می کند و به دانش آموزان اجازه می دهد تا همه نظرهایی را که به ذهنشان می آید، بیان کنند (خوب یا بد). نظرهای آنها به هیچ وجه مورد ارزیابی قرار نمی گیرد. در نهایت، پاسخ های آنها که روی برگه نوشته شده، جمع آوری می شود. معلم با مقایسه تمام راه حل ها، بهترین پاسخ را برمی گزیند و از این طریق، ذهن به سمت سیال شدن سوق داده می شود.
روش «بدیعه پردازی»، بیشتر در دوره ابتدایی به کار می رود و منظور از آن، برقراری ارتباط و پیوند بین امور به ظاهر نامربوط است.

آموزش خلاق کودک محور چیست؟
امروزه در بسيارى از کشورهاى پيشرفته آموزش خلاق کودک‌محور به سياست و برنامه‌ى اصلى سامانه‌ى آموزش و پرورش تبديل شده است. آموزش خلاق کودک‌محور بر فلسفه‌ى آموزش مشارکتى و هميارى کودکان و آموزگاران و مربيان استوار است. در اين شيوه‌ى آموزشى، به رشد چندگانه و همسوى کودکان که شامل رشد هوشى، هيجانى، اجتماعى و زبانى است، توجه مى‌شود و به ويژه بر رشد هيجانى و اجتماعى که بنيادهاى پرورش کودک را مى‌سازند، تاکيد مى‌شود.
در شيوه‌ى آموزش خلاق کودک‌محور، برنامه‌ريزى آموزشى، همسو با برنامه‌هاى پرورشى است. در اين شيوه، آموزش بدون پرورش بى‌معنا و بى‌هدف است. برنامه‌هاى آموزشى از پايين و با توجه به رغبت و گرايش کودکان طراحى مى‌شوند. در حالى که در شيوه‌ى سنتى آموزش، پرورش سياست‌ها و برنامه‌ريزى‌‌هاى آموزشى از بالا به پايين و دستورى است، به رغبت و گرايش کودکان توجه نمى‌شود و جاى پرورش در اين گونه از آموزش همواره خالى است.

در آموزش و پرورش مشارکتى، ديدگاه‌ها و گرايش‌هاى ياد‌گيرندگان، سبب مى‌شود که آموزگاران و مربيان، سازگار با استعدادهاى هر کودک به جريان يادگيرى سمت و سو دهند. در اين شيوه انديشه و هنر کودکان شکوفا مى‌شود. آموزش خلاق کودک محور تراز رغبت کودکان را مهم‌ترين اصل در فرايند يادگيرى مى‌شناسد. تا زمينه‌هاى مناسب براى رغبت کودکان فراهم نشود، آموزش برابر با اجبار و دستور است. اما هنگامى که همه چيز با رغبت کودکان برنامه‌ريزى شود، آموزش به جريانى آرامش‌دهنده و بالنده تبديل مى‌شود. در اين وضعيت است که انگيزه‌هاى کودکان براى يادگيرى افزون مى‌شود.

گونه‌ى آموزش خلاق کودک محور، واگرايانه است. در حالى که آموزش و پرورش سنتى، برپايه‌ى همگرايى و يکسان ديدن همه‌ى کودکان برنامه‌ريزى شده است. در آموزش و پرورش واگرا، هر کودک يک جهان متفاوت است که نيازها و گرايش‌هاى ويژه‌ى خود را دارد. برآيند چنين آموزشى به طور طبيعى کودکان خلاق‌ترى خواهند بود که توانايى درک بهتر و گشودن آسان‌تر رازهاى طبيعت و زندگى را دارند.

انديشه‌ها و تخيل‌هاى متفاوت، نقطه‌ى آغاز خلاقيت است. خلاقيت پديده‌اى دور از دسترس نيست، اگر گوهر وجودى کودکان را کشف کنيم. کودکان دوست دارند که آموزش با بازى همراه شود. برجسته‌ترين کارکرد بازى آزاد سازى انرژى‌هاى نهفته‌ى کودک و شکفتگى شخصيت اوست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهری عادل نیا    آموزگار پایه ششم     دبستان شهربانو

یک روش تدریس ارتفاع

با این روش یاد گیری ارتفاع خارجی نیز برای بچه ها آسانتر خواهد بود

راه حل های پیشنهادی : با کمی تفکر و تعمق می توان به هزاران شیوه ی ساده در روش تدریس پی برد . البته تمامی همکاران همیشه با ابتکارات و شیوه های نوین خود همیشه بهترین و ساده ترین راه را برای یاد گیری دانش آموزان فراهم می کنند ولی بهتر است که تمام همکاران این روشها را در اختیار تمام معلمان عزیز قرار دهند و با تبادل افکار و هم فکری بتوانیم موفق ترین دانش آموزان را در سرزمین عزیزمان آموزش دهیم امیدوارم که با اجرای این روش ساده و روش های دیگر سال تحصیلی جدید را با موفقیت پشت سر بگذاریم .

هر سال هنگام تدریس ارتفاع از گونیا برای رسم ارتفاع اشکال هندسی استفاده می کردم و با وجود تمرین و تکرار زیاد در مورد آن درس باز هم دانش آموزان در رسم ارتفاع مشکل داشتند . به این علت تصمیم گرفتم که راه حل مناسب و در عین حال ، ساده ای که همه ی دانش آموزان بتوانند با استفاده از این روش رسم ارتفاع را به خوبی یاد بگیرند ، پیدا کنم . امیدوارم که این روش بتواند روشی آسان برای یاد گیری مفهوم ارتفاع و رسم آن برای دانش آموزان عزیز باشد .

بیان مسئله

وقتی در کلاس ریاضی احساس کردم دانش آموزان در بعضی مسائل ریاضی مخصوصاً موضوع ارتفاع با مشکل مواجه شده اند تصمیم گرفتم تابستان برای آن روشی ساده ابداع کنم . در این روش دانش آموزان با مقداری نخ و چند شکل هندسی مانند انواع مثلث ، ذوزنقه و متوازی الاضلاع و ... می توانند به روش بازی کردن با اشکال این مطلب را به خوبی فرا گرفته و در ذهن خود جای دهند .

شیوه ی اجرا :

دانش آموزان در پایه ی سوم با مستطیل و مربع و لوزی و دو نوع مثلث متساوی الاضلاع و متساوی الساقین آشنا شده اند . در پایه ی چهارم نیز با مثلث قائم الزاویه و مختلف الاضلاع و همچنین ذوزنقه و متوازی الاضلاع نیز آشنا می شوند آنها با درست کردن این اشکال ( با استفاده از کاغذ رنگی و مقوا ) می توانند ارتفاع آنها را با نخ نشان دهند . دانش آموزان از قبل این اشکال هندسی را به صورت گروهی و تقسیم کار در منزل ساخته و آماده کرده اند . 

 هر کس یکی از این شکل ها و مقداری نخ باید همراه داشته باشد . آنها شکل را در دست چپ خود نگه داشته و با دست راست از تک تک رئوس شکل ارتفاع را با نخ به صورت عمود مشخص می کنند بعد از یاد گیری می توانند با شکل های دیگر نیز اینکار را تکرار کنند تا جایی که کاملاً بر موضوع مسلط شوند . در نهایت شکل ها را در دفتر خود ترسیم کرده و ارتفاع آنها را با همان نخ می توانند مشخص کرده و با گونیا رسم کنند

 

 

 

             چگونه بادروغگویی کودکان برخورد کنیم

گرد آورنده مهری عادل نیا   آموزگار پایه ششم  دبستان شهربانو

 

 همه انسانها راه فکر کردن و توجیه اعمال خویش را از دیگران آموخته و تکامل یافته اند. درستی یا نادرستی از طریق کلمات و اعمال دیگران به ما القا می شود و ما این کلمات و اعمال را در ذهنیات خود تلفیق کرده، سرانجام شخصیت خود را شکل می دهیم.به مثالهایی چند از توجیه افرادی که در مواردی دچار اشتباه شده اند دقت کنید: من حق داشتم که این خطاها را انجام دهم ، افراد دیگر زیاد به این مسأله اهمیت نمی دهند هرکس دیگری هم که بود همین کار را می کرد . راستی شما فکر می کنید که این گونه توجیهات استادانه چگونه توسط بعضی از جوانان ونوجوانان بیان می شوند؟
آنها این مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از کسانی که با آنها سروکار دارند و با ارزیابی اعمال درست و نادرست که توسط ذهنیات هر یک انجام شده است اعمال خود را با این گونه توجیهات همراه می سازند. به خاطر همین است که می گوییم والدین نقش مهمی در تکوین شخصیت فرزندان خود بازی می کنند و این نقش در سالهای اولیه تربیت کودکان ارزشی به غایت والا دارد
برای اینکه فرزندان خود را راستگو تربیت کنیم ابتدا می بایست نسبت به اعمال خود نهایت دقت را داشته باشیم و نیز درارتباط خود با دیگران دقت کنیم، زیرا در یک جامعه معمولاً تربیتهای متفاوتی وجود دارد
تربیت کودک می بایست از همان دوره طفولیت او آغاز شود، صداقت و راستگویی از مواردی است که باید قبل از سنین مدرسه به آن توجه شود. البته ما باید توجه داشته باشیم که کودک اساساً قصد فریب والدین را ندارد، ولی توجیهات او راهی برای فرار از مجازات است
دروغگویی از نظر لغوی به معنای کتمان واقعیت است و بیان سخنی که واقعیت خارجی برای گوینده ندارد. فرد دروغگو از طریق دروغ گفتن ضعفهای خود را می پوشاند و شنونده را گمراه می سازد. خود را از تنبیه نجات می دهد و بدان وسیله توجه دیگران را به خود جلب می کند.
دروغ گفتن یکی از رفتارهای متداول کودکان 4ـ5 ساله است که از لحاظ اخلاقی اشکالی ندارد. کودکان در این سن و سال معمولاً به دو شکل دروغ می گویند که نخستین آن خیال پردازی است، کودک با جعل داستان یا با طرح مبالغه آمیز بعضی از واقعیات، اغلب خواسته خود را با ما درمیان می گذارد و غیرمستقیم از امیالش صحبت می کند. در این صورت بهتر است که پدر ومادر در تأیید خواسته کودک حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفید است، دروغی است که بزرگترها هم می گویند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آمیز می گذارند تا به جای نتیجه بد، نتیجه خوب بگیرند. در این مرحله از رشد کودک تنها کار درست را در خواسته خود می جوید و با استفاده از دروغ برای رسیدن به خواسته اش تردیدی به خود راه نمی دهد. در این موارد باید به کودک تفهیم کنیم که از راستگویی و صداقت او خوشحال می شویم باید بداند که دروغ و دروغگویی را دوست نداریم
باید توجه داشت که این مسأله در سنین بالاتر رفتاری ناپسند است که به کودک شخصیت ساختگی و تصنعی می بخشد
هرگاه کودک شما در موقعیت نامطمئن و ناامن قرار گیرد و احساس خطر یا حقارت کند به گفتن دروغ متوسل می شود. کودک دروغگو به گفته هایش ایمان ندارد و به طور قاطع و صریح حرف نمی زند، به تدریج اعتماد خود را به دیگران از دست می دهد و نسبت به اطرافیان بدبین می شود.
متأسفانه برخورد بسیاری از والدین در این موارد با تنفرهمراه است زیرا از خود سؤال می کنند که چرا فرزندشان دست به چنین عملی زده است؟ در برخورد با چنین مواردی والدین نباید به چشم یک آدم دروغگو به کودک نگاه کنند و یا دائماً به آنها ظنین باشند زیرا چنین برخوردی عواقب ناگواری را به همراه خواهد داشت.
برای درمان دروغگویی شناخت علل آن کاملاً ضروری است، دروغگویی به عنوان یک مشکل علل گوناگون و متعددی دارد که درا ینجا به برخی از آنها اشاره می شود
بررس علل دروغگویی
همان طور که قبلاً هم اشاره شد یکی از علتهای دروغگویی آموزش نادرست خانواده است. در خانواده ای که پدر و مادر و دیگر اعضای آن همواره به یکدیگر دروغ می گویند نمی توان انتظار داشت که کودکی راستگو تربیت شود
ـ دروغگویی کودک ممکن است برای جلب توجه اطرافیان باشد. چنانچه کودکی در خانواده یا مدرسه مورد بی توجهی اطرافیان قرار گیرد، برای نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممکن است به گفتن دروغ در زمینه های گوناگون متوسل شود
ـ کودکانی که نسبت به دوستان و اطرافیان خود احساس کمبود می کنند، ممکن است برای جبران کمبودها در زمینه های گوناگون نظیر شغل والدین، محل سکونت، وضع تغذیه، دوستان و تفریحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسیله به طور موقت تسکین دهند.
ـ ترس نیز از دیگر عواملی است که موجب دروغگویی می شود. اگرکودک به سبب راستگویی تنبیه شود، در آینده برای نجات و رهایی از مجازات به دروغگویی متوسل می شود. باید اذعان کرد که سختگیریهای افراطی و برخوردهای خشن والدین ومربیان با کودک از علل مهم دروغگویی کودک محسوب می شود
ـ گاهی نحوه بیان و برخورد والدین و مربیان با کودک او را به دروغ گفتن وامی دارد و به او دروغگویی را می آموزد. به عنوان مثال والدین به کودکی که مرتکب عمل خلافی شده است اصرار می ورزند که او این کار را انجام نداده است بلکه دیگری مثلاً همسایه یا دوست یا برخی موجودات خیالی سبب آن بوده اند. در این حالت والدین علاوه بر آنکه کودک را دروغگو بار می آورند او را به گریز از قبول مسئولیت رفتارش نیز وامی دارند
انتظار و توقع بیش از حد از کودکان و مقایسه آنان با دوستان وهمکلاسیها در زمینه های گوناگون از دیگر عوامل دروغگویی کودکان می شود دراین صورت کودک از طریق دروغ می تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه یابد و هم والدین را راضی و خشنود سازد و نظر آنان را به سوی خود جلب کند
درمان دروغگویی
برای پیشگیری و درمان دروغگویی، والدین و مربیان باید واقعیات را بپذیرند و برای شنیدن موارد شیرین و تلخ از طرف کودکان آماده شوند و با رفتار خود به کودک بیاموزند که گفتن واقعیات به هر صورتی که باشد مقبول است و موجبات تنبیه و آزار کودک را فراهم نخواهد کرد
اگر کودک پی ببرد که والدین و مربیان او را برای دروغگویی تشویق و برای راستگویی تنبیه نمی کنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعیت نخواهد پرداخت، همچنین والدین و مربیان باید از طرح پرسشهایی که کودک به آنها به احتمال قوی پاسخ نادرست خواهد داد خودداری کنند. در صورت مشاهده دروغ، والدین و مربیان نباید شتابزده عمل کنند و به تنبیه کودک مبادرت ورزند
برای بازداشتن کودک از دروغگویی و اصلاح رفتار آنان باید روش برخورد باتوجه به موقعیت انتخاب شود که برخی از روشها به اختصار عبارت است از
نشان دادن ارزش راست گفتن ـ در وهله اول کودک باید دریابد که دروغگویی کار نادرست و ناپسند و راستگویی عملی باارزش و پسندیده است. کودک باید ارزش راست گفتن را درعمل تجربه کند. والدین و مربیان نباید در برابر دروغهای کودکان برآشفته شوند و او را کتک بزنند. بیان نتایج زشت و تلخ دروغگویی به صورت داستان برای آنها می تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگویی مفید واقع شود. همچنین اگر والدین و مربیان، کودک را در خلوت ـ نه در جمع ـ در جوی محبت آمیز و پرعطوفت با مضرات و نتایج دروغگویی آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگیری و نیز درمان دروغگویی می تواند مؤثر باشد
اجازه بیان احساسات ـ کودک باید احساسات خود را آزادانه ابراز کند و در صورتی که بیان احساسات، باعث آزار و اذیت اطرافیان شود باید به کودک آموخت که به تدریج این احساسات را جایگزین احساسات خوشایند سازند و نباید برای احساساتش تنبیه شود. برای نمونه اگر کودکی از برادر کوچکش خوشش نمی آید، باید به او اجازه داده شود که احساساتش را بیان کند، پس از شنیدن نظر کودک، والدین باید ضمن تحلیل رفتار خود با کودک و یافتن علل پیدایش چنان احساسی به راهنمایی کودک و تغییر رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردی که کودک مرتکب کار خطایی شده ولی راست می گوید، باید به ملایمت و به طور صحیح به او تذکر داده شود که رفتارش درست و پسندیده نیست و باید آن را تغییر دهد. هشدار به کودک، همدردی با او در مواردی که لازم است، نادیده گرفتن حرفهای کودک و بی توجهی به آنها از روشهایی است که در مواقع مشخص می تواند برای پیشگیری و درمان دروغگویی کودکان استفاده شود
تعدیل انتظارات از کودکان ـ والدین و مربیان باید از هر کودک انتظاراتی داشته باشند که با واقعیات و امکانات او منطبق است در غیر این صورت، دروغگویی کودک تقویت و تشدید خواهد شد. چون کودک توان عملی ساختن خواسته های اطرافیان را ندا رد به گفتن دروغ متوسل می شود بنابراین از کودک باید انتظارات در حد توانش داشته باشیم 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 11:13  توسط شهربانو  | 

تهیه کننده : مهین کاظمی آموزگار پایه سوم دبستان دخترانه شهربانو
 
مقدمه

نقاشي همواره به هنرمندان کمک کرده است که دقيق مشاهده کنند و نظراتشان را در تابلوهاي خود منعکس سازند. با وجود اين، استفاده از نقاشي به عنوان ابزاري براي کمک به توسعه و تثبيت مفاهيم پيچيده، در آموزش علوم کم تر مورد توجه قرار گرفته است. در اين مقاله، ما دلايل بهره گيري از هنر به عنوان ابزاري براي عمق بخشيدن به مفاهيم علمي و برخي از لوازم ضروري براي خلق يک تجربه آموزشي موفق را بر مي شماريم.

ارتباط علم و هنر

 

علم و هنر اغلب دو زمينه بسيار متفاوت ( و حتي مخالف) معرفي مي شوند. اغلب افراد هنر را به عنوان حس و حالي خلاقانه مي نگرند و علم را به صورت زمينه اي مبتني بر حقايق توصيف مي کنند که با گذراندن گام به گام روش علمي، به حل مسائل مي پردازد. اين نوع نگاه به علم، خلاقيت فطري را در علم مد نظر قرار نمي دهد و  بر عکس آنچه که ممکن است تصور شود، کمک نمي کند دانش آموزان علم را به عنوان نتيجه تلاش بشر نگاه کنند.

انجمن تحقيقات ملي آمريکا (NRC) در " استانداردهاي ملي آموزش علوم "، علم را فعاليتي کاوشگرانه تعريف کرده است. علاوه بر آن، علم به عنوان تلاش بشري مورد تاکيد قرار گرفته است و راه هايي پيشنهاد شده اند که ضمن اجراي استانداردها، بر تغيير شيوه آموزش علوم تاکيد مي کنند. استفاده از حس و حال هنري در آموزش علوم، باعث تقويت توانايي هاي دانش آموزان در انتقال يافته هاي علمي، معرفي علوم به عنوان شيوه اي براي توضيح پديده ها و تسهيل انتقال نظراتشان به جامعه و همکلاسي هايشان مي شود.

 

تلفيق نقاشي با آموزش مفاهيم جانور شناسي

 

يکي از نويسندگان اين مقاله ( جان باچر ) درباره استفاده از نقاشي در انتقال مفاهيم جانور شناسي مطالعه کرده است. دانش آموزان مورد مطالعه او، بين 7 تا 12 سال سن داشتند و بخشي از برنامه کلاسي آنان مطالعه حشرات بود. دانش آموزان حشرات را در محل زندگي طبيعي آن ها يافتند، کتاب هاي مناسبي را که درباره حشرات وجود داشت، مطالعه کردند، تعدادي از حشراتي را که درون شيشه هاي مربا جمع آوري شده بودند، مورد مطالعه قرار دادند ( حشرات پس از مطالعه به طبيعت بازگردانده شدند) و برخي را نيز با ذره بين و ميکروسکوپ بررسي کردند. مطالعه و بحث درباره طبقه بندي، چرخه زندگي و نحوه شناسايي حشرات نيز در برنامه فعاليت هاي دانش آموزان قرار داشت. دانش آموزان به عنوان بخشي از اين مطالعه، حشره اي را انتخاب مي کردند که دوست داشتند درباره آن بياموزند. آنان از منابعي مانند کتاب هاي علمي، حشرات زنده اي که جمع آوري شده بودند، نمونه هايي از حشرات خشک شده و پوستر و عکس استفاده کردند تا تصويري دقيق از حشره دلخواه خود طراحي کنند. سپس کاملاً مشغول کار خود شدند. کيفيت و جزئيات طراحي هاي آنان حيرت آور بود.

 

تحقيقي روي بچه هاي کودکستاني و پيش دبستاني انجام شد. بچه ها از طريق تجربه هاي گوناگون آگاهي بيش تري نسبت به نام هاي حشرات، شکل و ظاهر، حرکات، صداها و رژيم غذايي آن ها پيدا کردند. نقاشي هاي آن ها با همديگر تفاوت داشت و هر کدام معرف تجربيات و درک آنان از جانوران بود. دانش آموزان همان طور که درباره حشرات بيش تر مي آموختند، نقاشي هايشان افزايش دانش و علاقه آنها به جانور خاصي به خوبي نشان مي داد. پيشنهادهاي زير به تلفيق موفقيت آميز نقاشي با آموزش علوم کمک مي کنند:

 

• به دانش آموزان حق انتخاب و مالکيت مي کنند:

• نقاشي را با تجربه هاي آموزشي خاصي که داشته ايد، پيوند بزنيد.

• منابع مناسب را فراهم سازيد.

• براي دانش آموزان خود، سرمشق باشيد.

 

حق انتخاب و مالکيت

هر دانش آموزي علاقه هاي خاص خودش را دارد. زماني که براي جهت دهي به فعاليت آموزشي، حق انتخاب وجود داشته باشد، آنان با پشتکار بيش تري وارد ميدان مي شوند. ما در تحقيقات خود به دانش آموزان فرصت داديم، حشره مورد نظر خود را در طبيعت پيدا کنند، آن را زير نظر بگيرند و پيرامون آن بياموزند. يا اين که از طريق بررسي کتاب ها و منابع ديگر، حشره مورد علاقه خود را انتخاب و طراحي کنند. بر خلاف برخي از فعاليت هاي کلاسي که در آن ها همه بچه ها به يک چيز دست مي يابند، اين فعاليت بر اساس علاقه دانش آموزان انجام مي شد و نقاشي ها و شيوه هايي که دانش آموزان براي معرفي حشرات استفاده مي کردند، متنوع بود. بنابراين چون هر يک از دانش آموزان نقاشي هاي منحصر به فردي رسم مي کردند، رقابت ميان آنان کاهش يافت. دانش آموزان مورد مطالعه ما نگران اين نبودند که يکي از همکلاسي هايشان بتواند يک حشره را بهتر از آنان طراحي کند.

 

يکي ديگر از مؤلفه هاي دادن حق مالکيت به دانش آموزان، از علاقه طبيعي آنان به نقاشي، به عنوان وسيله اي براي برقراري ارتباط بهره مي گيرد. بيش تر بچه ها نقاشي کردن را دوست دارند. وقتي به دانش آموزان گفته شد که نقاشي هايشان خارج از کلاس و در سالن مدرسه به نمايش گذاشته مي شوند، شور و شوق آنان کاملاً مشهود بود.آنان سخت کار مي کردند، به جزئيات دقت مي کردند و از کار خود لذت مي بردند.

 

علاوه بر اين، از دانش آموزان خواسته شد، آنچه را که در طول روز با آن روبه رو مي شوند، طراحي کنند. همواره وسايل متنوعي در اختيار آنان بود؛ مداد رنگي، مداد شمعي و انواع کاغذ. از آنان خواسته شد، برنامه يک روزشان، آنچه که در طول پياده روي مشاهده مي کنند يا نسخه تصويري دستورالعمل يا قوانين يک بازي را تهيه کنند.

 

وقتي چيزي بچه ها را به هيجان مي آورد، آن را کند و کاو مي کنند. اين يک ميل ذاتي براي نشان دادن آن احساس است. براي مثال، وقتي معلمي چند جوجه اردک را به کودکستان برد، يکي از بچه ها بي درنگ قطعه اي کاغذ و يک مداد برداشت و به طراحي جوجه اردک ها مشغول شد. نقاشي هاي بچه ها را مي توان در قالب يک روزنامه ديواري تنظيم کرد و والدين را از تجربياتي آگاه کرد که بچه ها در طول هفته انجام مي دهند. بچه ها در اين روزنامه ها آنچه را آموخته اند، بازگو و آنچه را دوست دارند، طراحي مي کنند.

 

پيوند علم و هنر

دانش آموزان مورد مطالعه ما، زمان قابل ملاحظه اي را براي آموختن درباره حشرات صرف کرده بوند و معلم آنان فقط نقش يک راهنما را داشت. آنان حشرات گوناگوني را در محل زندگي شان پيدا کرده و مشاهدات صحرايي خود را يادداشت کرده بودند. سپس در بحث هاي کلاسي يافته هاي خود را با همکلاسي هايشان در ميان گذاشته بودند.

دانش آموزان از طريق خواندن، مشاهده کردن و بحث هاي کلاسي، درباره نوع، خصوصيات و محل زندگي حشرات نکاتي آموختند و از حقايق جالبي آگاه شدند. همچنين به نقش مهم حشرات در جهان ما پي بردند. وقتي از دانش آموزان مي خواستيم حشره اي را انتخاب و طراحي کنند، تجربه هاي آموزشي آن ها نه تنها براي آن فعاليت آماده شان کرده بود، بلکه اشتياق آغاز به کار را نيز در آنان افزوده بود.

 

طراحي حشرات، شيوه خلاقانه اي است که به کمک آن، دانش آموزان مي توانند ميزان درک خود را نشان دهند. پيش از آغاز طراحي، از دانش آموزان خواسته مي شد بخش هاي پيکري يک حشره را مشخص کنند . به علاوه، از آنان مي خواستيم درباره نقاشي خود، به عنوان شيوه اي براي نشان دادن همه جزئياتي که در يک طراحي الگو مشخص شده اند، فکر کنند.

 

هدف از اين فعاليت و نشان دادن الگو  نقاشي چاپ شده در يک کتاب آموزشي، تقويت آموخته هاي دانش آموزان و کمک به دانش آموزاني بود که بخش هاي گوناگون پيکر يک حشره را مي شناختند، اما نام آن ها ( سر ، سينه و شکم و شش پا) را نمي دانستند اين تجربه يک تجربه آموزشي مستقيم را نيز به همراه داشت: دانش آموزان از انگستان، دست ها و چشم هاي خود استفاده مي کردند تا خواندن و گوش کردن را با مشاهده ي خودشان پيوند بزنند. براي مثال، در اغلب موارد يک دانش آموز براي طراحي يک حشره خاص، ايده هايي داشت که از مشاهداتش در صحرا ناشي مي شدند، اما بعد از آن، مي خواست از منابع تکميلي استفاده کند تا درستي يا نادرستي ايده هايش را بررسي کند.

 

بچه ها اغلب ميزان درک و فهمشان را، از طريق نقاشي بهتر از سخن گفتن يا نوشتن بروز مي دهند. به علاوه، وقتي آنان طراحي مي کنند، در جزئيات برداشت ها و يافته هاي خود غرق مي شوند. با بررسي نقاشي هاي آنان، مي توانيد ميزان رشد درک و فهمشان را ارزيابي کنيد. براي مثال، بسياري از بچه ها براي حشرات صورت انساني ترسيم مي کنند.

وقتي دانش آموزان پيش و پس از يک تجريه نقاشي مي کشند، مي توان از نقاشي براي ارزيابي ميزان درک آنان بهره گرفت. براي مثال، يک دانش آموز در دومين طراحي خود از يک حشره، علاوه بر خصوصيات بال ها، سرو شاخک ها، جزئيات بيش تري به آن مي افزايد. به علاوه وقتي او در کلاس درباره نيش زنبور چيزهايي مي آموزد، جزئيات بيش تري از نيش زنبور را در نقاشي خود مي گنجاند. مشخصات ديگر، مانند طول نسبي پاهاي قورباغه و لاک پشت و جزئيات پاهاي لار و پروانه، در طراحي بچه ها از جانوران، منعکس مي شود.

 

فراهم کردن منابع

مشاهده دقيق در طبيعت يک نکته است، ثبت آن مشاهدات روي کاغذ، نکته اي ديگر. طراحي و نوشتن دانش آموزان را تشويق مي کند، درباره آن چه که باور دارند، عميق تر فکر کنند. اين فرايند راه را براي آنان باز مي کند تا يک نظر يا مفهوم را بررسي و کندو کاو کنند. در اين هنگام پرسش هاي زيادي در ذهنشان شکل مي گيرد: چند تا پا دارد؟ آيا پاها مو دارند؟ آيا آن حشره شاخک دارد؟ چشم آن حشره به چه چيزي شباهت دارد؟

دانش آموزان براي پيدا کردن پاسخ پرسش هايي که حين انجام اين فعاليت ها برايشان پيش مي آيد، به منابع متنوعي نياز دارند.دانش آموزان مورد مطالعه ما علاوه بر بر حشرات و ديگر جانوران زنده، منابع ديگري در اختيار داشتند که براي پيدا کردن پاسخ کنجکاوي هايشان به آنان کمک مي کردند :کتاب هايي که پر از عکس هاي حشرات و جانوران بودند و ابزارهايي مانند ذره بين .

 

 بچه ها به طور معمول خصوصيات انساني ( چهره اي خندان ) را براي جانوران ترسيم مي کنند. اما همان طور که ميزان درک و فهمشان افزايش مي يابد، نقاشي هاي آن ها نيز تحول پيدا مي کند، که پس از انجام فعاليت ها، با صورت واقعي جانور جايگزين مي شود.

 

آموزش علوم با نقاشي

سرمشق بودن معلم

وقتي معلم همراه بچه ها در طبيعت کاوش و فعاليت هاي آنان را رهبري مي کند، سرمشق مشاهده دقيق قرار مي گيرد. وقتي دانش آموزان در کلاس حشرات انتخابي خود را طراحي مي کنند، معلم مي تواند سرمشق آنان باشد. در مطالعه ما، معلمان به اندازه دانش آموزان در آموختن پيرامون حشره اي که انتخاب کرده بودند و طراحي حشره انتخابي با استفاده از همان اطلاعات، فرايندها و منابعي که دانش آموزان در اختيار داشتند، درگير بودند. وقتي دانش آموزان ديدند، معلمشان نيز مشغول انجام همان فعاليتي است که آنان انجام مي دهند، اطمينان پيدا کردند که فعاليت آن ها کار مهم و با ارزشي است و معلم آنان در حيني که مشغول آموزش آنان است، خود نيز در حال يادگيري است.

 

نتيجه گيری

تجربه هاي ما نشان داد که چگونه از هنر و نقاشي مي توان به عنوان ابزاري براي عمق بخشيدن به درک دانش آموزان بهره گرفت. همان طور که تکيه بر " نوشتن براي آموختن "، به عنوان ابزاري براي عمق بخشيدن به درک و فهم دانش آموزان مطرح شده، نقاشي نيز ابزار ديگري است که از طريق آن مي توان دانش آموزان را به تفکر عميق درباره آنچه که مي دانند و آنچه که مشاهده کرده اند، تشويق کرد. پرسش هايي که هنگام انجام اين فرايند جلوه مي کنند، ثابت مي کنند که مي توان از نقاشي براي برانگيختن کنجکاوي بهره گرفت. از طريق نقاشي نه تنها دانش آموزان پاسخ پرسش هاي خود را پيدا مي کنند، بلکه خلاقيت خود را نيز نشان مي دهند.

 

انسان ها اغلب با بيان عباراتي نظير " من رياضيدانم " يا " من در زمينه هنر قابليت هايي دارم"، دانش و توانايي هاي خود را محدود جلوه مي دهند. ما به عنوان يک آموزشگر، اين برچسب ها را مي شناسيم و ممکن است از آن ها براي محدود کردن آنچه که دانش آموزانمان باور دارند " مناسب " آن هستند، و در نهايت آن را بر مي گزينند، استفاده کنيم. با بهره گيري از هنر به عنوان ابزاري براي کندوکاو علمي، مي توانيم چشم انداز دانش آموزانمان را گسترده تر سازيم تا آنان فکورتر و از فهم و درک و توانايي هاي خود آگاه تر شوند.

 

وقتي در جريان انجام فعاليت ها، پرسش هايي پيش مي آيند، دانش آموزان ياد مي گيرند که چگونه پاسخ پرسش هاي خود را پيدا کنند و چگونه از هنر براي انتقال آنچه که آموخته اند، بهره گيرند. از طريق اين تجربه هاي هنري، دانش آموزان علم را به عنوان يک تلاش انساني تجربه مي کنند که از خلاقيت انسان بهره مي گيرد. در نتيجه علم و هنر را به عنوان دو زمينه مخالف يکديگر تلقي نمي کنند. وقتي دانش آموزان، خود را هنرمند، دانشمند و انسان هايي مي بينند که از قيد برچسب ها آزادند، همه جامعه از فايده هاي تجلي هاي هنري بهره مي برند.

 

منبع

Science and children, January 2001

  ماري استين ، شانان / مکنير و جان باچر

ترجمه: حسين سالاري

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 12:9  توسط شهربانو  | 

               تهیه وتنظیم مهری عادل نیا آموزگار پایه ششم ابتدایی دبستان شهربانو

انگیزه چیست؟

انگیزه حالت مشخصی است که سبب ایجاد رفتاری معین می شود. انگیزه های روانی به طور عمده تحت تأثیر اجتماع خاصی قرار دارند که شخص در آن رشد کرده است.

تعریف انگیزش:

انگیزش به علت یا چرایی رفتار اشاره دارد، روان شناسان مفهوم انگیزش را به عواملی محدود می سازند که به رفتار نیرو می بخشد و به آن جهت می دهند.

 

تأثیر انگیزش بر یادگیری

انگیزش هم هدف است، هم وسیله. به عنوان هدف، از دانش آموزان می خواهیم نسبت به موضوع های گوناگون علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند. به عنوان وسیله، انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتار ورودی، پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثیر آن بر یادگیری، یکی از امور بدیهی است. یادگیری معلول انگیزه های متفاوت است. یکی از این انگیزه ها که نقش مهمی در جریان یادگیری دارد، میل و رغبت شاگردان به آموختن است. رغبت، محرکی است که نیروی فعالیت را افزایش می دهد. برای این که شاگردان در هنگام یادگیری فعال باشند، باید به موضوعی که می خواهند فرا بگیرند، علاقه مند باشند. برای ایجاد رغبت، لازم است مطالب و مفاهیم درسی بر اساس نیاز شاگردان تنظیم شود و هدف ها برای دانش آموزان ارزشمند و قابل وصول باشد. هدف ارزشمند و قابل وصول، فرد را به خواستن و طلب کردن وا می دارد و نیروی لازم برای فعالیت را در او به وجود می آورد. از راه های متفاوتی می توان ایجاد انگیزه کرد و علاقه ی دانش آموزان را به یادگیری افزایش داد. در این نوشتار، بعضی از این روش ها و فنون معرفی می شوند.

 

ده روش برای ایجاد انگیزش در دانش آموزان

 

 

1. بیان دقیق انتظارات در آغاز درس، با توجه به هدف های آموزشی

این نکته که دانش آموز بداند معلم چه انتظاراتی از او دارد و هدف کاملاً برای او روشن باشد، بی شک به بهبود یادگیری و افزایش علاقه در یادگیرندگان کمک خواهد کرد. پژوهش های انجام شده نشان داده اند یادگیرندگانی که از هدف های درس و آموزش اطلاعی ندارند، به خوبی یادگیرندگانی که معلم قبل از شروع درس انتظارات خود را به ایشان می گوید و آنان را از هدف های درس آگاه می سازد، در پیشرفت درس موفق نمی شوند.

 

2. استفاده از تشویق های کلامی در شرایط لازم

در بسیاری مواقع، تشویق های کلامی معلم از دیگر انواع تشویق، مؤثرتر است و تأثیر بسیار زیادی بر عملکرد دانش آموز دارد، چون بلافاصله پس از یک رفتار خوشایند رخ می دهد. استفاده از واژه هایی چون: «خوب»، «عالی»، «آفرین» و «خیلی خوب» پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدبیرهای مؤثر انگیزشی است. مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد. هم چنین معلم باید به اندازه ی لازم دانش آموزان را ستایش و تشویق کند. اگر تشویق بیش از حد باشد، اثر مثبت خود را از دست می دهد و از خاصیت تقویت کنندگی آن کم می شود.

 


 

3. بهره گیری از آزمون و نمره

نمره های ارزشیابی هایی که معلمان از دانش آموزان به عمل می آورند، ارزش انگیزشی زیادی دارند، زیرا این نمره ها با پاداش هایی چون: تأیید معلم و پدر و مادر، ارتقا به کلاس بالاتر، ورود به دانشگاه و رضایت از عملکرد خود، همراه اند. به ویژه اگر این نمره ها به صورت مستمر و ماهانه همراه با بازخورد به اطلاع سرپرست دانش آموزان رسانده شود، در افزایش انگیزش دانش آموزان اثر مثبتی دارد. بنابراین معلم می تواند با اجرای آزمون های هدفمند، سطح انگیزشی یادگیرندگان را بالا ببرد. با این حال نکته ای را که باید درباره ی امتحانات گوناگون در نظر داشت، این است که از آن ها به عنوان وسیله ای برای اطلاع دانش آموزان از نحوه ی عملکرد و میزان یادگیری شان استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای تهدید و تنبیه آنان.

 

4. استفاده از خاصیت برانگیختگی مطالب

هر اندازه مطالب ارائه شده، جدید، پر معنی و تعجب بر انگیز باشد، باعث افزایش سطح برانگیختگی و هم چنین عامل تحریک حس کنجکاوی در دانش آموزان می شود. با توجه به این موضوع، معلم می تواند با ارائه ی مطالبی که ویژگی های برانگیختگی دارد، در دانش آموزان ایجاد انگیزه کند. مطلبی که برای دانش آموز نو و معنی دار باشد، شوق یادگیری و دانستن را در او افزایش می دهد و میل و رغبت او را به یادگیری بیشتر خواهد کرد.

 

5. ارائه ی مطالب آموزشی از ساده به دشوار

ارائه ی مطلب از ساده به مشکل باعث می شود، دانش آموز در ابتدا به موفقیت هایی دست بیابد. این موفقیت اولیه موجب می شود، دانش آموز اعتماد به نفس بیشتری کسب کند. همین امر، تحرک و انگیزشی در او ایجاد می کند تا برای یادگیری متن های دشوارتر بعدی آماده شود. برعکس، چنان چه مواد آموزشی در ابتدا به صورت مشکل ارائه شوند، ممکن است شکست و ناکامی را در دانش آموز به دنبال داشته باشد و به دنبال آن دلسردی و بی انگیزگی در او ایجاد شود. نیز باید گفت، موفقیت آغازین دانش آموز، موجب دریافت تشویق هایی از سوی معلمان و پدر و مادر خواهد شد و این خود، به افزایش انگیزه برای یادگیری بیشتر در دانش آموزان می انجامد.

 

6. کاربرد مثال های آشنا هنگام آموزش مطالب تازه و استفاده از موقعیت های تازه هنگام کاربرد مطالب آموخته شده

برای این که علاقه ی دانش آموزان به یادگیری بیشتر شود، به طوری که دانش آموز خود با میل و رغبت پی گیر مطلب شود، بهتر است معلم به هنگام آموزش مطالب تازه، از مثال های ملموس و آشنا استفاده کند. استفاده از مثال های شناخته شده، ذهن دانش آموز را تحریک می کند و علاقه به جریان یادگیری را در او افزایش می دهد. زمانی که می خواهید مطالب آموخته شده حالت کاربردی داشته باشد، بهتر است آن ها را در موقعیت های تازه به کار ببرید؛ زیرا استفاده از موقعیت های تازه باعث می شود، دانش آموز از حالت کسلی که در اثر یکنواختی برایش ایجاد شده است، خارج شود و با میل و علاقه در جریان یادگیری قرار بگیرد.

 

7. بهره بردن از روش های متنوع آموزشی

ایفای نقش، بحث گروهی، پرسش و پاسخ، گزارش انفرادی و گروهی، و هر تدبیر دیگری که دانش آموزان را در فعالیت یادگیری شرکت دهد، به مقدار زیادی انگیزه ی آنان را بالا می برد. خسته کننده ترین روش آموزشی آن است که معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد و فرصت هیچ گونه فعالیت و اظهار نظری را به دانش آموزان ندهد. پژوهش های متعدد نشان داده است، یکی از بهترین راه های ایجاد انگیزه در یادگیرندگان، شرکت دادن ایشان در فعالیت های کلاسی است.

 

8. کاستن از پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت های یادگیری

برای این که دانش آموزان بتوانند در امر یادگیری شرکت فعال داشته باشند، به پاداش و یا تقویت مثبت از طرف معلم خود نیاز دارند. اگر دانش آموزی که به قدر توانایی خود سعی در مشارکت کلاس و یادگیری دارد، از طرف معلم مورد توجه قرار گیرد و معلم بتواند از طریق تقویت مثبت، این رفتار را در او تقویت کند، این کار موجب انگیزش بیشتر دانش آموز خواهد شد. چرا که تقویت مثبت، بهترین و مؤثرترین روش تثبیت رفتار و مهم ترین عامل ادامه ی رفتارهای انسان در زندگی روزانه است. برای این منظور، معلم باید بکوشد از پیامدهای آزارنده جلوگیری کند. بعضی از عواملی که ممکن است در جریان یادگیری باعث دلسردی دانش آموزان شود، عبارت است از:

 

* بی توجهی معلم به علاقه، رغبت و استعداد دانش آموزان.

* استفاده ی محض از روش های تدریس سنتی مانند حفظ و تکرار و یا سخنرانی و عدم برانگیختگی حس کنجکاوی دانش آموزان.

* مجبور ساختن دانش آموزان به انجام تکالیفی که سطح دشواری شان خارج از توانایی آن ها است.

* از دست دادن حس اعتماد به نفس در نتیجه ی شکست در حل مسائل و یا انجام فعالیت های یادگیری.

* گرفتن نمره ی کم در امتحانی که معلم قبلاً محتوای آن را آموزش نداده است.

* مجبور ساختن دانش آموز به رقابت با کسانی که از او توانایی بیشتری دارند.

* بی توجهی معلم به کوشش های دانش آموزان.

* مجبور ساختن دانش آموزان به ساکت و آرام نشستن در کلاس و گوش دادن به سخنرانی های خسته کننده ی معلم.

 

9. دادن تکلیف هایی که نه خیلی ساده اند و نه خیلی دشوار

معمولاً دانش آموزانی که انگیزه ی پیشرفت بیشتری دارند، به دنبال تکلیف هایی می روند که با مقداری تفکر و پیچیدگی همراه باشد و آن ها را به فعالیت وادارد. این نوع تکالیف، اگر درست و به جا ارائه شوند، به اعتماد به نفس در دانش آموز خواهد انجامید. حال اگر این تکلیف ها بسیار ساده و پیش پا افتاده باشند، چنین احساسی ایجاد نخواهد شد. هم چنین اگر تکالیف بسیار دشوار باشند، احتمال شکست و ناکامی و به دنبال آن عدم اعتماد به نفس را در او ایجاد خواهد کرد. بنابراین، سطح دشواری تکلیف های درسی باید با سطح توانایی و یادگیری دانش آموز منطبق باشد تا او بتواند با تلاش و کوششی که به خرج می دهد، از عهده ی انجام تکالیف برآید و انگیزه ی یادگیری اش افزایش یابد.

 

10. ارائه ی مطالب تا حد ممکن به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیت های واقعی زندگی

بر اساس اعتقاد و یافته های روان شناسان، انگیزه ی واقعی انسان ها در یادگیری، انگیزه ی درونی ایشان است. فهمیدن مطالب، انگیزه ی درونی آنان را تقویت خواهد کرد و سبب شوق یادگیری و کشف اطلاعات خواهد شد. به همین خاطر، هر اندازه مطالب معنی دارتر و منطقی تر باشند، کنجکاوی افراد را بیشتر تحریک می کنند. بر همین اساس، در کلاس درس نیز اگر معلم بتواند مطالب درسی را به صورت معنی دار و قابل درک ارائه دهد و آن ها را با موقعیت های واقعی زندگی ارتباط دهد، شوق و انگیزه ی یادگیری در دانش آموز افزایش خواهد یافت.

راهكارهاي اجرايي كيفيت بخشي آموزشي وپرورشي درمدارس

1-  توجه به فضاي فيزيكي در مدرسه در همه ابعاد «از جمله ميز و نيمكت مناسب، رنگ كلاسها، تخته سياه، گچ تحرير مرغوب و...»

2-      برقراريروابط انساني مطلوب بين كاركنان و دانش آموزان و اوليا با هدايت و رهبري دلسوزانه مدير با عنوان كارگردان اصلي در مدرسه

3-     برقراري ارتباط و تعامل دوسويه بين دانش آموزان به عنوان عنصر اصلي و محوري در تعليم و تربيت .

4-      توجه جدي به نيازهاي آموزشي و پرورشي دانش آموزان در مدرسه از قبيل كتابخانه، نمازخانه، كارگاههاي علمي و رايانه، آزمايشگاه، زمين بازي مناسب، وسايل و امكانات ورزشي و...

5-      كيفيت بخشي به جلسات شوراي معلمان با طرح مسايل علمي و كاربردي و تشكيل كارگاههاي آموزشي

6 - هدايت و راهنمايي معلمان به آموزشهاي خلاق و استفاده از يادگيري مشاركتي توسط خود   دانش آموزان،                                                                                          ۷-   توجه لازم به كلاسهاي جبراني و ارايه برنامه منظم مطالعه به دانش آموزان در منزل

8-      توجه جدي به بانك جايزه در مدرسه و تشويق دانش آموزان

9-      توجه جدي به ساعت ورزش در مدارس و نيز برگزاري مسابقات علمي در مدارس با تشويق دانش آموزان

10-      توجه جدي و اهميت دادن به روز نوجوان و جوان و دانش آموز در مدرسه و ارتباط مستمر و دو سويه بين كاركنان مدرسه و دانش آموزان در جهت حل مسايل روزمره با كمك خود دانش آموزان
11-      توجه و اهميت جدي به امر مهم اقامه نماز در مدرسه

12-      توجه به خواسته ها و نيازهاي منطقي مربيان پرورشي در مدرسه و فعال نمودن ايشان در امور پرورشي مدرسه همراه با برنامه هاي مناسب و پيش بيني شده در جهت تقويت بنيه ديني در دانش آموزان

13-      اهميت دادن به شوراي دانش آموزي در مدرسه و دادن نقشها و مسؤوليتهاي متفاوت به ايشان در كارها از جمله ايجاد نظم در مدرسه، همكاري با معاونان مدرسه، شوراي حل اختلاف در مدرسه براي حل مسايل بين دانش آموزان، امور بهداشتي و ورزشي مدرسه و...

14-      فعال نمودن كتابخانه مدرسه و به روز نمودن كتابهاي موجود در آن در جهت استفاده مطلوب دانش آموزان براي رفع نيازهاي علمي، ديني و پژوهشي

15-      توجه و اهميت به همه مسابقات علمي و فرهنگي در مدرسه در جهت تقويت بروز استعدادهاي متفاوت دانش آموزان

16-      اهميت دادن به تشكيلات سازمان دانش آموزي مدرسه از قبيل «پيشتازان، فرزانگان، هلال احمر و بسيج دانش آموزي»

17-      توجه جدي به درس پرورشي در مدارس و اهميت دادن به آن در حد دروس ديگر

18-      فعال نمودن در مناسبتها از قبيل «ولادتها، ايام خاص، رحلتها» و برگزاري مراسم مخصوص آن روز در مدرسه در جهت آشنايي بيشتر دانش آموزان

19-      تشويق و ترغيب دانش آموزان قاري قرآن، هنرمند، ورزشكار و داراي استعدادهاي خاص

20-      توجه به نيازها و خواسته ها و مشكلات رفتاري و خاص دانش آموزان در مدرسه و ايجاد چتر حمايتي براي ايشان «مخصوصاً احيا و بكارگيري مشاوران مجرب در مدارس راهنمايي» با توجه به اين كه دانش آموزان در سن بحران و بلوغ به سر مي برند.

21-به كارگماردن مدیراني با اعتماد به نفس بالا ُرئیس بودن ولی ریاست نکردن مدیر                                                                                                             ۲۲- استفاده از روشهاي تدريس بارش مغزي (فكري) براي توانمندسازي‌دانش آموزان در حل مسايل روزمره و زندگي

23- تقسیم کار بین عوامل اجرایی آموزشگاه و نظارت کامل بر کار نیروها .

24- تشویق همکاران فعال در حیطه های مختلف آموزشی و پرورشی .

25- تشویق به جا و مناسب و جایگزینی آن به جای تنبیه نا بجا و نامناسب .

 26-با احترام گذاشتن به تفاوت های فردی دانش آموزان ، هرگز آنان را با هم مقایسه  ننماییم .

27- برگزاري جلسات هماهنگی کادر اجرایی مدرسه به صورت مکرر .

28- انتخاب امین دو شیفت (جهت مدارس دو نوبته ) به جهت هماهنگی امور و کم رنگ شدن تنش ها .

29- کسب تجربه از صاحب نظران امور مختلف آموزشی و پرورشی .

30- تشویق به موقع دانش آموزان برتر علمی ، اخلاقی ، کتاب خوان ، و......زدن عکس آنها در تابلو به منظور تشویق خود فردو دیگر دانش آموزان .

31  - تهیه دفتر راهنمای بایگانی جهت انبوهی از پرونده های سنوات گذشته به جهت عدم معطلی و صرف وقت کمتر .

32- حضور مدیر در کلاسهای مختلف و گفتگوی رو در رو و حضوری ، جهت شنیدن نقطه نظرات دانش آموزان .

33- درج سخنان گهر بار  پیامبر گرامی اسلام ،  ائمه و معصومین و همچنین بزرگان دینی و حکما و فیلسوفان و دانشمندان بزرگ کشورمان ، در تابلو ، به جهت آشنایی و بکار گیری و الگو گرفتن سخنان و منش  این بزرگواران در زندگی .

34- سعی ننماییم که همه طرح های خود را همزمان با هم اجرا نماییم .

35- ارتباط مستمر با اداره به جهت انجام شرح وظایف محوله به نحو مطلوب .

36- آشنایی مدیر با برنامه های رایانه ای مدرسه و از جمله خدمات ماشینی .

37- کنترل کامل دفاتر امتحانات ، دفتر آمار ، ریز نمرات دستی و کامپیوتری وکلیه امور دفتری و نظارت کامل بر تنها نکات ماندگار در مدرسه  .

38- مدیریت دل دریایی می خواهد و انعطاف پذیری .

39- ایجاد عدالت آموزشی و محیطی همراه با رقابت آموزشی بین دبیران . 

40- عقد قرارداد با دبیران قبل از سازماندهی و بیان نقطه نظرات و توقعات از دبیر مربوطه و ملزم بودن دبیران به انجام مفاد قرارداد .

41- ایجاد آرامش و فضایی دوستانه در کلاس توسط دبیران به جهت دستیابی به یادگیری بهتر دانش آموزان.

42- ایجاد محیطی گرم و صمیمی و به دور از استرس و دادن آرامش به همکاران .

43- استفاده از دانش آموزان فعال وبرگزاری کنفرانس های کلاسی در دروس مختلف.

44- شیوه های تدریس را از سنتی به شیوه های روز تغییر داده و با استفاده از تکنولوژی  آموزشی ،  حواس پنجگانه دانش آموزان را به کار گرفته و تقویت نماییم .

45- برگزاری جلسات هماهنگی دبیران دروس و رشته های  یکسان به جهت بررسی مسائل ، طراحی سئوال و رفع اشکالات آموزشی (ندانستن عیب نیست ، نپرسیدن خطا میباشد ) .

46- کارگاهی نمودن و رونق بخشیدن به جلسات شورای دبیران و استفاده از نظرات ارزشمند دبیران در حیطه های مختلف .

47- بیان حداقل یک حدیث یا روایت در ابتدای شروع کلاس توسط دبیران .

48- حضور دبیران دروس مختلف در مراسم صبحگاهی و استفاده دانش آموزان از تجربیات دبیران در این جلسات و متکلم الصحبت نبودن مدیر و معاون در مراسم ارزشمند و مفید صبحگاهی .

49-  ملزم نمودن دبیران به داشتن برنامه های آموزشی و داشتن طرح درس .

50- هیچگاه دانش آموزان را خدمتگزار خود ندانسته و آنان را به واسطه کار اشتباه مجبور و وادار به عذر خواهی ننماییم.                                    

51- مشارکت دادن دانش آموزان در فرآیند آموزش و تقویت کارهای گروهی در کلاس.

52- استفاده از راهکارهای مناسب جهت تقویت روحیاتی چون خلاقیت ، نوآوری، آموزش بهتر زیستن ، احترام به قانون ، رعایت بهداشت فردی و  ........

53- تهیه صندوق هایی در مدرسه تحت عناوین : ارتباط با مدیر ، ارتباط با مشاور ، ارتباط با شورای دانش آموزی و صندوق انتقادات و پیشنهادات .

54 - ایجاد پوشه ای مخصوص جهت بخشنامه های رسیده و پرهیز از زدن بخشنامه ها به در و دیوارو ناموزون نمودن اتاق دبیران  .

55- داشتن طرح های نشاط و شادابی در مدرسه همانند مسابقات ورزشی ، استفاده از آهنگ های سنتی و موزیک های بدون کلام در زنگ تفریح در مناسبت های مختلف .

56- آراسته بودن فضای آموزشگاه به جهت بهبود وضعیت روحی دانش آموزان و همکاران

57- نصب چند عدد تخته سیاه درحیاط آموزشگاه به جهت تخلیه هیجانات روحی دانش آموزان از یک طرف و از طرف دیگر استفاده آموزشی دانش آموزان در  زنگ های استراحت.

58- برقراری اردوها جهت همکاران واحد اموزشی به جهت تعامل بیشتر با آنان .

59- ایجاد تغییر در فضای آموزشی به منظور متنوع شدن محیط  و تاثیر روانی مثبت در همکاران و دانش آموزان .

60- تهیه بانک سئوالات و در دسترس بودن آن جهت استفاده دبیران و دانش آموزان.

61- فعال نمودن شوراهای دانش آموزی و اهمیت به تصمیم و نظرات آنان .

62- برگزاری کلاس روش صحیح مطالعه جهت دانش آموزان . چراکه بسیاری از مشکلات دانش آموزان به ندانستن روش صحیح مطالعه بر میگردد .

63- بالا بردن روحیه معنوی در همکاران و دانش آموزان .

64- برگزاری زیارت عاشورا، زیارت آل یاسین و سایر مراسم معنوی و مذهبی و حضور حداکثری کادر اجرایی ، معلمان و دانش آموزان در این مراسم .

65- برگزاری نمایشگاه های کتاب ، صنایع دستی و دست ساخته های دانش آموزی

66- تهیه منشور اخلاقی و انضباطی دانش آموزان در کلاس با استفاده از نظرات خود دانش آموزان و نصب آن در کلاس .

67- تشویق دانش آموزانی که نسبت به ماه قبل خود پیشرفت داشته اند .

68- دادن مسئولیت به دانش آموزان در امور مختلف .

69- بالا بردن سطح بهداشت مدارس با استفاده از خود دانش آموزان .

70- راه اندازی کلاسهای رفع اشکال قبل از امتحانات که تاثیر بسزایی بر روی پیشرفت   تحصیلی دانش آموزان دارد .

71- دادن اعتمادبه نفس به دانش آموزان به خصوص در مورد ضعف درسی و تکرار عبارت  :    <<< تو می توانی >>> و پرهیز از بکار بردن کلمات مایوس کننده .

72- دعوت از دانش آموزان موفق سالهای گذشته ((دانشجویان فعلی و برگزیدگان که در همین مدرسه درس می خوانده اند ))و بیان تجربیات آنها جهت دانش آموزان .

73-جلسات مشاورمدرسه و یا مشاور مقطع  تحصیلی بعدی با دانش آموزان جهت رفع مشکلات و پاسخگویی به سئوالات دانش آموزان.  

74- تعبیه و در دید قرار دادن  بانک و صندوق جوایز و اهدا کارت امتیاز به دانش آموزان توسط دبیران دروس مختلف و سایر مسئولین مدرسه .

75- انتخاب و تشویق به موقع دانش آموزانی که خود می توانند الگویی جهت دیگر  دانش آموزان باشند .

76- استفاده از شیوه معلم یار در کلاس و استفاده از  دانش آموزان برتر در این خصوص جهت تقویت دانش آموزانی که ضعف درسی دارند .  

77- جلسات پرسش و پاسخ مدیر با دانش آموزان در خصوص کیفیت بخشی به امور مختلف مدرسه .

78- برگزاری آزمون تعیین سطح علمی از دروس پایه مقطع تحصیلی قبلی ، در ابتدای سال تحصیلی ، به جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف دانش آموزان و چاره اندیشی به موقع جهت جبران مافات .

79- طرح و اجراء آزمون ها ی  تک درس و همچنین گروهی ، جهت آماده شدن دانش آموزان در عرصه های مسابقات و آزمون های علمی .

80- دادن انگیزه و موج انرژی مثبت به دانش آموزان توسط اولیامدرسه در همه زمینه ها

81 - دادن فرم نظر سنجی به دانش آموزان و اظهار نظر آنان درخصوص کلیه کادر آموزشی و اجرایی مدرسه و برگشت نظرسنجی انجام شده به افراد ذینفع و پیگیری در جهت رفع کاستی ها .

82- کار بر روی سئوالات تستی و امادگی دانش آموزان جهت زدن تست و یادگیری این مهارت ،  در مراحل مختلف آموزشی .

83- آموزش والدین در کنار آموزش دانش آموزان و کسب انگیزه های لازم اولیا در امر مشارکت تحصیل فرزندان .

84- در صحبت با اولیادانش آموزان احساساتشان را کاملا درک نماییم .

85-دعوت از اولیابه صورت کلاسی و در دبیرستانها به صورت رشته ای و بیان نکات مشاوره ای مناسب با موقعیت های مختلف زمانی و سنی دانش آموزان .

86- چاپ کارنامه ماهانه و دعوت از اولیا به جهت تحویل کارنامه و آگاهی آنان از وضعیت فعلی فرزندشان .

87- تشکیل کلاسهای آموزش خانواده توسط اساتید مجرب ، پرهیز از مسائل تکراری و  به روز بودن مسائل مطرح شده در جلسه.

88- تخصصی نمودن مسائل مربوطه در جلسات آموزش خانواده با توجه به کشش و نیازهای اولیاء دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی .

89- ارتباط حداکثری با اولیا ءدانش آموزان و حضورمستمرآنان در مدرسه .

 

تهیه وتنظیم  مهری عادل نیا

آموزگار پایه ششم ابتدایی

دبستان شهربانو

طلیعه               مهری عادل نیا            آموزگار پایه ششم  دبستان شهربانو

علم نور است و معلم اول خداست. تعلیم و تعلم از آموزه های انبیا و اولیاست و وظیفه معلم رسیدن و رساندن به خداست. علم جویی فریضه بر مسلمان هاست و دوستداری علم و علاقه به جویندگان علم از ارزش هاست.

تعلیم هر علمی دارای بسی نکته هاست و تدریس هر درسی، آشنایی با بسی تجربه هاست. و تدریس، دانش است و عشق است و روش است و بسیاری درس هاست و بدون آن، هرچه هست پوچ است و بی بهاست.

آنچه در پی آمده، «110» قطره از یک دریاست که طبق حروف ابجد، برابر با نام مولا «علی علیه السلام » امیر مؤمن هاست، و برگرفته از دانش ها و کتاب ها و تجربه هاست، و همچون مشعلی در تاریکی هاست. و در هر قسمت، بسیاری از نکته های مهم آن در نگاشته ماست و با توجه به کلاس های آزاد و غیرآزاد و زمینه ها و شرایط ویژه هر کدام قابل اجراست.

1- شرایط تدریس

الف) شرایط زمانی تدریس

1 - برای رفتن به کلاس تاخیر نداشته باشید و از تز نادرست «نظم ما در بی نظمی ماست » جدا پرهیز کنید; زیرا چنانچه شاگردان کلاس شما 30 نفر باشند و شما 10 دقیقه تاخیر کنید، در حقیقت 300 دقیقه (5 ساعت) از وقت انسان ها را به هدر داده اید و این اتلاف وقت قابل جبران نیست. و نیز در موارد ضروری و غیر اختیاری بیش از 50 دقیقه تدریس نکنید، و زمان هر جلسه تدریس را درنظر داشته باشید تا با کمی یا زیادی وقت روبرو نشوید; یعنی درس را بموقع آغاز نمایید و بموقع نیز تمام کنید; زیرا بی نظمی استاد، شاگردان را نیز بی نظم می کند و به گفته «سعدی »:

اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی

برآورند غلامان او درخت از بیخ

2 - بین دو جلسه تدریس حد اقل 10 دقیقه استراحت کنید; این استراحت تاثیر بسزایی در تدریس های بعدی شما خواهد داشت. از استاد کهنسالی پرسیدند: «شما با این سن و سال زیاد، چگونه این همه تدریس می کنید؟» پاسخ داد: «من در برابر یک ساعت تدریس، یک ساعت نیز استراحت می کنم » .

3 - هنگامی که خودتان در اواخر درس اعلام می کنید وقت درس تمام شده است، دیگر آن را ادامه ندهید، مگر آن که ادامه درس با مشورت خود شاگردان و بدون رودرواسی آنان انجام گیرد.

4 - در کلاس های اختیاری - تا آنجا که امکان دارد - بکوشید زمان تدریس را تغییر ندهید و درس را بدون علت ضروری تعطیل نکنید. استادی می گفت: «به تجربه برای من ثابت شده است که تغییر زمان کلاس و یا تعطیل کردن کوتاه مدت آن، باعث کم شدن تعداد شاگردان می شود» .

5 - درس خود را با توجه به زمان پیش بینی شده و تعداد جلسات تدریس و روزهای تعطیل زمان بندی کنید تا از نظر زمانی در پایان دوره یا ترم و یا سال با مشکلی روبرو نشوید. این کار نوعی «برنامه ریزی آموزشی » است. استادی را می شناسم که همیشه با شروع درس ها تقویمی تهیه می کند و با توجه به روزهای تعطیل و تعداد جلسات، برای درس خود برنامه ریزی دارد.

ب) شرایط مکانی تدریس

6 - سعی کنید مکان تدریستان دارای دما، روشنایی، مساحت، بهداشت، آرامش، میز و صندلی مناسب باشد.

7 - شاگردانی را که گوش یا چشمشان ضعیف است در جلوی کلاس، و شاگردانی را که قدشان بلند است در انتهای کلاس بنشانید. نیز فاصله شما با شاگردان، فاصله ای مناسب باشد به طوری که صدایتان برای همه آنان به خوبی شنیده شود.

8 - در صورت امکان، محل کلاس را در جایی انتخاب کنید که مورد سوء استفاده کسانی قرار نگیرد، و از محل سکونت شاگردان بسیار دور نباشد.

ج) شرایط آموزشی تدریس

9 - در پایان هر دوره آموزشی خود، با نظرخواهی از فراگیران به ارزیابی آموزشی و تاثیرات پرورشی درس خود بپردازید. برای این کار می توانید حد اقل سه سؤال را دراختیار آنان بگذارید: 1 . نکات منفی کلاس; 2 . نکات مثبت کلاس; 3 . نظریات و پیشنهادها.

10 - در آغاز راه، هر درسی را به همان صورتی که می خواهید تدریس کنید، در جای خلوتی و پیش از تدریس، تمرین کنید.

11 - در مواردی که کتاب و یا متن درسی وجود ندارد، در صورت امکان به شاگردان خود، جزوه و متن درسی بدهید.

12 - مطالب درسی را دسته بندی کنید; زیرا دسته بندی مطالب در تفهیم درس و کیفیت تدریس بسیار مؤثر است.

بیار ای سخنگوی چابک سرای

بساط سخن را یکایک به جای

13 - رؤوس مطالب درسی را روی یک کاغذ کوچک بنویسید و از روی آن تدریس کنید تا مطلبی فراموشتان نشود.

14 - یکی از مهم ترین اصول آموزشی، داشتن «تنوع » در هنگام آموزش است; پس بیشتر به آن توجه کنید.

15 - به حضور و غیاب شاگردان جز در موارد استثنایی، توجه داشته باشید. می توانید برای استفاده بیشتر از وقت، شخصی مطمئن را برای انجام این کار معین کنید.

16 - اگر سؤالی را در کلاس مطرح کردید، سرانجام جواب آن را بدهید و آن را بی جواب نگذارید.

17 -سعی کنید در هر جلسه تدریس، مطالب نو و تازه ای نیز برای شاگردان خود داشته باشید. این امر موجب پویایی و بالندگی کلاس شما خواهد شد.

18 - در صورت امکان، تعداد شاگردان کلاستان از 20 نفر بیشتر نباشند، اگرچه تغییر شرایط در تغییر تعداد شاگردان نیز تاثیر می گذارد.

19 - درس را از افراد مختلف و از جای جای کلاس و در اوقات گونه گون بپرسید تا همه شاگردان هماره از آمادگی درسی برخوردار باشند و احساس تبعیض هم نکنند.

20 - شاگردان را با روش های گوناگون و مناسب، نسبت به یادگیری درس تشنه کنید; به گفته «مولانا»: آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

21 - در کلاس درس، سؤالات خود را به گونه ای مطرح کنید که شاگردان را به اندیشیدن وا دارد و در حل آن سؤالات کمک کند، نه اینکه فقط نادانی آنان را ظاهر سازد.

22 - تا آنجا که امکان دارد انجام تکالیف درسی را به عنوان مجازات و جریمه و تنبیه، از فراگیران نخواهید.

23 - سؤالات مناسب ولی خارج از موضوع درس را پس از پایان کلاس جواب دهید، نه این که آن ها را هنگام تدریس پاسخ دهید و نه این که اصلا پاسخ ندهید.

24 - در صورتی که خستگی را در وجود شاگردان احساس کردید، اگر می توانید از ادامه تدریس خودداری کنید. گاه این خستگی در شاگردان به صورت های گوناگونی مانند نگاه به ساعت، گذاشتن پلک ها روی هم، بستن کتاب و کلاسور با صدای بلند، سخن گفتن با یکدیگر، توجه نکردن به درس و نگاه به جاهای دیگر جلوه گر می شود.

25 - اگر متن درسی یا کتابی برای تدریس خود دارید، نخست مطالب آن را دسته بندی کنید، روی تابلو بنویسید و توضیح دهید و سپس آن ها را با متن درسی و کتاب تطبیق دهید.

26 - موضوع و عنوان درس را در آغاز تدریس به طور مشخص بازگو کنید، و درصورت امکان آن را به صورت سؤال و طرح مسئله در آورید و روی تابلو بنویسید. یکی از استادان با تجربه و با سابقه همیشه در آغاز تدریس خود، موضوع و عنوان درس را روی تابلو می نوشت و سپس آن را برای فراگیران بیان می کرد.

27 - اگر شبهه ای را برای مخاطبان خویش مطرح می کنید، آن را بدون پاسخ نگذارید. در غیر این صورت، جدا از طرح این گونه شبهات بپرهیزید.

28 - خلاصه و جمع بندی و نتیجه درس را در پایان تدریس برای شاگردان خود بیان کنید.

29 - گاهی برخی از شاگردان، سؤال شاگردان دیگر و بویژه شاگردان ردیف های جلوی کلاس را نمی شنوند و یا متوجه نمی شوند; در این صورت، یک بار دیگر سؤال را تکرار کنید و توضیح دهید تا همه شاگردان، سؤال را در یابند و سپس آن را پاسخ دهید.

30 - بکوشید از طرح مطالب بدون مدرک و ماخذ و یا با مدرک و ماخذ نامعتبر خودداری کنید; بلکه مدرک و ماخذ مطالب را نیز به طور صحیح و دقیق ذکر نمایید.

31 - اگر از شاگردان سؤالی می کنید - تا آنجا که امکان دارد - اجازه دهید خود شاگردان پاسخ آن را بیابند و بگویند و یا حتی زمینه پاسخ دادن را نیز برای آنان فراهم آورید، نه اینکه خودتان بی درنگ پاسخ آن را بدهید.

32 - اگر پاسخ سؤالی را به بعد موکول می کنید، آن سؤال را در ذهن خود داشته باشید و یا بر صفحه کاغذی یادداشت نمایید تا حتما پاسخش را در جلسات بعد به دانش آموختگان بدهید.

33 - جواب سؤالات شاگردان را با کلمات و عبارتی مانند «ظاهرا» ، «احتمالا» ، «فکر می کنم » و «تقریبا این طور است » ندهید; بلکه بکوشید پاسخ آن ها را به طور صحیح بیابید و سپس به طور دقیق و قطعی به آنان بگویید.

34 - برخی از روانشناسان معتقدند که اگر بخواهیم تمام اصول یادگیری را در یک اصل خلاصه کنیم، آن اصل عبارت از «توجه کردن به آموخته های قبلی فراگیران » است; پس به این اصل، بسیار توجه کنید.

35 - در صورت امکان از شاگردان خود، هم آزمون کتبی، هم آزمون شفاهی و هم آزمون عملی بگیرید.

36 - مطلبی را که شاگردان با سعی و تلاش خود به دست می آورند، از آن خود می دانند و آن را با علاقه و بدون مقاومت می پذیرند.

پس زمینه دستیابی به مطالب به وسیله خود شاگردان را برای آنان فراهم آورید.

37 - پزشک روانشناسی می گفت: «شاگردان حدود 25 دقیقه می توانند روی یک موضوع خاص تمرکز کافی داشته باشند. پس از آن، تمرکز حواسشان سیر نزولی خواهد داشت » . از این رو باید پس از این مدت، در کلاس درس «تنوع » ایجاد کنید.

38 - استادی می گفت: «تعلیم و تربیت هماهنگی می خواهد» .

باید با مدیر، سرپرست، مسؤول، معاون، همکاران دیگر و یا حتی با پدر و مادر شاگردان هماهنگی داشته باشید تا تلاش شما بیهوده و آب در هاون کوفتن نباشد.

39 - تا آنجا که امکان دارد، اوقات استراحت و زنگ تفریح دانش آموختگان را نگیرید; زیرا در چنین اوقاتی، فرآیند یادگیری سیر نزولی فراوانی خواهد داشت.

40 - به گونه ای تدریس کنید که دانش آموختگان بااستعداد بپسندند و دانش آموختگان کم استعداد درک کنند.

د) شرایط روحی و عاطفی تدریس

41 - هنگامی که نشاط روحی و عاطفی دارید تدریس کنید و این کار را با خوشرویی، نرمخویی، و خونسردی انجام دهید. تا آنجا که ممکن است از تدریس به هنگام کسالت، عصبانیت، خواب آلودگی، اضطراب، نگرانی، ناراحتی و غمگینی بپرهیزید.

42 - خودتان در تدریس، شور و احساس داشته باشید تا بتوانید شور و احساس شاگردان را نیز برانگیزانید.

43 - تدریس نیازمند «تفریح » است و «تفریح » است و «تفریح » ! آن را فراموش نکنید.

44 - رابطه ای صمیمی و عاطفی با شاگردان برقرار کنید، و آنان را در حل مشکلات خانوادگی و گرفتاری های شخصی شان یاری دهید; عدم رسیدگی به این گونه مسائل، ممکن است باعث افت تحصیلی آنان شود.

2- ویژگی های مدرس

الف) ویژگی های علمی و آموزشی مدرس

45 - پیش از آغاز تدریس و از طریق مسؤولان مربوط، شناخت اجمالی از موقعیت محل و وضع شاگردان و سطح معلومات آنان به دست آورید.

46 - به شاگردان خود اجازه سخن گفتن و سؤال کردن را بدهید و سخنان آنان را بدون دلیل قطع نکنید. به راستی مگر تنها ما معلمان حق سخن گفتن و سؤال کردن داریم؟

47 - اگر بیرون از کلاس حادثه ای رخ داد، در صورت امکان آن را با مطالب درسی خود ارتباط دهید و یا به صورت کوتاه در باره آن سخنی بگویید تا آن حادثه، فکر و ذهن فراگیران را به خود مشغول نکند.

48 - برای تشویق شاگردان هدایا و جوایزی را - اگرچه اندک و مانند یک دفتر و خودکار باشد - درنظر بگیرید و در مناسبت های ویژه و مختلف به آنان بدهید.

49 - پزشک روانشناسی می گفت: «جاذبه پیش از ساختن است.» پس به این نکته مهم توجه کنید و تا ارتباط صحیح و با جاذبه ای بین خود و مخاطبانتان به وجود نیاورده اید، به تعلیم و تربیت و ساختن آنان کمتر رو بیاورید و یا حتی به این کار اقدام نکنید.

50 - هنگام تدریس از گروه گرایی و جناح بازی بپرهیزید و تدریس را فدای آن نکنید، بلکه حق مدار و حق گرا و مستقل و آزاداندیش باشید.

51 - یکی از ویژگی های هر استاد، تسلط علمی او بر موضوع و محتوای درس است. حتما برای تدریس خود، پیش مطالعه داشته باشید; زیرا چنانکه گفته اند: «بی مایه فطیر است » . همچنین سعی کنید که مشکلات روزمره زندگی مانند مشکلات اقتصادی، دلیلی برای مطالعه نکردن و مانعی برای علم اندوزی تان نگردد.

52 - با توجه به شرایط، از دادن سؤالات و تمرین های مناسب به دانش آموختگان غفلت نورزید تا بتوانید کیفیت آموزش و تدریس خود را ارزیابی کنید و ارتباط مستمر میان شاگردان با مطالب درسی شان برقرار بماند.

53 - در صورت امکان و پیش از آغاز هر درس، در مورد مطالب دروس قبلی، از دانش آموزان و دانشجویان خود - اگر چه از یک نفر باشد - سؤالاتی بکنید; زیرا این کار به رشد کیفی آموزش کمک می کند علاوه بر این، به تجربه ثابت شده است که فراگیران معمولا درس استادان پرسشگر را مطالعه می کنند، ولی به مطالعه درس استادان دیگر کمتر توجه نشان می دهند.

54 - در زمان های مناسب از برگزاری آزمون های غیر موظف غفلت نورزید و پاسخ صحیح سؤالات آزمون و نتیجه آن را در اسرع وقت به شاگردان بگویید.

55 - کتاب های کمک درسی و منابعی را که با موضوع و محتوای درسی شاگردان مرتبط است، به آنان معرفی کنید.

56 - برای تدریس خود طرح و برنامه ریزی درسی داشته باشید; این امر تاثیر بسزایی در کیفیت و کمیت آموزش و تدریس شما خواهد داشت.

ب) ویژگی های ادبی و هنری مدرس

57 - قلم و بیان خود را با کسب آگاهی از دستور زبان و آیین نگارش و با مطالعه نثرهای فاخر و نظم های زیبا، صحیح و زیبا کنید; زیرا قلم و بیان صحیح و زیبای شما در تدریستان تاثیر مثبت خواهد گذاشت; مثلا به جای واژه «کور» از واژه «نابینا» و یا «روشندل » استفاده کنید، و یا املای کلمات «دوّم » و «سوّم » و «ذغال » را به صورت صحیح آن یعنی «دوم » و «سوم » و «زغال » بنویسید.

58 - از خطی زیبا و یا خوانا برخوردار باشید; زیرا گاه دانش آموختگان از چگونگی خط معلم، به شخصیت وی پی می برند. و البته چگونگی خط، در تدریس انسان نیز بی تاثیر نیست. یکی از مدرسان خوش خط می گفت: «گاهی که از شاگردان خود در مورد کلاس و تدریسم نظرخواهی می کنم، یکی از نکاتی را که به آن اشاره می کنند این است که خط زیبای شما در تفهیم مطالب به ما مؤثر بود» .

59 - واژه های غیر ایرانی بویژه واژه های انگلیسی را در صورت دانستن تلفظ و معنای صحیح آن ها به کار ببرید. در غیر این صورت، از به کارگیری آن ها خودداری کنید; زیرا تاثیر منفی آن بیش از تاثیر مثبت آن است و باید عطایش را به لقایش بخشید.

ج) ویژگی های جسمی و ظاهری مدرس

60 - فراموش نکنید که تدریس نیازمند تقویت جسمانی است; مثلا بین هر دو جلسه تدریس چیزی بخورید و یا بنوشید، اگر چه اندک باشد.

61 - به آراستگی ظاهر خود، از قبیل شانه کردن موها، تمیز بودن و پاره نبودن لباس ها، بدبو نبودن جوراب ها، واکس زدن کفش ها، بدبو نبودن دهان، مسواک زدن دندان ها، خوشبویی، پاکیزه بودن بدن، و جز آن توجه داشته باشید.

62 - پیش از رفتن به کلاس، خود را در آینه ببینید. حتی بهتر است یک آینه کوچک با خود همراه داشته باشید.

63 - اگر جراحت یا بیماری ظاهری و مانند آن دارید، پیش از آغاز تدریس در باره اش توضیح مختصری بدهید تا ذهن شاگردان در طول تدریس، به آن مشغول نشود.

64 - گاهی هنگام تدریس کمی راه بروید و تحرک و جابجایی داشته باشید و از نشستن در یک جا و به صورت یکنواخت پرهیز کنید.

د) ویژگی های اخلاقی و تربیتی مدرس

65 - اخلاص و تقوا و تواضع داشته باشید; از مرید بازی و مریدخواهی چشم بپوشید و کمتر بگویید: «فلانی از مریدان یا شاگردان من بوده است » .

66 - برای خودتان نیز خودسازی داشته باشید تا بتوانید شاگردانتان را بسازید:

ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش

خشک ابری که بود ز آب تهی

ناید از وی صفت آب دهی

67 - در گفتن کلمه «نمی دانم » شهامت داشته باشید. شیخ مرتضی انصاری رحمه الله، از عالمان برجسته شیعه و با آن همه عظمت علمی، هنگامی که مطلبی را از ایشان می پرسیدند و پاسخ آن را نمی دانست، با لهجه محلی سه بار می فرمود: «ندونم، ندونم، ندونم » . (1)

68 - به وعده ها و قول هایی که در کلاس می دهید بویژه در مورد دادن هدیه و جایزه، عمل کنید. استادی می گفت: «به بچه ای در برابر جواب صحیحی که به سؤالم داده بود قول دادم جایزه ای به او بدهم، ولی آن را فراموش کردم. پس از یک سال، آن بچه را در کنار پدرش دیدم. همین که چشمش به من افتاد، به پدرش رو کرد و گفت: این آقا به من جایزه نداد!»

69 - نسبت به شاگردان خود محبت داشته باشید; این امر باعث می شود که شاگرد نیز به استاد خود محبت داشته باشد، و همین محبت دوسویه در تفهیم و تفهم نیز تاثیر خواهد گذاشت. از استادی پرسیدند: «چرا فلان شاگرد، درس شما را نمی فهمد؟ پاسخ داد: زیرا به من محبت ندارد.»

70 - به هیچ وجه به شاگردانتان توهین نکنید; آنان را مؤدبانه صدا بزنید، مثلا شاگردان را - اگر پسر هستند - با پیشوند «آقا» همچون آقای علوی، و - اگر دختر هستند - با پیشوند «خانم » همچون خانم فاطمی صدا کنید.

71 - هرگز بیجا نخندید، خنده بلند و با دهان باز نداشته باشید، و شاگردان را بیش از اندازه نخندانید تا هیبت و شخصیت شما نزد آنان کمرنگ یا بی رنگ نشود. شاگردی گفته بود: «ما هنگام خندیدن استادمان نگاه می کنیم که چقدر دهان خود را باز می کند، ما نیز هنگام خندیدن به همان اندازه دهان خود را باز می کنیم » .

72 - از داشتن «تیک » یا همان عادات نامطلوب، مانند بازی کردن با تسبیح، موی سر و صورت، ناخن، دکمه لباس، یقه، عینک، خودکار، گوش، بینی و جز آن بپرهیزید.

73 - در کلاس درس از گفتن کلمات و جملات رکیک و شوخی های خارج از ادب و نزاکت جدا پرهیز کنید، حتی اگر به بهانه هایی نظیر «بین الاحباب تسقط الآداب; میان دوستان، رعایت آداب فردی و اجتماعی ساقط می شود.» این کار را نزد دوستانتان و خودی ها انجام می دهید، دلیل بر آن نمی شود که این کار را نزد غریبه ها و شاگردان خود نیز انجام دهید.

74 - اگر مطلبی را به صورت اشتباه برای دانش آموزان بیان کردید، آن اشتباه را در همان جلسه و یا در جلسات بعد برطرف نمایید.

75 - به شاگردان خود بویژه هنگام ورود به کلاس، سلام کنید و سلام آنان را نیز با گرمی بیشتر و به صورتی بهتر جواب دهید. هرگز نپندارید که این کار از شخصیت معلم می کاهد. تجربه ثابت کرده است که این رفتار او بر محبوبیت می افزاید.

76 - از گفتار خشن، تند، گوشخراش، نامفهوم، یکنواخت، کسل کننده و تکیه کلام هایی مانند «درواقع » ، «به اصطلاح » ، «به قول معروف » ، «این ها» ، «عرض کنم به حضور شما» ، و جز آن خودداری کنید.

77 - هنگام تدریس و در حضور شاگردان، دست در بینی و گوش خود نکنید.

78 - شاگردان غالبا رفتار و کردار معلم را زیر ذره بین قرار می دهند و از او الگو می گیرند و تقلید می کنند. پس کاملا مواظب رفتار و کردار خود باشید; زیرا یکی از معلمان ورزش بر اثر آسیب دیدگی زانوی چپ خود، زانوبندی به پایش می بندد. پس از چند جلسه تدریس، متوجه می شود که تعدادی از شاگردان بدون هیچ گونه آسیب دیدگی، به زانوی چپ خود زانوبند بسته و از او تقلید کرده اند! !

79 - به سخنان شاگردان خود گوش فرا دهید و حتی به انتقادهای آنان توجه کنید. یکی از شاگردان علامه طباطبائی رحمه الله می گوید: «استاد بزرگوار ما بسیار مؤدب بود. به سخنان دیگران خوب گوش می داد. سخن کسی را قطع نمی کرد، و اگر سخن حقی را می شنید تصدیق می کرد.» (2)

80 - تنبیه تمام افراد یک گروه بر اثر رفتار بد یک فرد یا یک گروه کوچک، کار عاقلانه و خداپسندانه ای نیست; مواظب باشید تر و خشک را با یکدیگر نسوزانید.

81 - تا آنجا که ممکن است از سرزنش و تهدید شاگردان بپرهیزید و این کار را بویژه نزد دیگران انجام ندهید.

82 - بکوشید که شاگردان متخلف را به عذرخواهی از خودتان مجبور نکنید، و درصورت عذرخواهی، عذرشان را پذیرا باشید.

83 - اخلاص علمی ایجاب می کند که به جهت کم بودن تعداد فراگیران، کلاس درس خود را تعطیل نکنید.

84 - از به کاربردن کلمه «من » تا آنجا که می توانید اجتناب کنید. یکی از شاگردان علامه طباطبائی رحمه الله می گوید: «مدت سی سال در خدمت علامه بودم و یک بار کلمه «من » را از ایشان نشنیدم.»

ه) ویژگی های معنوی مدرس

85 - در تدریس بر خدا توکل کنید و پیش از آغاز هر کلاس به معصومان علیهم السلام و مخصوصا به حضرت فاطمه زهرا و حضرت مهدی علیهما السلام توسل بجویید; جمله «یا صاحب الزمان ادرکنا» یا جمله «یا فاطمة الزهرا ادرکینا» و مانند آن را بر زبان جاری کنید یا از دل بگذرانید.

86 - هنگام تدریس با طهارت باشید و درس خود را با نام خدا و یاد ولی خدا - عجل الله تعالی فرجه الشریف - آغاز کنید. می توانید مانند یکی از استادان، ثواب تدریس های خود را به معصومان علیهم السلام اهدا نمایید.

87 - پیش از هر دوره کلاسداری دو رکعت نماز بخوانید و سپس از خدا بخواهید که شما را در تدریس موفق بدارد.

88 - با حمد خدا و درود و صلوات بر پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله و معصومان علیهم السلام درس را شروع کنید و پس از پایان هر دوره تدریس به شکرانه موفقیت در آن، دو رکعت نماز بخوانید.

3- روش های تدریس

89 - بکوشید برای تدریس خود، «روش تدریس » داشته باشید. از این رو، شایسته و حتی بایسته است که با روشهای کلی تدریس و روش های اختصاصی تدریس هر درس آشنا شوید; زیرا گفته اند: «دنیای امروز دنیای یادگیری روش ها و به کار گیری آن هاست » .

90 - معمولا هنرمندی هر استادی در جلسه اول و بر اساس روشی که در تدریس خود بر می گزیند، مشخص می شود. در این باره بسیار بیندیشید و آن را دست کم نگیرید.

91 - روش های تدریس، متنوع و متفاوت است; به صورت روش روخوانی و توضیح، روش سؤال و جواب، روش دسته بندی، روش عملی، روش سمعی و بصری و روش تلفیقی و آمیخته از روش های پیشین شما می توانید این روش ها و بویژه روش آخر را در تدریس خود به کار گیرید.

92 - به خاطر داشته باشید که طبق آمار ارائه شده از سوی برخی از روانشناسان حدود 80% یادگیری از راه چشم و بقیه آن از راه حواس دیگر انجام می گیرد. از این رو در تدریس، لازم است تا آنجا که امکان دارد مواد و مطالب درسی خود را به صورت بصری نیز ارائه کنید; زیرا گفته اند: «یک تصویر، گویاتر از هزار کلمه است.»

4- فنون و مهارت های تدریس

93 - فنون و مهارت های پیش از تدریس مانند آماده کردن طرح درسی و یا ایجاد فضای مناسب آموزشی، و فنون و مهارت های ضمن تدریس مانند آماده سازی ذهنی شاگردان و یا استفاده از روش تفهیم و القای غیرمستقیم، و فنون و مهارت های پس از تدریس مانند ارزشیابی از تدریس خودتان و یا ارزشیابی از تحصیل شاگردان را در نظر داشته باشید و آن ها را به کار گیرید.

5- مراحل تدریس

94 - مراحل تدریس عبارت اند از:

1- مقدمه;

2- ارائه اطلاعات و تجزیه و تحلیل;

3- جمع بندی و نتیجه گیری.

بکوشید این مراحل را در هنگام تدریس رعایت کنید.

6- مواد مورد استفاده در تدریس

95 - می توانید در تدریس خود و متناسب با شرایط آن، از مواد گوناگونی همچون آیات، روایات، اصول و قواعد عقلی، قوانین و نظریات علمی، سخنان بزرگان دین و دانش، آمار و اخبار صحیح و دقیق، شعر، داستان و خاطره، مثال و تشبیه، ضرب المثل، لطیفه های مفید و مؤدبانه، و جملات و قطعه های زیبای ادبی استفاده کنید.

7- ابزارهای تدریس (وسائل کمک آموزشی)

96 - در تدریس از ابزارهایی مانند گچ، تخته سیاه یا وایت برد، طرح و نمودار و لوحه، عکس و پوستر، فیلم و اسلاید، نوارهای صوتی و تصویری، کامپیوتر، بلندگو، اورهد، اپک، فیلم استریپ استفاده کنید تا بر ارتقای کیفیت آموزش خود بیفزایید.

97 - می توانید در آغاز تدریس، خلاصه درس را روی تابلو بنویسید و یک دید کلی نسبت به درس جدید برای شاگردان فراهم آورید.

98 - مواظب باشید هنگام نوشتن روی تخته سیاه یا وایت برد و یا مانند آن، در برابر مطالبی که نوشته اید نایستید.

99 - روی تخته سیاه یا وایت برد و مانند آن هر مطلبی را ننویسید، بلکه فقط مطالب مهم و ضروری را، آن هم به صورت دسته بندی شده، بنویسید.

100 - هنگامی که روی تخته سیاه مطلبی را می نویسید، آن را با صدایی رسا نیز بخوانید تا همه شاگردان آن مطلب را بشنوند و بدون درنگ بنویسند و منتظر کنار رفتن شما از جلوی تخته نباشند.

101 - عنوان و موضوع درس را در بالای تخته و در قسمت وسط یا سمت راست آن بنویسید و در صورت امکان، آن را تا پایان درس پاک نکنید.

102 - چیزهایی مانند گچ را به طرف شاگردان پرتاب نکنید و چنانچه گچ از دستتان افتاد، آن را بردارید. استادی در باره روش تدریس و کلاس خود از شاگردان نظرخواهی کرده بود. یکی از شاگردان تیزبین از ایشان انتقاد کرده و برای وی نوشته بود: «استاد! یک روز هنگام تدریس گچ از دستتان بر زمین افتاد و شما آن را برنداشتید و پایتان را روی آن گذاشتید و آن را از بین بردید و با این کارتان اسراف کردید.»

103 - تخته گچی را آهسته و از بالا به پایین پاک کنید تا فضای کلاس را گردآلود و غیربهداشتی نکنید.

104 - در صورت امکان، از تخته پاک کنی استفاده کنید که هنگام پاک کردن مطالب درسی صدا ندهد و تخته را نیز سفید و کثیف ننماید.

105 - نوشتن عبارت های «بسم الله الرحمن الرحیم » و یا «باسمه تعالی » را روی تخته گچی و پیش از نوشتن هر مطلب فراموش نکنید.

106 - مطالب نوشته شده یا کشیده شده روی تخته سیاه را - هر چند اندک هم باشند - با دست و یا انگشت پاک نکنید.

107 - در صورت امکان، برای نوشتن مطالب و یا کشیدن شکل ها و بویژه مطالب و شکل های مهم درسی، از گچ رنگی - غیر از گچ قرمز و رنگ هایی مانند آن که به وضوح دیده نمی شوند - استفاده کنید.

108 - برای نشان دادن مطالبی که روی تخته گچی یا وایت برد و مانند آن نوشته و یا کشیده شده است، می توانید از یک چوب اشاره یا خط کش و یا آنتن رادیو استفاده کنید.

109 - مواظب باشید که هنگام نوشتن مطالب روی تخته گچی، لباس و سر و صورت و موهای خود را سفید و گچی نکنید. و اگر سفید و گچی شدید، حتما آنها را پیش از بیرون رفتن از کلاس پاک کنید.

110 - توجه داشته باشید که تخته گچی را پس از نوشتن مطالب روی آن پاک کنید.

پی نوشت ها:

1) نمی دانم، نمی دانم، نمی دانم.

2) یادنامه مفسر کبیر استاد علامه طباطبائی، ص 128

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 12:3  توسط شهربانو  | 

آزمون عملکردی تلفیقی علوم و ریاضی پایه دوم

دبستان دخترانه شهربانو

نام و نام خانوادگی: .........................................           تاریخ:

هدف: مهارت اندازه گیری                                                                      فعالیت فردی        

 

وسایل مورد نیاز: تعدادی دانه لوبیا، عدس و گندم

روش کار:

1) از هر دانه یکی را بردارید و آنها را به ترتیب از کوچکترین به بزرگترین در خانه های زیر بچسبانید و نقاشی کنید.

نمونه دانه

 

 

 

نقاشی دانه

 

 

 

 

2) حدس بزنید در طول خط زیر چند دانه لوبیا جای می گیرد؟ تعداد حدس

           .......................................................................................................................

3) لوبیاها را روی خط قرار دهید و درستی حدس خود را امتحان کنید. تعداد واقعی

4) عددی را که حدس زده اید با عددی که اندازه گرفته اید، چه قدر تفاوت داشت؟ 

5) فکر می کنید اگر خط را با کوچک ترین دانه، اندازه گیری کنید، چند دانه جا می گیرد؟ انجام دهید و مانند بالا نتیجه را مقایسه کنید.

           تعداد حدس: ................                   تعداد واقعی: ...............                 تعداد تفاوت: ...............

6) از انجام این فعالیت چه نتیجه ای می گیرید؟ ..................................................................................................................

 7) اگر بخواهید این فعالیت را دوباره انجام دهید، روش کارتان چه تفاوتی خواهد داشت؟

..............................................................................................................................................................................

خود ارزیابی

 

تقریباً

کاملاً

انتظارات آموزشی

 

 

 

 

1)دستور فعالیت را با دقت خواندم و انجام دادم.

 

2) طول خط را با دانه ها اندازه گرفتم.

 

3) حدس و نتیجه کارم را مقایسه کردم.

 

4) به پرسشها با دقت پاسخ دادم.

 

5) .................................................................

 

 

نظر نهایی معلم: ..............................................................................................................................................................................   

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:55  توسط شهربانو  | 

آزمون عملکردی علوم پایه دوم   دبستان دخترانه شهربانو

(پوشش بدن جانوران) 

نام و نام خانوادگی: ..........................                                                               تاریخ:

هدف: 1) مهارت به کار بردن ابزار و ساخت وسیله برای ساختن پر                        فعالیت فردی

       2) مقایسه پر واقعی و پر مصنوعی  

 

وسایل مورد نیاز: پر مرغ یا پر یک پرنده دیگر، مقوای بسیار نازک، نی نارک، چسب،          قیچی و مداد

روش کار:

1)     پر پرنده را روی مقوای نازک بگذارید و دور آن خط بکشید.

2)     پر را بردارید و دور شکل را با قیچی ببرید. این یک قسمت از پر دست ساز شماست.

3)     با نی، نواری به باریکی قسمت سخت پر ببرید.

4)     نی بریده شده را مثل آنچه در پر واقعی می بینید به پر دست ساز خودتان بچسبانید.

5)     پر دست سازتان را با پر واقعی مقایسه کنید. از نظر سنگینی آن، خم و راست شدنش، خیس شدنش  و ................

نتیجه ی مقایسه: ....................................................................................................................................................

6)    

بله

به نظر شما آیا یک پرنده دوست دارد پرش را با پر دست ساز شما عوض کند؟ چرا؟

خیر

زیرا ............................................................................................................................................................................

7)      با انجام این فعالیت چه چیزی یاد گرفتید؟      ...........................................................................................................................................................................................

8)     اگر بخواهید این فعالیت را دوباره انجام دهید، روش کارتان چه تفاوتی خواهد داشت؟     ...........................................................................................................................................................................................

9)     با انجام این فعالیت چه پرسشی به ذهنتان رسید؟     ...........................................................................................................................................................................................

10)نمونه پر واقعی و پر دست ساز خودتان را در زیر بچسبانید.

                    پر واقعی                                                           پر دست ساز

ارزیابی معلم:

انتظارات آموزشی

کاملاً

تقریباً

اصلاً

1)     دستور آزمایش را به دقت خوانده و انجام داده است.

2)     پر واقعی را با پر ساخته شده مقایسه کرده است.

3)     پاسخ های منطقی به سوالات داده است.

4)     پرسش جدیدی طرح کرده است.

5)     .....................................................................................

 

 

 

رهنمود معلم: ............................................................................................................................................................................................................

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:52  توسط شهربانو  | 

محقق : زهرا جلالی آموزگار پایه اول دبستان شهربانو

دانش آموزان دیرآموز:

یکی از عمده ترین مشکل هایی که در طول خدمتم با آن برخورد کرده ام کاربادانش آموزان دیرآموز بوده است. در اکثر سالهای خدمتم حداقل سالی یک دانش آموز دیرآموز داشته ام.

دیرآموز:

دانش آموزانی مرزی یا دیر آموز گفته می شود که هوش بهر آن بین 85-70 باشد یعنی به اندازه یک یا دو انحراف معیار مرکز ذهن از میانگین پائین تر است و از نظر رفتار سازشی مشکل خاصی ندارد ولی در یادگیری تحصیلی در برابر همسالان خود مشکل دارد.

بارزترین خصوصیات عاطفی دانش آموزان دیرآموز:

1-                    پائین بودن اعتماد به نفس

2-                    ضعف در انگیزه

3-                    پائین بودن دامنه ی توجه آنهاست.

 

راهکار: اصولی را که من در آموزش دانش آموزان دیرآموز رعایت کردم موارد ذیل بوده است:

-   برای تدریسها و آموزشها به پیش نیازها توجه نمودم.

-   به تفاوتهای فردی دانش آموزان توجه داشتم.

-   هیچ گاه دانش آموز دیرآموز را با دیگران مقایسه نکردم.(چون مقایسه باعث استرس و بدبینی و تحقیر دانش آموز می شود.)

-   هرگاه می خواستم مفهومی را آموزش دهم، مفاهیم را جدا جدا و به تفکیک آموزش می دادم و هیچ گاه در یک زمان چند مفهوم را آموزشی ندادم.

-   شرایط تکرار و تمرین را برای او فراهم می نمودم.

-   در اموزشها و تدریسها بیشتر از شیوه های مجسم و عینی و فعال استفاده می کردم.

-   به تلاش و پیشرفت دانش آموز دیرآموز اهمیت زیادی می دادم و او را تشویق می کردم.

-   درساعاتی که اوخسته  نبود و قبل از آن استراحت کرده بود آموزش جبرانی برای او می گذاشتم.

-   برای انجام بعضی از تمرین ها حق انتخاب به او می دادم تا او صحیح حل کند و هم اعتماد به نفس و عزت نفسش بالا برود و هم تجربه موفقیت آمیز داشته باشد.

-   تدریس خصوصی توسط همسالان، در کلاس هر کسی که درسش خوب بود و دارای ظرفیت بالایی بود و جنبه ی آموزش دادن را داشت را انتخاب می کردم تا به فرد دیرآموز آموزش دهد.

-   از یادگیری به صورت گروهی هم استفاده می کردم. به این صورت که او رادر گروه های سه نفره که یکی از دانش آموزان عالی و دیگر شاگرد متوسطی در آن قرار داشت، گروه بندی می کردم و هنگامی که گروه موفق می شد، همه ی گروه تشویق می شد و از این طریق دانش آموز دیرآموز هم تشویق می شد.

-   کوتاه کردن تکلیف: به دانش آموز دیرآموز بیشتر از بقیه تکلیف نمی دادم. بلکه فقط تکالیف متنوع و با کیفیت به او می دادم و فرصت انجام آن را هم بیشتر مشخص می کردم.

-   در مواقعی که مشکل پیش می آمد به شخص کودک حمله نمی کردم بلکه فقط کار زشت او را زیر سوال می بردم.

-   ساده کردن و ساده سازی سطح دروس برای فرد دیرآموز از دیگر کارهایم بود.

-   با توجه به اینکه کودکان دیرآموز قادر به تمرکز لازم نیستند. عادت به دقت و توجه در آنان را مورد تأکید قرار می دادم.

-   به طور مداوم با ولی دانش آموز دیرآموز در تماس بودم و در مورد ضعف ه و قوتهای دانش آموز با ولی او بحث و گفتگو می کردم و سعی می کردم فعالیتهای کودک در خانه مکمل کارهای مدرسه ی او باشد و خانواده با آگاهی کامل به کودک خود کمک کند.

 

 

اختلالات یادگیری در املا :

مشکل دیگری که در اکثر سال های خدمتم با آن روبرو بوده ام اشکالات املایی دانش آموزان بوده که اشکالات املایی دانش آموزان از دیدگاه زبان شناختی بر اثر اشکالات رسم الخطی ، تأثیر لهجه و گویش محلی دانش آموزان و فرایندهای آوایی حذف ، تبدیل و افزایش و قلب به وجود می آیند و از دیدگاه روان شناختی از ماورد زیر سرچشمه می گیرند.

1-           نارسا نویسی

2-           ضعف در حافظه دیداری

3-           ضعف در حساسیت شنیداری

4-           وارونه نویسی یا قرینه نویسی

5-           عدم دقت

نارسا نویسی :

خطاهای متداولی که در نوشتن دانش آموزان با آن برخورد داشته ام :

1-                       کج نویسی

2-                       پرفشار نویسی

3-                       کم رنگ نویسی

4-                       پررنگ نویسی

5-                       زاویه دار نویسی

6-                       نا مرتب نویسی

7-                       فاصله گذاری بیش از حد

8-                       بزرگ یا کوچک نویسی بیش از حد

بوده است.

اقداماتی که برای نارسا نویسی انجام داده ام بدین شرح است :

1- ابتدا از دانش آموز نارسانویس می خواستم با مداد خطوطی را به دلخواه رسم کند

2- سپس از او می خواستم که در منزل و مدرسه به دلخواه نقاشی کرده و رنگ بزند.

3- به وضعیت نشستن کودک توجه نموده و آن را اصلاح کردم ، او باید کاملاً راحت روی صندلی می نشست.

4- توجه به این که کاغذ یا دفترش ، راست باشد ، لبه کاغذ با لبه میزش بیش از 15 درجه انحنا نداشته باشد.

5- نحوه مداد گرفتن دانش آموز را کنترل نموده و شیوه درست گرفتن مداد را به او آموزش میدادم.

6- اگر انگشتان و عضلات کوچک و بزرگ دست او ضعیف بود از او می خواستم از مدادهای باریک و قطر کمتر استفاده کنم .

7- برای تقویت عضلات دست از اولیای او می خواستم در منزل از فعالیت های زیر استفاده کند: الف- مچاله کردن روزنامه ، ب- بریدن اشکال مختلف با استفاده از قیچی ، ج- بستن بند کفش و زیپ لباس و دکمه ، د- رسم دو خط موازی و سپس بین دو خط موازی بنویسند

تمیز دیداری :

بعضی از دانش آموزان در تمیز دیداری دچار مشکل بودند مثلاً زود را دوز یا خانه را چانه مینوشتند که برای تقویت در تمیز دیداری کارتهایی به این صورت تهیه می کردم.

 

کلمه

کلمه سمت راست را در بین کلمات دیگر پیدا کن

دانش

رانش

دانش

داش

روش

دانشور

 

یا حرف یا صدای مورد نظر را در کلمات مشخص زیر ، پر رنگ می کردند.

س- خروس                     سماور                           لباس                       سگ

کارت هایی هم تهیه نموده که حروف الفبا را در جهات مختلف روی آن نوشته و از دانش آموز می خواستم با چرخاندن کارت حروفی که درست در مقابل او قرار می گرفت را بخواند.

-      از او می خواستم حروف و کلماتی را که به صورت ناقص نوشته ام را تکمیل کند.

-      تصاویر نقطه چین را پر رنگ کند.

-      تصاویر ساده هندسی را پر رنگ کند.

 

حافظه توالی دیداری :

این مهارت به توانایی یادآوری آن چه دیده ایم به همان ترتیبی که بوده مربوط می شود. دانش آموزانی که از این مهارت به اندازه کافی برخوردار نبودند و در تجسم توالی و ترتیب حروف دچار مشکل بودند.

راهکار :

یک کارت مقوایی که روی آن سه کلمه نوشته شده بود را به دانش آموزان نشان می دادم و بعد آن را مخفی کرده و از او می خواستم آن کلمات را به ترتیب بازگو کند. پس از انجام موفقیت آمیز این تمرین کارت هایی با تعداد بیشتری از کلمات را به وی نشان داده و همان تمرین را دنبال می کردم تا مشکل او حل شود.

حساسیت شنیداری :

برای ترمیم حساسیت شنیداری می توان چند وسیله را با تلفظ های مختلف بیان کرد و از دانش آموز صحیح آن را سؤال کرد. مانند مسواک یا مسباک ، صداهایی که در نوار صداهای آمادگی بود را استفاده کرده و از دانش آموز می خواستم گوش داده و صدای هر کدام را تشخیص داده و به من بگوید. و یا چشمان دانش آموز را با دستمال می بستم و از هم کلاسی هایش می خواستم نام او را صدا بزند و باید او دوستش را تشخیص می داد و می گفت صدای چه کسی هست ؟

 

وارونه نویسی :

بعضی از دانش آموزان به هنگام نوشتن املاء واژه ها را صحیح ولی وارونه یا قرینه می نوشتند.

اقدامات لازم برای رفع وارونه نویسی و قرینه نویسی :

عروسکی که دست و پاهایش قابلیت حرکت داشت را به کلاس آورده و اندام های او را یک به یک به چپ و راست و بالا و پایین حرکت می دادم و از کودک می خواستم همان حرکات را تقلید کند. و یا از او می خواستم اعضای بدن خود را شناسایی کند و نام آن ها را بگوید و یا نام آن ها را می گفتم تا او نشان دهد.

در زنگ های ورزش بازی آینه بازی را انجام می دادیم. به این صورت که یکی از دوستانش روبروی کودک می ایستاد و یکی از اندام هایش را حرکت می داد. دانش آموز وارونه نویس باید همان حرکت را تکرار می کرد.

روش چند حسی :

با استفاده از حواس مختلف این کودکان ، توازن و تعادلی برای استفاده از حس بینایی ، شنوایی و لامسه را در نظر می گرفتند و برای یادگیری از مجموعه حواس خود استفاده می کردند.

 

 

 

روش سازماندهی اعصاب مرکزی :

دانش آموز در آن با تمرین های مختلفی شامل تأکید بر خزیدن ، چهار دست و پا رفتن و حرکت تقاطعی دست و پا نظم رشد سیستم اعصاب مرکزی که در مرحله قبل از مرحله رشد نیافته دوباره بازسازی می کنند تا تأخیر مرحله رشد نیافته را جبران کنند.

تکالیف درسی :

سعی کردم برای رفع اختلالات املایی تکالیف را تمرکز یافته و هدفمند طراحی کنم و برای گروه های همگنی از دانش آموزان که از نظر سبک و روش یادگیری یکسان بودند ، تکالیفی متناسب با آن ها طراحی و تعیین می کردم. و سعی کردم تکالیف تابع توان دانش اموزان باشد و مایه سرگرمی ان ها نه مایه عذاب و ناراحتی آن ها.

مثل نوشتم کلمات کلیدی با خمیربازی یا مواد دور ریختنی ، نوشتن تکلیف آبکی ، تمرین های متفاوت جهت شمارش دندانه و نقطه ، دوختن کلمات کلیدی روی پارچه سفید.

نوشتن املاهای خنده دار و داستان سازی با کلمات و یا این که کلمه ای را روی تخته نوشته و از دانش آموزان می خواهم کلمه بعدی با صدای آخر کلمه قبلی یکی باشد و همچنان تا جایی که می تواند ادامه دهد.

 یکی دیگر از مشکلاتی که در طول خدمتم با آن مواجه شدم بی انگیزه بودن تعدادی از دانش آموزان به درس و مدرسه و کم توجهی آنان به درس بود. و چون انگیزش عامل مهمی در یادگیری مؤثر و پویایی بود به فکر راه حل هایی افتاد و پس از به کارگیری روش ذیل سعی در تقویت انگیزه درونی آنان کرده و موفق هم شدم.

روش های ایجاد انگیزه در دانش آموزان :

الف- با طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب ، فراگیران را به فعالیت ذهنی ترغیب کرده و در آن ها احساس نیاز به یادیگری را انجام دادم (چون تا احساس نیاز به وجود نیاید هیچ حرکتی صورت نمی گیرد.)

ب- هنگام آموزش مطالب سعی کردم  از مثال های آشنا استفاده کنم و موضوعات درسی را به مسائل جاری زندگی ان ها ربط دادم و همچنین فرصت هایی برای کاربرد آموخته هایشان فراهم نمودم.

پ- تلاش کردم کیفیت آموزشی را با روش های مشارکتی و فعال دانش اموزان بهبود بخشم و دانش آموزان را در فعالیت یادگیری مشارکت دهم و از بروز عواملی که موجب دلسردی دانش آموزان می شود جلوگیری کردم.

ت- سعی می شد تجربه های موفقیت آمیز آن ها را افزایش داده تا دانش اموز موفقیت خود را احساس کرده و از این احساس موفقیت خود به موفقیت آن ها کمک می کرد.

ث- به تلاش های دانش آموزان توجه کافی داشتم و با تعریف و تمجید از کارهای خوب یکی از دانش آموزان موجب می شدم بچه ها با او همانند سازی کرده و او را سرمشق قرار داده و به درس و مدرسه علاقه مند می شدند.

ج- خود داری از مقایسه دانش اموزان با هم

چ- قدردانی از کار دانش آموزان تلاشگر

یکی دیگر از کارهایی که در ایجاد انگیزه در دانش آموزان کلاس اولی بسیار مؤثر بود این بود که در طول سال تحصیلی من هر وقت درس جدیدی را تدریس می کردم پس از تدریس حرف جدید اگر نام دانش آموزی در کلاس کامل آموخته می شد ، او را پای تخته صدا زده تا با کمک حرف جدید نامش را بنویسد. بقیه بچه ها از این که حروف نام دوستشان را کامل آموخته بودند ابراز خوشحالی کرده و به او تبریک می گفتند او نیز شادی خود را در روز بعد با پخش کردن شیرینی یا شکلات در بین بقیه دانش آموزان تقسیم می کرد و این باعث می شد که بچه ها لحظه شماری میکردندتا هر روز حرف جدید دیگری را یاد بگیرند تا نوبت نام آن ها شود. و این کار شور و حالی وصف نشدنی در کلاس ما ایجاد می کرد.

تشویق و تنبیه یکی دیگر از عوامل ایجاد انگیزه :

-      تشویق و تنبیه در موقعیت ها و افراد مختلف حتی در یک فرد در مواقع مختلف تأثیر متفاوتی دارد. ما باید ببینیم در موقعیت های مختلف تشویق و تنبیه تا چه حد در یادگیری و ایجاد انگیزه در دانش آموز مؤثر است و کدام یک یادگیری را آسان تر می کند و تا چه حد باید به کار برده شود.

من در کلاسم سعی کردم تشویقی را به کار ببرم که متناسب و به جا و به اندازه باشد و مستقیماً به رفتار کودک مربوط شود و بلافاصله بعد از عمل کودک اعمال گردد و باز شرایطی را فراهم کرده ام که همه دانش اموزان مورد توجه قرار گیرند البته در کنار تشویق ها هم به فراگیرانم گوشزد می کنم که ارزش یادگیری بیش از جلب رضایت من و پولک و مهر و جایزه ارزش دارد و به خاطر کسب دانش و لذت بردن از یادگیری تلاش کنند.

و بیشتر سعی کرده ام انگیزه درونی فراگیران را مورد تأکید قرار دهم تا انگیزه بیرونی را ، تجربه به من ثابت کرده است قدرت استفاده از کلمات تأیید کننده گاهی وقت ها از قدرت جایزه و پاداش بیشتر است.

حتی اعطای جایزه ، کارت امتیاز و برچسب و مهر و ... را با تشویق ها و تأییدهای کلامی همراه ساخته ام و گاهی ، یک نگاه گرم و یا لبخند صمیمانه همراه چند کلمه مانند «آفرین عزیزم» ، «چه قدر زیبا»  ، «به به از کارت لذت بردم» اثر بخش تر از هر جایزه و پاداش بوده و این تشویق و تمجیدها هم نگرش مثبتی به یادگیری در آنان ایجاد کرده و دانش آموزان را برای تلاش بیشتر متمایل کرده است و هم به دانش آموزان اعتماد به نفسی و عزت نفسی داده است.

گاهی وقت ها هم مجبور شده ام از تنبیه برای تضعیف رفتار ناپسند دانش آموزی استفاده کنم. برای این که اثر مثبتی داشته باشد سعی می کردم تنبیه را هم مثل تشویق به جا و متناسب و با اخطار انجام دهم و بلافاصله بعد از رفتار و کارهای نادرست اعمال کنم و دلیل آن را نیز برای شاگردم روشن کنم. البته نه تنبیه بدنی، بلکه تنبیه هایی که به صورت محروم ساختن کودک از چیزی یا کاری که به آن علاقه زیادی دارد در چند دقیقه ی کم.

بد خطی :

یکی دیگر از مشکلاتی که در این چند سال با آن برخورد کرده ام بد خطی تعدادی از دانش آموزان بوده که ابتدا علل بدخطی را شناسایی کرده و بعد برای برطرف کردن آن کوشیدم.

علل بدخطی :

1-                   توجه نکردن دانش آموزان به خط زمینه

2-                   اعتماد به نفس نداشتن هنگام نوشتن

3-                   وجود اختلالات یادگیری در دانش آموز

4-                   تندنویسی تکالیف

5-                   فشردگی برنامه کلاسی در یک روز

6-                   استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد کوتاه و دفتر نامناسب

7-                   بی دقتی هنگام نوشتن و رعایت نکردن هم شکلی ، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان

8-                   تراکم بیش از حد دانش آموزان در کلاس و نداشتن فضای مناسب و کافی برای نوشتن

9-                   بی توجهی معلم به چپ دستی یا راست دستی دانش آموز

 

 

 

راهکارهایی که برای رفع بدخطی در نظر گرفتم :

-      ابتدا سعی کردم خودم وقتی می خواهم سرمشقی بدهم اصول صحیح نوشتن را رعایت کنم و بر روی هم اندازه و هم فاصله تأکید فراوان کردم.

-      با رسیدگی انفرادی به نوشته های کودکان ، دلیل بدخطی بعضی ها بررسی و تمهیداتی برای او اندیشه می شد.

-      علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبا نویسی را در کودکان تقویت کردم.

-      مقدار تکالیف را متناسب با توانایی فراگیران می دادم.

-      سعی کردم فضای مناسب و کافی برای نوشتن داشته باشند.

-      توجه به چپ دست ها و نشاندن آن ها در سمت چپ نیمکت.

-      تقویت اعتماد به نفس در بچه ها و سعی در بالا بردن عزت نفس آن ها

-      از وابسته کردن بیش از حد دانش آموز به خودم هم دوری کردم.

 

 

 

 

 

یکی از کارهای ابتکاری : نیم دایره های ترکیبی اعداد

هدف : آموزش راحت تر و سریع تر مفهوم ترکیبی اعداد

روش استفاده :

سال های قبل برای آموزش و تدریس مفهوم ترکیبی عدد ، مثلاً 5 ابتدا از 5 نفر از دانش آموزان می خواستم پای تخته و جلوی کلاس بیایند در ابتدا تعداد کل را از دانش آموزان دیگر پرسیده و پس از آن از 5 نفر از دانش آموزان جلوی کلاس می خواستم که به دو دسته تقسیم شوند و این کار را آن قدر انجام دهند که هم همه ی شکل های مختلف را انجام دهند و هم تکراری نباشد. و یا از آن ها میخواستم تا از کیسه ی نخود و لوبیای خود به طور تصادفی 5 عدد نخود و لوبیا درآورند و هر دانش آموز تعداد نخود و لوبیای خود را بگوید و ترکیب ها را روی تخته می نوشتیم و ترکیب های تکراری را پاک می کردیم.

من برای راحت تر شدن کار بچه ها و به وضوح دیدن تفکیک مفهوم ترکیب اعداد و صرفه جویی در وقت این نیم دایره های مقوایی را درست کردم که برای تدریس ترکیب هر عدد ، به تعداد همان عدد روی نیم دایره عکس چسباندم و یک کش که شل نباشد و متناسب و اندازه نیم دایره باشد را روی نیم دایره انداختم و با جا به جا کردن کش بین تصاویر نیم دایره می توان به راحتی و به وضوح ترکیب ها و افراز مجموعه به دو مجموعه جدا از هم را به بچه ها آموزش داد. پس از آن که یکی از اعداد را تدریس کرده برای تدریس عدد دیگری از دانش آموزان و والدین آنان خواستم تا خودشان هم این نیم دایره ها را که به راحتی درست می شود را درست کرده و روی آن به تعداد عدد، یا عکس بچسبانند یا نقاشی کنند و یک کش روی آن بیندازند و برای تدریس های بعدی خودشان تفکیک مجموعه را انجام دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:47  توسط شهربانو  | 

 محقق : ملیحه غضنفری آموزگار پایه چهارم دبستان دخترانه شهربانو

خلاقیت چیست؟

خلاقیت به معنای خلق و آفرینش اندیشه ها، ایده ها، افکار نو و بدیع، متفاوت نگریستن به امور، عبور از مرز دانسته های محدود به حیطه نادانسته های نامحدود و کشف و ابداع راه حل های جدید برای حل یک مسأله است.
خلاقیت، تشخیص و بیان مسأله و ارائه راه حل های جدید برای آن است.
مهم ترین مسأله بعد از تشخیص خلاقیت در کودکان، حفظ و چگونگی پرورش آن است. باید انگیزه ذاتی خلاقیت، پرورش پیدا کند. بهترین روش برای حفظ خلاقیت در کودکان این است که به آنها کمک کنیم تا استعدادها و مهارت ها و علایق شان به یکدیگر مرتبط شود. درک و شناخت انگیزه درونی مرحله بسیار مهمی برای تشویق خلاقیت در کودکان است. باید زمینه ایجاد خلاقیت یعنی لذت و رضایت خاطر را در کودکان فراهم کنیم. یادآوری شایستگی ها و ایجاد استقلال برای تصمیم گیری در کودکان، موجب بروز خلاقیت در آنان می شود. کودکان از فعالیت هایی که احساس مسلط بودن به آن دارند، بیشتر لذت می برند و اگر احساس کنند که کار متعلق به آنهاست، بیشتر روی آن وقت می گذارند.

تأثیر ارزشیابی توصیفی در بروز رشد و خلاقیت دانش آموزان
یکی از اهداف اساسی آموزش و پرورش شکوفایی خلاقیت دانش آموزان است. اما با وجود اهمیت این موضوع، به علت های مختلف تاکنون کمتر به پژوهش و مطالعه بنیادی و برنامه ریزی در زمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان، پرداخته شده است و این درحالی است که به شدت به نسلی خلاق و نوآور نیازمندیم.
برای ایجاد خلاقیت، هوش، استعداد، مهارت و تلاش لازم است، اما کافی نیست. انگیزه درونی نیز باید به آنها اضافه شود تا خلاقیت شکل گیرد. ما باید برای کودکانمان فرصت هایی را به وجود بیاوریم و مهارت هایی را به آنها آموزش دهیم تا استعدادهایشان را گسترش دهند و این محقق نخواهد شد مگر این که بین مهارت ها و علایق آنها وجه مشترکی بیابیم و آنها را رشد دهیم ارزشیابی توصیفی سعی کرده با تغییر در ساختار نظام ارزشیابی آن را به قدری انعطاف پذیر کند تا با شیوه ها و علایق یادگیری متفاوت، انطباق پیدا کند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، کودکان در یادگیری فعال هستند و احساس غرور و مالکیت نسبت به کلاس درس خود دارند. آنها در این کلاس آزادند تا انتخاب کنند. راهنمایی می شوند و اختیار دارند تا در محیط کلاس، آن گونه که دوست دارند، یاد بگیرند. معلمین در طرح ارزشیابی توصیفی، با ایجاد جوی صمیمی و مطمئن در کلاس درس فضایی مساعد را برای رشد خلاقیت دانش آموزان فراهم کرده اند تا آنها بتوانند با آسودگی در کلاس به اظهارنظر بپردازند و بدون نگرانی هر سؤالی را که در ذهن دارند، مطرح کنند. آنها یاد گرفته اند که چگونه مهارت های یادگیری را در قلمرو خاص به کودکان بیاموزند. آنها روش تفکر درباره مسائل و قوانین علمی را به دانش آموزان آموزش می دهند. تحقیقات نشان داده است روابط صمیمانه و توأم با علاقه و احترام، نقش مؤثری در خلاقیت دانش آموز دارد.
در ارزشیابی توصیفی، یادگیری تفریحی مهم است. کودکان در کلاس تشویق می شوند که علایق، تجارب و ایده های خود را به کلاس درس بیاورند و اجازه دارند درباره هدف های کار روزانه خود با معلمان بحث کنند. به آنها استقلال کاری داده می شود تا تصمیم بگیرند. احساس آرامش می کنند و تنش ها و فشارهای کسب نمره را ندارند. آنها نه تنها از ایجاد هرگونه زمینه رقابت در کلاس درس، خودداری می کنند بلکه جوی را در کلاس ایجاد می کنند که دانش آموزان در انجام وظایف به همدیگر کمک کنند، در ایده ها با هم سهیم شوند و به نتیجه نهایی کارافتخار کنند و این یعنی خلاقیت.

روش های عملی پرورش خلاقیت
هر یک از این روش ها می تواند خلاقیت دانش آموزان را پرورش دهد. در بهره گیری از این روش ها باید به ویژگی های روش خلاق توجه کرد.
۱- داستانگویی و قصه نویسی
۲- شرح حال نویسی و انشا نویسی
۳- امور هنری از قبیل نقاشی
۴- بیان شرح حال و زندگی بزرگان
۵- استفاده از روش های تدریس متنوع
در تدریس موارد مختلف، هیچ گاه نباید از روش و الگوی واحدی استفاده کرد. افکار قالبی را در کودکان ایجاد نکنید و پرسش و پاسخ ها باید در کلاس درس، آزاد باشد، نه قالبی و محدود.
۶- ایجاد فرصت برای یادگیری اکتشافی
۷- تشویق دستاوردهای خلاق کودکان

روش های پرورش خلاقیت
روش های پرورش خلاقیت، روش «بارش مغزی» و روش «بدیعه پردازی» است.
با توجه به محدودیت زمانی در آموزش و پرورش ایران، مسأله مهم این است که معلم باید چه زمینه هایی را به منظور پرورش خلاقیت کودک فراهم کند
با توجه به این امر، به نظر می رسد در سیستم آموزشی، باید دست معلم به اندازه کافی باز گذاشته شود. ساختار نظام آموزشی نباید معلم را محدود به ارائه درس کند، بلکه باید امکانات مناسبی به منظور پرورش خلاقیت های کودکان ارائه شود و معلم اجازه مانور داشته باشد تا به منظور پرورش خلاقیت، از حداقل زمان، حداکثر استفاده را ببرد. در این زمینه، فعالیت های فوق برنامه از اهمیت بسزایی برخوردار است. معلم، دانش آموز و برنامه درسی عواملی هستند که باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند؛ چون تعامل بین آنها موجب رشد خلاقیت کودکان می شود. روش «بارش مغزی»، یعنی این که معلم سؤالی را مطرح می کند و به دانش آموزان اجازه می دهد تا همه نظرهایی را که به ذهنشان می آید، بیان کنند (خوب یا بد). نظرهای آنها به هیچ وجه مورد ارزیابی قرار نمی گیرد. در نهایت، پاسخ های آنها که روی برگه نوشته شده، جمع آوری می شود. معلم با مقایسه تمام راه حل ها، بهترین پاسخ را برمی گزیند و از این طریق، ذهن به سمت سیال شدن سوق داده می شود.
روش «بدیعه پردازی»، بیشتر در دوره ابتدایی به کار می رود و منظور از آن، برقراری ارتباط و پیوند بین امور به ظاهر نامربوط است.

آموزش خلاق کودک محور چیست؟
امروزه در بسيارى از کشورهاى پيشرفته آموزش خلاق کودک‌محور به سياست و برنامه‌ى اصلى سامانه‌ى آموزش و پرورش تبديل شده است. آموزش خلاق کودک‌محور بر فلسفه‌ى آموزش مشارکتى و هميارى کودکان و آموزگاران و مربيان استوار است. در اين شيوه‌ى آموزشى، به رشد چندگانه و همسوى کودکان که شامل رشد هوشى، هيجانى، اجتماعى و زبانى است، توجه مى‌شود و به ويژه بر رشد هيجانى و اجتماعى که بنيادهاى پرورش کودک را مى‌سازند، تاکيد مى‌شود.
در شيوه‌ى آموزش خلاق کودک‌محور، برنامه‌ريزى آموزشى، همسو با برنامه‌هاى پرورشى است. در اين شيوه، آموزش بدون پرورش بى‌معنا و بى‌هدف است. برنامه‌هاى آموزشى از پايين و با توجه به رغبت و گرايش کودکان طراحى مى‌شوند. در حالى که در شيوه‌ى سنتى آموزش، پرورش سياست‌ها و برنامه‌ريزى‌‌هاى آموزشى از بالا به پايين و دستورى است، به رغبت و گرايش کودکان توجه نمى‌شود و جاى پرورش در اين گونه از آموزش همواره خالى است.

در آموزش و پرورش مشارکتى، ديدگاه‌ها و گرايش‌هاى ياد‌گيرندگان، سبب مى‌شود که آموزگاران و مربيان، سازگار با استعدادهاى هر کودک به جريان يادگيرى سمت و سو دهند. در اين شيوه انديشه و هنر کودکان شکوفا مى‌شود. آموزش خلاق کودک محور تراز رغبت کودکان را مهم‌ترين اصل در فرايند يادگيرى مى‌شناسد. تا زمينه‌هاى مناسب براى رغبت کودکان فراهم نشود، آموزش برابر با اجبار و دستور است. اما هنگامى که همه چيز با رغبت کودکان برنامه‌ريزى شود، آموزش به جريانى آرامش‌دهنده و بالنده تبديل مى‌شود. در اين وضعيت است که انگيزه‌هاى کودکان براى يادگيرى افزون مى‌شود.

گونه‌ى آموزش خلاق کودک محور، واگرايانه است. در حالى که آموزش و پرورش سنتى، برپايه‌ى همگرايى و يکسان ديدن همه‌ى کودکان برنامه‌ريزى شده است. در آموزش و پرورش واگرا، هر کودک يک جهان متفاوت است که نيازها و گرايش‌هاى ويژه‌ى خود را دارد. برآيند چنين آموزشى به طور طبيعى کودکان خلاق‌ترى خواهند بود که توانايى درک بهتر و گشودن آسان‌تر رازهاى طبيعت و زندگى را دارند.

انديشه‌ها و تخيل‌هاى متفاوت، نقطه‌ى آغاز خلاقيت است. خلاقيت پديده‌اى دور از دسترس نيست، اگر گوهر وجودى کودکان را کشف کنيم. کودکان دوست دارند که آموزش با بازى همراه شود. برجسته‌ترين کارکرد بازى آزاد سازى انرژى‌هاى نهفته‌ى کودک و شکفتگى شخصيت اوست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک روش تدریس ارتفاع

با این روش یاد گیری ارتفاع خارجی نیز برای بچه ها آسانتر خواهد بود

راه حل های پیشنهادی : با کمی تفکر و تعمق می توان به هزاران شیوه ی ساده در روش تدریس پی برد . البته تمامی همکاران همیشه با ابتکارات و شیوه های نوین خود همیشه بهترین و ساده ترین راه را برای یاد گیری دانش آموزان فراهم می کنند ولی بهتر است که تمام همکاران این روشها را در اختیار تمام معلمان عزیز قرار دهند و با تبادل افکار و هم فکری بتوانیم موفق ترین دانش آموزان را در سرزمین عزیزمان آموزش دهیم امیدوارم که با اجرای این روش ساده و روش های دیگر سال تحصیلی جدید را با موفقیت پشت سر بگذاریم .

هر سال هنگام تدریس ارتفاع از گونیا برای رسم ارتفاع اشکال هندسی استفاده می کردم و با وجود تمرین و تکرار زیاد در مورد آن درس باز هم دانش آموزان در رسم ارتفاع مشکل داشتند . به این علت تصمیم گرفتم که راه حل مناسب و در عین حال ، ساده ای که همه ی دانش آموزان بتوانند با استفاده از این روش رسم ارتفاع را به خوبی یاد بگیرند ، پیدا کنم . امیدوارم که این روش بتواند روشی آسان برای یاد گیری مفهوم ارتفاع و رسم آن برای دانش آموزان عزیز باشد .

بیان مسئله

وقتی در کلاس ریاضی احساس کردم دانش آموزان در بعضی مسائل ریاضی مخصوصاً موضوع ارتفاع با مشکل مواجه شده اند تصمیم گرفتم تابستان برای آن روشی ساده ابداع کنم . در این روش دانش آموزان با مقداری نخ و چند شکل هندسی مانند انواع مثلث ، ذوزنقه و متوازی الاضلاع و ... می توانند به روش بازی کردن با اشکال این مطلب را به خوبی فرا گرفته و در ذهن خود جای دهند .

شیوه ی اجرا :

دانش آموزان در پایه ی سوم با مستطیل و مربع و لوزی و دو نوع مثلث متساوی الاضلاع و متساوی الساقین آشنا شده اند . در پایه ی چهارم نیز با مثلث قائم الزاویه و مختلف الاضلاع و همچنین ذوزنقه و متوازی الاضلاع نیز آشنا می شوند آنها با درست کردن این اشکال ( با استفاده از کاغذ رنگی و مقوا ) می توانند ارتفاع آنها را با نخ نشان دهند . دانش آموزان از قبل این اشکال هندسی را به صورت گروهی و تقسیم کار در منزل ساخته و آماده کرده اند . 

 هر کس یکی از این شکل ها و مقداری نخ باید همراه داشته باشد . آنها شکل را در دست چپ خود نگه داشته و با دست راست از تک تک رئوس شکل ارتفاع را با نخ به صورت عمود مشخص می کنند بعد از یاد گیری می توانند با شکل های دیگر نیز اینکار را تکرار کنند تا جایی که کاملاً بر موضوع مسلط شوند . در نهایت شکل ها را در دفتر خود ترسیم کرده و ارتفاع آنها را با همان نخ می توانند مشخص کرده و با گونیا رسم کنند

 

 

 

             چگونه بادروغگویی کودکان برخورد کنیم

 

 همه انسانها راه فکر کردن و توجیه اعمال خویش را از دیگران آموخته و تکامل یافته اند. درستی یا نادرستی از طریق کلمات و اعمال دیگران به ما القا می شود و ما این کلمات و اعمال را در ذهنیات خود تلفیق کرده، سرانجام شخصیت خود را شکل می دهیم.به مثالهایی چند از توجیه افرادی که در مواردی دچار اشتباه شده اند دقت کنید: من حق داشتم که این خطاها را انجام دهم ، افراد دیگر زیاد به این مسأله اهمیت نمی دهند هرکس دیگری هم که بود همین کار را می کرد . راستی شما فکر می کنید که این گونه توجیهات استادانه چگونه توسط بعضی از جوانان ونوجوانان بیان می شوند؟
آنها این مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از کسانی که با آنها سروکار دارند و با ارزیابی اعمال درست و نادرست که توسط ذهنیات هر یک انجام شده است اعمال خود را با این گونه توجیهات همراه می سازند. به خاطر همین است که می گوییم والدین نقش مهمی در تکوین شخصیت فرزندان خود بازی می کنند و این نقش در سالهای اولیه تربیت کودکان ارزشی به غایت والا دارد
برای اینکه فرزندان خود را راستگو تربیت کنیم ابتدا می بایست نسبت به اعمال خود نهایت دقت را داشته باشیم و نیز درارتباط خود با دیگران دقت کنیم، زیرا در یک جامعه معمولاً تربیتهای متفاوتی وجود دارد
تربیت کودک می بایست از همان دوره طفولیت او آغاز شود، صداقت و راستگویی از مواردی است که باید قبل از سنین مدرسه به آن توجه شود. البته ما باید توجه داشته باشیم که کودک اساساً قصد فریب والدین را ندارد، ولی توجیهات او راهی برای فرار از مجازات است
دروغگویی از نظر لغوی به معنای کتمان واقعیت است و بیان سخنی که واقعیت خارجی برای گوینده ندارد. فرد دروغگو از طریق دروغ گفتن ضعفهای خود را می پوشاند و شنونده را گمراه می سازد. خود را از تنبیه نجات می دهد و بدان وسیله توجه دیگران را به خود جلب می کند.
دروغ گفتن یکی از رفتارهای متداول کودکان 4ـ5 ساله است که از لحاظ اخلاقی اشکالی ندارد. کودکان در این سن و سال معمولاً به دو شکل دروغ می گویند که نخستین آن خیال پردازی است، کودک با جعل داستان یا با طرح مبالغه آمیز بعضی از واقعیات، اغلب خواسته خود را با ما درمیان می گذارد و غیرمستقیم از امیالش صحبت می کند. در این صورت بهتر است که پدر ومادر در تأیید خواسته کودک حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفید است، دروغی است که بزرگترها هم می گویند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آمیز می گذارند تا به جای نتیجه بد، نتیجه خوب بگیرند. در این مرحله از رشد کودک تنها کار درست را در خواسته خود می جوید و با استفاده از دروغ برای رسیدن به خواسته اش تردیدی به خود راه نمی دهد. در این موارد باید به کودک تفهیم کنیم که از راستگویی و صداقت او خوشحال می شویم باید بداند که دروغ و دروغگویی را دوست نداریم
باید توجه داشت که این مسأله در سنین بالاتر رفتاری ناپسند است که به کودک شخصیت ساختگی و تصنعی می بخشد
هرگاه کودک شما در موقعیت نامطمئن و ناامن قرار گیرد و احساس خطر یا حقارت کند به گفتن دروغ متوسل می شود. کودک دروغگو به گفته هایش ایمان ندارد و به طور قاطع و صریح حرف نمی زند، به تدریج اعتماد خود را به دیگران از دست می دهد و نسبت به اطرافیان بدبین می شود.
متأسفانه برخورد بسیاری از والدین در این موارد با تنفرهمراه است زیرا از خود سؤال می کنند که چرا فرزندشان دست به چنین عملی زده است؟ در برخورد با چنین مواردی والدین نباید به چشم یک آدم دروغگو به کودک نگاه کنند و یا دائماً به آنها ظنین باشند زیرا چنین برخوردی عواقب ناگواری را به همراه خواهد داشت.
برای درمان دروغگویی شناخت علل آن کاملاً ضروری است، دروغگویی به عنوان یک مشکل علل گوناگون و متعددی دارد که درا ینجا به برخی از آنها اشاره می شود
بررس علل دروغگویی
همان طور که قبلاً هم اشاره شد یکی از علتهای دروغگویی آموزش نادرست خانواده است. در خانواده ای که پدر و مادر و دیگر اعضای آن همواره به یکدیگر دروغ می گویند نمی توان انتظار داشت که کودکی راستگو تربیت شود
ـ دروغگویی کودک ممکن است برای جلب توجه اطرافیان باشد. چنانچه کودکی در خانواده یا مدرسه مورد بی توجهی اطرافیان قرار گیرد، برای نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممکن است به گفتن دروغ در زمینه های گوناگون متوسل شود
ـ کودکانی که نسبت به دوستان و اطرافیان خود احساس کمبود می کنند، ممکن است برای جبران کمبودها در زمینه های گوناگون نظیر شغل والدین، محل سکونت، وضع تغذیه، دوستان و تفریحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسیله به طور موقت تسکین دهند.
ـ ترس نیز از دیگر عواملی است که موجب دروغگویی می شود. اگرکودک به سبب راستگویی تنبیه شود، در آینده برای نجات و رهایی از مجازات به دروغگویی متوسل می شود. باید اذعان کرد که سختگیریهای افراطی و برخوردهای خشن والدین ومربیان با کودک از علل مهم دروغگویی کودک محسوب می شود
ـ گاهی نحوه بیان و برخورد والدین و مربیان با کودک او را به دروغ گفتن وامی دارد و به او دروغگویی را می آموزد. به عنوان مثال والدین به کودکی که مرتکب عمل خلافی شده است اصرار می ورزند که او این کار را انجام نداده است بلکه دیگری مثلاً همسایه یا دوست یا برخی موجودات خیالی سبب آن بوده اند. در این حالت والدین علاوه بر آنکه کودک را دروغگو بار می آورند او را به گریز از قبول مسئولیت رفتارش نیز وامی دارند
انتظار و توقع بیش از حد از کودکان و مقایسه آنان با دوستان وهمکلاسیها در زمینه های گوناگون از دیگر عوامل دروغگویی کودکان می شود دراین صورت کودک از طریق دروغ می تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه یابد و هم والدین را راضی و خشنود سازد و نظر آنان را به سوی خود جلب کند
درمان دروغگویی
برای پیشگیری و درمان دروغگویی، والدین و مربیان باید واقعیات را بپذیرند و برای شنیدن موارد شیرین و تلخ از طرف کودکان آماده شوند و با رفتار خود به کودک بیاموزند که گفتن واقعیات به هر صورتی که باشد مقبول است و موجبات تنبیه و آزار کودک را فراهم نخواهد کرد
اگر کودک پی ببرد که والدین و مربیان او را برای دروغگویی تشویق و برای راستگویی تنبیه نمی کنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعیت نخواهد پرداخت، همچنین والدین و مربیان باید از طرح پرسشهایی که کودک به آنها به احتمال قوی پاسخ نادرست خواهد داد خودداری کنند. در صورت مشاهده دروغ، والدین و مربیان نباید شتابزده عمل کنند و به تنبیه کودک مبادرت ورزند
برای بازداشتن کودک از دروغگویی و اصلاح رفتار آنان باید روش برخورد باتوجه به موقعیت انتخاب شود که برخی از روشها به اختصار عبارت است از
نشان دادن ارزش راست گفتن ـ در وهله اول کودک باید دریابد که دروغگویی کار نادرست و ناپسند و راستگویی عملی باارزش و پسندیده است. کودک باید ارزش راست گفتن را درعمل تجربه کند. والدین و مربیان نباید در برابر دروغهای کودکان برآشفته شوند و او را کتک بزنند. بیان نتایج زشت و تلخ دروغگویی به صورت داستان برای آنها می تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگویی مفید واقع شود. همچنین اگر والدین و مربیان، کودک را در خلوت ـ نه در جمع ـ در جوی محبت آمیز و پرعطوفت با مضرات و نتایج دروغگویی آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگیری و نیز درمان دروغگویی می تواند مؤثر باشد
اجازه بیان احساسات ـ کودک باید احساسات خود را آزادانه ابراز کند و در صورتی که بیان احساسات، باعث آزار و اذیت اطرافیان شود باید به کودک آموخت که به تدریج این احساسات را جایگزین احساسات خوشایند سازند و نباید برای احساساتش تنبیه شود. برای نمونه اگر کودکی از برادر کوچکش خوشش نمی آید، باید به او اجازه داده شود که احساساتش را بیان کند، پس از شنیدن نظر کودک، والدین باید ضمن تحلیل رفتار خود با کودک و یافتن علل پیدایش چنان احساسی به راهنمایی کودک و تغییر رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردی که کودک مرتکب کار خطایی شده ولی راست می گوید، باید به ملایمت و به طور صحیح به او تذکر داده شود که رفتارش درست و پسندیده نیست و باید آن را تغییر دهد. هشدار به کودک، همدردی با او در مواردی که لازم است، نادیده گرفتن حرفهای کودک و بی توجهی به آنها از روشهایی است که در مواقع مشخص می تواند برای پیشگیری و درمان دروغگویی کودکان استفاده شود
تعدیل انتظارات از کودکان ـ والدین و مربیان باید از هر کودک انتظاراتی داشته باشند که با واقعیات و امکانات او منطبق است در غیر این صورت، دروغگویی کودک تقویت و تشدید خواهد شد. چون کودک توان عملی ساختن خواسته های اطرافیان را ندا رد به گفتن دروغ متوسل می شود بنابراین از کودک باید انتظارات در حد توانش داشته باشیم 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:29  توسط شهربانو  | 

محقق : مهری عادل نیا آموزگار پایه دوم دبستان شهربانو

تعريف كودكان ديرآموز«كندآموز»

كودكاني را ديرآموزمي‌خوانيم كه از نظر هوشي در محدوده هوشبري بين 70 تا 84 قرار گرفته‌اند يعني يك تا دو انحراف استاندارد پايين‌تر از ميانگين سني خودشان قرارگرفته‌اند داراي عملگرد طبيعي ضعيف هستند.

اين كودكان تنها در حيطه مهارت‌هاي تحصيلي داراي عملكرد محدودتر و ضعيف‌تر نسبت به همسالان خود هستند در ساير رفتارهاي انطباقي و سازشي فاقد هر گونه ملاحظه‌اي مي‌باشند و مثل همسالان خود داراي تفاوتهاي فردي در حيطه‌هاي مختلف رفتاري‌اند.

ويژگي‌هاي كودكان ديرآموز

اين كودكان تمركز و وقت كافي نسبت به كارهاي فكري و ابتكاري ندارند، قادر به طرح نقشه و برنامه‌ريزي براي خود و ديگران نسيتند ولي ممكن است با تمرين و ممارست در كارهاي عملي و حرفه‌اي موفق شوند.

بيشتر اين افراد در خانواده و جامعه به طور تقريباً عادي زندگي مي‌كنند و جز در مواردي كه انتقاد، استدلال و بيان لازم است تفاوت محسوسي با ديگران نشان نمي‌دهند.

اين افراد اگر دچار آَشفتگي‌هاي عاطفي نشوند، مطيع، فرمانبر، آرام و سازگار و در كنار همسري عاقل و مطيع و يا همكاري دلسوز و شيكبا مي‌توانند خود و اطرافيان را از آرامش بهره‌مند سازند.

اشتغالات فني‌وحرفه‌اي ورزشي در رشد و پرورش شخصيت اين افراد موثر است و علاقه‌زيادي به آن نشان مي‌دهند.

برخي از مشخصات اصلي و بارز اين دانش‌آموزان عبارتند از:

در درك مفاهيم و يادگيري مطالب، كندتر از متوسط كلاس هستند.

در تشخيص روابط پيچيده ضعيف هستند.

ـ از درك مفاهيم انتزاعي يا مجرد  عاجز هستند.

ـ براي يادگيري مطالب درسي، به تمرين‌هاي بيشتري نياز دارند.

دامنه معلومات آنان نسبت به همسالان خود محدودتر است.

ـ خزانه محدوده‌تري نسبت به همسالان خوددارند و از دستور زبان ساده‌اي كه ويژه ‌دانش‌آموزان كوچكتر است، استفاده مي‌كنند.

ـ در خواندن و فهميدن كتابها‌ي درسي دچار اشكال هستند.

ـ در انجام تكاليف درسي معمولاً 2 تا3 سال از همسالان خود عقب هستند.

ـ معمولاً برخي معملان بدون توجه به محدوديت توانايي‌هاي ذهني اين گروه از دانش‌آموزان را سرزنش و با ديگران مقايسه مي‌كنند و چنين برخوردهايي موجبات شكست و دل‌زدگي بيشتر آنان را نسبت به تحصيل فراهم مي‌سازد، اصولاً ياس و نااميدي ناشي از شكست در مدرسه اعتماد به خود را كاهش مي‌دهد و چنين القا مي‌كند كه من به درد هچ كاري نمي‌خورم.

در حالي كه معلم آگاه و دانا بايد در برخورد با چنين دانش‌آموزاني محدوديت‌هاي ذهني آنان را در نظر بگيرد و اگر واقعاً تشخيص مي‌دهد كه اين گروه توانايي درك مفاهيم پيچيده درسي را ندارند آنان را به بهره‌مندي از آموزش و حرفه‌اي يا كشاورزي تشويق كند، تا بتوانند از تناسب با توانايي‌ها و نيازها‌ي خود، شغل آينده خويش را پايه‌ريزي كنند.

براي تهيه يك برنامه ويژه كودكان ديرآموز بهتر است مشابه الگوي زير عمل شود:

زمينه‌يابي و بررسي نمرات گروه‌هاي 1 تا5 سال و مختص كودكاني كه نمرات هوشي آنان 2 سال يا بيشتر از حد ميانگين پايين‌تر بوده است.

از معلماني كه قبلاً با چنين كودكاني سروكار داشته‌اند استفاده كرده و تا توصيه‌هاي لازم ارائه شود.

يك ارزيابي دقيق از سلامت كودك تاريخچه اجتماعي او لازم است تا مشخص شود دلايل آَشكاري كه در عقب‌ماندگي او نقش دارند، چيست؟

آزمون‌هاي هوشي گروهي نيز مي‌تواند كمك بزرگي باشد.

اگر عقب‌ماندگي مربوط به عوامل احساسي و هيجاني باشد، يك مطالعه كامل توسط روانپزشك و يا روانشناس كه واجدشرايط لازم است ضرورت دارد. محتويات اين مطالعه عبارتند از:

آزمون‌ هوشي انفرادي عملي، آزمون‌ بالندگي(مهارت‌هاي) اجتماعي و شخصي و آزمون‌هاي پيشرفت تحصيلي.

كودكان ديرآموز در كلاس‌هاي ويژه

يك كلاس ويژه كودك اين وضعيت را داراست تا وي در محيطي كه به اندازه سطح خودش است پيشرفت كند و به اندازه سطح درك و فهم خودش با او كار شود. كلاس ويژه جايي است كه در آن تعداد دانش‌آموزان كمتري نسبت به ساير كلاس‌ها وجود دارد و تلاش معلم بيشتر است.

براي اين‌كه آموزگار از عهده اين كلاس و اين تكليف برآيد، مستلزم اين است كه معلم داراي شخصيتي متناسب با خصوصيات اين كودكان باشد، اين آموزگار بايد صبر و شكيبايي بي‌پايان،‌مهرباني، بينش و يك عشق ذاتي و فطري براي كودكان، روحيه تلاش و خستگي ناپذير و انسان دوستانه داشته باشد.

آموزگار بايد تخصص لازم در زمينه‌هاي مربوط داشته باشد، از جمله:

دانش و آگاهي به ميزان كافي.

توانايي كمك با توجه به تطابق شخصي و سازگاري او.

آشنايي با آزمون‌هاي مختلف و موارد استفاده از آن‌ها در ارزيابي كودك.

دانستن برنامه و برنامه‌هاي درسي.

دانستن تكنيك‌هاي آموزشي و مواد درسي.

دانستن ادبيات حرفه‌اي.

برقراري ارتباط مناسب و مطلوب با كودكان و خانواده‌هاي آنان.

كودكان ديرآموز در كلاس‌هاي عادي

اگر چه براي کودکان عقب‌مانده استفاده از كلاس‌هاي ويژه يك ايده‌آل است اما هميشه اين امر امكان پذير نيست. گاهي اوقات كودك عقب مانده و يا كودك ديرآموز در يك كلاس عادي جا داده مي‌شود زيرنظر معلمي قرار مي‌گيرد كه فعاليتي در مورد تدريس اين كودكان نداشته است.

وقتي بنابه هر دليلي اين عمل انجام شود، معلم بايد در مورد اين كودك با روانشناس يا مشاور مدرسه گفتگو نمايد تا بتواند اين كودكان را بهتر تحت آموزش قرار دهد.

در هر كلاس كه 30 تا 40 دانش‌آموز دارد، به طور ميانگين 1 تا4 دانش‌آموز با ويژ‌گي‌هاي گفته شده وجود دارد معلم بايد اصول اصلي كار با اين كودكان را بداند عبارت است از«

ـ معلم بايد ويژگي‌هاي فردي كودك را در نظربگيرد.

ـ معلم بايد در كلاس به كودك کمک كند تا دراندازه و سطح خودش آموزش ببيند.

ـ مطالب درسي بايد بيشتر تكرار شود و مدت زمان يادگيري و آموزش درس جديد با فاصله بيشتر برنامه‌ريزي شود. مدتي كه طول مي‌كشد تا يك كودك ديرآموز همانند يك كودك عادي يك سال درسي را به پايان برساند، يك سال و نيم است.

ـ كودك ديرآموز احتياج به انگيزه براي تمرين(مشق و تكاليف) دارد. اما تمام اين روشها‌ي انگيزشي به يك نوع نيستند و آموزگار بايد نبوغ نيستند و آموزگار بايد نبوغ خاصي براي آموزش به كودك به كار بندد.

ـ آموزگار براي تدريس از مسائل عيني و محسوس كمك بطلبد تا بتواند موقعيت آموزشي محسوسي را براي او فراهم كند.

ـ كودك ديرآموز براي رسيدن به ايده‌آل‌هاي آموزشي نياز به تحسين و تشويق دارد.

از قبيل: جوايز متنوع ستاره روي دفتر، اسباب بازي، نوشتن نامش به گچ رنگي و خلاصه تحريك كردن علاقه‌اش.

ـ آموزگار بايد به كودك کمک كند تا به فعاليتشها‌يش به عنوان يك چيز با ارزش بنگرد و هر فعاليت و تلاش كودك در ارتباط با موضوع تدريس از جانب معلم مورد احترام قرارگيرد.

ـ داشتن ظاهر مناسب به كودك كمك مي‌كند تا بهتر مورد پذيرش در جامعه باشد.

ـ از اين كودكان بايد برنامه‌ها و هدف‌هاي كوچكتري را انتظار داشته باشيم.

ـ موضوعات درسي مدرسه‌هاي رسمي بايد در آموزش به اين كودكان با تاخير به كار گرفته شوند تا زمانيكه كودك براي پذيرش آن‌ها آماده مي‌شود از آن جايي كه كودك ديرآموز تقريباً 2 سال از كودكان هم سن خود از لحاظ آموزشي عقب‌تر است ما بايد انتظار داشته باشيم كه او با كودكان كوچكتر از خود در يادگيري برابري نمايد.

ـ رسيدن به موفقيت و پيشرفت تحصيلي براي كودك ديرآموز منوط به داشتن طرح و برنامه‌ريزي صبورانه و راهنمايي متفكرانه در طول دوره آموزشي است.

ـ تكرار يك دوره كلاس‌هاي پيش‌دبستاني (آمادگي) براي كودك كندآموز مفيد و با علاقه خواهد بود.

زيرا بيشتر كودكان از دوره‌ آمادگي لذت مي‌برند و اين نكته براي خانواده‌هاي اين كودكان جالب توجه است كه گماردن آن‌ها در چنين شرايط كلاسي به توسعه يك سري از توانايي‌هاي كودك كمك مي‌نمايد و در نهايت اين كودكان احتياج به همكاري دارند هر چند كه اگر خودشان اين همكاري را نخواهند، اگر كودك ديرآموز بعد از 2 سال در يك مدرسه‌ عادي پيشرفتي حاصل نكرد و بهره‌اي نبرد، بايد او را به يك كلاس ويژه كودكان استثنايي انتقال داد.

سازگاري تحصيلي

براي كودكان ديرآموزي كه در كلاس‌هاي عادي مشغول به تحصيل هستند برنامه‌هايي را جهت سازگاري تحصيلي بايد رعايت و اجرا كرد از جمله:

ـ تاخير در تكاليف مدرسه و توجه بيشتر بر آموزش پيش‌دبستاني

ـ توجه مكرر و مداوم در مدرسه

ـ تكرار مراحل آموزشي

ـ تكرار نشست‌ها با خانواده كودكان

ـ نياز به معلم كمكي(خصوصي) در صورت لزوم در منزل

آموزش كودكان ديرآموز

آموزش به كودكان ديرآموز مانند آموزش به كودكاني است كه نارس در رشد عقلي يا تجربي هستند و كودكان ديرآموز مي‌توانند ياد بگيرند شرط آن كه معلم تمهيدات و برنامه‌هاي زير را به كار ببرد:

ـ به كاربردن واحدهاي كوچك‌تر در آموزش

ـ به كار بردن تعاليم عيني و محسوس استفاده از حواس مختلف از حواس مختلف بينايي، شنوايي، لامسه و بويايي.

ـ به كاربردن راهنمايي ويژه و تعيين توصيه‌هايي كه كودك درك و دريافت نكرده است.

ـ به كاربردن مراحل انگيزش بيشتر و مرور كردن.

ـ در نظر گرفتن وقت و زمان بيشتر براي كامل كردن كارها(اتمام فعاليت‌ها).

ـ به كار بردن وسايل صوتي، تصويري بيشتر و مجهز ديداري و شنيداري در كلاس.

ـ نظارت و رهبري بيشتر.

ـ انگيزش بيشتر كه معمولاً توسط اسباب‌بازي و..... حاصل مي‌شود.

ـ كاربرد فوري آموزش و ارتباط دادن آن به چيزهايي كه براي كودك مهم است.

ـ گوناگوني و تنوع بيشتر در به كارگيري اسباب و وسايل تحريك كننده.

ـ تاكيد بر مقادير پيشرفت و موضوعات اجتماعي و ارتباطي، وقتي كه با آموزش واقعي مواجه مي‌شويم.

ـ به كارگيري تعداد بيشتري از پاسخ‌هاي دانش‌آموزان در امر آموزشي.

ـ كاربرد مسائل احساسي و هيجاني در فعاليت‌ها، نمايش، حركات براي هماهنگي چشم.

ـ جايزه و پاداش براي كساني كه اندكي تلاش براي نيل به توصيه‌ها را به كار مي‌بندند.

ـ فراهم كردن شرايط براي تجربه بيشتر.

تقريباً 5 تا 10درصد دانش‌آموزان همه مدارس در طبقه ديرآموز قراردارند. معمولاً اين كودكان برنامه‌درسي كاملاً متفاوتي نسبت به كودكان عادي دارند و اين كودكان نياز به موقعيت در انجام دارند از جمله: استفاده از سيستم حمل و نقل شهري، گفتن ساعت، دانستن مقادير پول، تعويض پول، بازي كردن، ورزش كردن و رفع كردن نياز‌هاي شخصي.

كودكان ديرآموز به وقت بيشتر و انگيزش بيشتر نياز دارند و بهترين معلم كسي است كه نقاط ضعف آن‌ها را بيابد و تشويق كند و به آن‌ها در زندگي كردن با ضعف‌ها و ناتوانايي‌هايشان كمك كند.

تطبيق و سازگاري در دستورات خواندني

از آن‌جايي كه خواندن و نوشتن براي هر فردي نقش بسزا و مهمي دارد، لذا براي كمك به خواندن كودكان ديرآموز چند پيشنهاد داريم.

ـ به تاخير انداختن دستورات و درس‌هاي واقعي براي كودك تا زماني‌كه او به وضوح آماده خواندن باشد.

ـ معرفي مراحل مختلف خواندن به آرامي و با سرعت كمتر نسبت به كودكان هم سن خودش.

ـ انتخاب با دقت مواد خواندني با توجه به توانايي و علاقه كودك.

براي آموزش از دوره‌هاي درسي كوتاه مدت و مكرر استفاده شود.

ـ تاكيد بر روي فعاليت‌هاي خواندني و خواندن درس‌ها.

تنوع در آموزش و استفاده از مدل‌ها و وسايل متنوع براي خواندن(خواندن با نوار ضبط صوت و....)

ـ استفاده از كارت كلمات، باز با لغات، شنيدن صداهاي مختلف، تشخيص لغات و....

ـ به كودك كمك كنيد تا پيشرفت خود را ارزيابي كند.

ـ به گونه‌اي درس را بخوانيد كه هماهنگ با سطح خواندن كودك باشد.

ـ از او بخواهيد تا با آرامش درس را بخواند و صدايش را در نوار ضبط صوت پر كنيد تا به صداي خود گوش فرادهد.

مطالب و مواد خواندني را به طور مرتب مرور كنيد ولي سعي كنيد مواد خواندني جالب باشد از قبیل داستانهاي‌ نمايشي.

خواندن را با مطالبي آغاز كنيد كه كودك به آن‌ها علاقمند است مثل داستانهاي مربوط به خانه و......

ـ با درست كردن علائم و نشانه‌هايي ويژه به كودك در خواندن كمك كنيد.

ـ تجربه، كودكان را پربار مي‌كند. غالباً كودكان تجربه كمي در به دست آوردن معاني به صورت چاپي دارند.

ـ از آن‌ها انتظار زيادي نداشته باشيم و كوچك‌ترين پيشرفت در آن‌ها براي ما موفقيتي بزرگ باشد.

ـ در هنگام خواندن براي گم نكردن خط از يك خط‌كش در زير خطي كه مي‌خواهد بخواند استفاده مي‌كنيم و به مرور كه خط را گم نكرد خط‌كش را برمي‌داريم.

تاكيد كنيم كه خواندن بايد ريتم و آهنگي ملايم داشته و به مكث‌ها و توقف‌ها توجه داشته باشد.

در پايان بايد ادغان داشت كه در كار با كودكان ديرآموز، تلاش كنيد و هميشه به خاطر داشته باشيد كه آن‌ها مسئول كمبود توانايي يادگيري‌شان نيستند و سعي كنيد آن‌ها را به حركت درآوريد و براي هر تلاشي پاداشي قائل نشويد.

 

 

 

 

 در اینجا به عنوان نمونه دو تا از نمایشهایی را که در آنها مفاهیم ریاضی گنجانده شده و می تواند مورد استفاده معلمین و اولیای محترم قرار گیرد ، ذکر می گردد .

1ـ نمایش تفریقهای با انتقال :

مانند :                             235 

                                     157 -

مردی وارد کلاس می شود : سلام ، بچه ها اسم من یکی است ، من یک خونه در جدول
( مکانی ) دارم ، آن خونه ، خونه یکی ها ست ، بچه ها من همیشه یک رقم هستم . اگر یه وقتی تعداد من زیاد بشه که به 10 برسم یا از 10 بیشتر بشم .

در این موقع مرد دوم وارد می شود . سلام بچه ها ، آنوقت دیگر من می آیم ، اسم من ده تایی است ، من در همسایگی یکی هستم . این همسایه من پسر من نیز هست ، بچه ها پسرم راست میگه ، وقتیکه تعدادش آنقدر بشه که به 10   یا بیشتر از 10   بشه اونوقت دیگه نمی تونه در خونه خودش جابگیرد . من میام و کمکش می کنم و آنچه را که نمی تونه نگه داره با خودم به خونه خودم میارم . خوب بچه ها من یک فرقی با پسرم دارم و اون اینکه پسرم یکی یکی زیاد می شه ولی من ده تا ده تا زیاد می شوم .

از طرفی شبیه به اون هم هستم اگر تعداد من به ده یا بیشتر از ده برسد در اینصورت .مرد سوم وارد می شود : سلام بچه ها ، اونوقت من می آیم ، بچه ها اسم من صدتایی است . من در همسایگی ده تایی و یکی هستم ، ده تایی پسرم است ویکی نوه ام ، در این خانواده که شما می بینید دو پدرند و دو پسر ، اما سه نفریم .

 

خوب بچه ها پسرم راست میگه ، وقتیکه تعدادش آنقدر بشه که به ده برسد یا بیشتر از ده بشه دیگه در خونه خودش جا نمی گیره ، من می آیم و کمکش می کنم و آنچه
نمی تونه نگه داره با خودم به خونه ام می آرم . راستی بچه ها تا یادم نرفته یه داستانی برایتان تعریف کنم ، یکی از روزهایی گرم تابستان ما سه نفری تصمیم گرفتیم به مسافرت برویم ، هوا خیلی گرم بود ، وقتی با هم مشورت کردیم قرار شد تا به کنار دریا برویم ، رفتیم بلیط یگیریم ، آقای بلیط فروش گفت : قیمت بلیط برای شما سه نفری 157 ریال می شه اول قرار شد که هر کدام از ما همان پولی را که مربوط به خونه ما می شه پرداخت کنیم ، لذا هر کدام از ما پولهای جیبمان را بیرون آوردیم :

یکی می گوید :                                   من 5 ریالی داشتم .

ده تایی می گوید                                  من   30 ریالی داشتم .

صدتایی می گوید :                                من 200 ریالی داشتم .

وقتی کنار هم گذاشتیم :                235 

آنوقت پول بلیط را زیر آن نوشتیم :     157 -

یکی : من نمی تونم 7 ریال رو بدم چون 5 ریال دارم .

ده تایی : ولی پسر جان غصه نخور ، من کمکت می کنم یک ده تایی به شما می دهم ، بیا ده ریال و حالا من هم نمی تونم 50 ریال رو بدم چون بیست ریال دارم .

صدتایی : غصه نخور پسرم ، من کمکت می کنم یک صدتایی به شما می دهم ، بیا این 100 ریال خوب بچه ها ما با این کمکهایی به هم کردیم تونستیم پول بلیط رو بدیم و یک ساعت بعد هم به مسافرت برویم .

 

معلم : سعی می کند با طرح سؤالهای مناسب مثلا"اینکه سه نفری چقدر پول داشتند ؟
قیمت بلیط چقدر بود ؟ چقدر دیگر کم داشتند تا پول بلیط بدست آید ؟ چگونه پول بلیط را جور کردند ؟ تدریس را ادامه می دهد و کلاس را جذاب می نماید .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2ـ ( نمونه تدریس ) ((فعّال))

نمایش جمع و تفریق متناظر :

عدد 5 = 7 - 12               12 = 7 + 5 

بچه مرشد : مرشد (( با صدای بلند ))

مرشد : جان مرشد ، چیه بچه مرشد (( با صدای بلند ))

بچه مرشد : بیا که جمع جَمعه و همه حاضرند و از این بهتر نمی شه .

مرشد : صبر کن با هم برویم (( با تق تق وارد کلاس می شوند ))

بچه مرشد : مرشد جان اگر اجازه بدهی بساط و پهن کنم و تو هم یک نمایش برای بچه ها بدهی

مرشد : خوب گفتی آفرین به هوشت . خوب گوش کن . نمایش بی دسلاف نمی شه اول از بچه ها بخواه تا ما را خبر کنند . بعد شروع کنیم .

بچه مرشد : خوب بچه ها شنیدید . حالا هر کس به قدر همتش این مرشد و
بچه مرشد رو کمک کنه .

دانش آموزان نشسته : چندتن حرکت می کنند و تعدادی سکه در داخل کشکول مرشد
 می اندازند که جمع تعداد سکه ها 12 تاست و سکه های زرد 7 تا و سکه های سفید5 تا خواهد بود .

 

مرشد : خوب بچه مرشد مثل اینکه کافیه برویم سر اصل موضوع . (( با نگاه در داخل کشکول می گوید )) . بچه مرشد من داخل کشکول را که نگاه کردم تعدادی از سکه ها سفید و تعدادی زرد بودند . همه را که شمردم از تعداد انگشتان دو دست تو ، دو سکه بیشتر بود .هفت تا از سکه ها زرد هستند ، می خواهم ببینم می توانی بگوئی سکه های سفید چند تا هستند .

بچه مرشد : فهمیدم (( در حالیکه نگاه به انگشتان دو دست و سپس نگاه به انگشتان یک دست خود میکند )) میگوید فهمیدم اما اگر اجازه بدهی من یک شعر برای بچه ها
می خوانم اگر اونا خوب گوش کنند می توانند از روی تعداد طوطی هایی که من در باغ پسته دیدم به جمع سکه ها و از اتفاقاتی که افتاده به تعداد بقیه سؤال شما پی ببرند .

مرشد : آفرین بچه مرشد می دونستم آبروی مرشد را حفظ می کنی . بخوان بچه مرشد .
(( با صدای بلند ))

رفتم به باغ پسته                                        دیدم 12 طوطی       

روی درخت نشسته                                       با عجله دویدم      

وقتی نزدیک رسیدم                                       دیدم 7 تا پریدند

پرسیدم از طوطیا                                        بقیه ها چی شدند

   گفتند وقتی دویدی                                      آنها خیلی ترسیدند      

 پشت درخت پریدند

معلم : در این موقع از یکی از بچه ها می خواهد تا پای تابلو بیاید و تفریق مربوط به شعر را پای تخته بنویسد .                            5 = 7 - 12 

 

و سپس روبه مرشد می کند و می گوید : خوب آقا مرشد ، از شما ممنونیم ، اما از شما می خواهیم تا برای بچه های کلاس ، یک شعر بخوانید اما این شعر یک شرط دارد آنهم اینکه باید شعری را بخوانی که شکل آن جمع باشد که نظیر تفریق بچه مرشد بشود .

مرشد : ما هم از شما که ما را در جمع کلاس پذیرفتید تشکر می کنیم و چشم :

5 تـا گنجشـک خـستـه                            روی درخـت نـشـسته

نو کاشون ببین چه تیزه                            پاهاشون ببین چه ریزه

هفـت تا دیـگه رسیدند                             کنـار شـون نـشـستـند

با هم میخواند آب بخورند                                  بـالا بـرند تاب بخورند

 
    خداکنه شکارچی هیچ کدومه نبینه                     انشاء ا... چشاش کور بشه هیچ کدومه نگیره

                                  12 = 7 + 5 

 



 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:25  توسط شهربانو  | 

                                                  ارزشیابی

به راستی در امتحان  گرفتن از بچه ها، چه هدفی را دنبال می کنیم؟ چه کسی را ارزیابی می کنیم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشی یا هر سه را؟ آیا به راستی آن که در جریان یک آزمون کتبی دو ساعته، بالاترین امتیاز را می آورد، همان است که هدف های آموزشی در مورد او بیشتر تحقق پیدا کرده است؟ آیا به واقع با این شیوه آنچه را باید اندازه گیری کنیم، اندازه می گیریم؟
ما معلمان زمانی دانش آموز بوده ایم. در آن زمان خیلی خوب احساس می کردیم و باور داشتیم که بسیاری از ارزش های خوب همان هایی هستند که قابل اندازه گیری نیستند، ولی امروز آن باور را فراموش کرده ایم. واژه  ارزشیابی به معنای یافتن ارزش هاست. یافتن آنچه نه در زمان محدود، بلکه در فرایند آموزش و تلاش برای یادگیری و آموختن حاصل می شود.
به عنوان معلم باید عمیقا باور داشته باشیم که هر دانش آموز قابلیت رشد و یادگیری را دارد به شرط آنکه ما آن ابزار سنتی را که بدون توجه به تفاوت های فردی، به دنبال یافتن نقطه ضعف هاست، رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی های او را شناسایی کند، به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و براساس این باور عمل کند که آموزش و ارزشیابی فرایندهایی در هم تنیده اند.
ارزشیابی یک فرایند نظام یافته (سیستماتیک) برای جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات است تا تعیین شود که آیا هدف های موردنظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی؟
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به نمره دادن و صدور گواهینامه خلاصه نمی شود بلکه یکی از اهداف اصلی آن کمک به معلم در شیوه های آموزشی خود و رفع نواقص یادگیری دانش آموزان است، در صورتی که ارزشیابی صحیح و مناسبی صورت نگیرد، تبعاتی همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمایه های مادی و انسانی، افزایش نرخ مردودی و تکرار پایه، اختلال در رشد عاطفی دانش آموزان، از میان رفتن خلاقیت و... را در پی خواهد داشت. بنابراین مشاهده دانش آموزان در کلاس  درس، آزمایشگاه و سایر موقعیت های پرورشی، استفاده از گفت وگوهای غیررسمی و مصاحبه، بررسی کارهای علمی دانش آموزان، اجرای آزمون های مختلف و... از مهمترین فعالیت های آموزشی معلمان قلمداد می شود.

پیشینه

طی قرن های متمادی در آموزش و پرورش سراسر جهان انتخاب بهترین استعدادها برای تحصیل صورت می گرفت.
قسمت اعظم نیروی معلمان و مدیران هم بدین کار اختصاص می یافت که در هر یک از مقاطع تحصیلی تعیین کنند کدام دانش آموز را باید از ارتقا به مراحل بالاتر بازداشت و آنان را از دستگاه آموزش و پرورش طرد کرد. عالی ترین مرحله تحصیل را ورود به دانشگاه و گذراندن دوره آن می دانستند و بدین ترتیب از هر 100 دانش آموزی که تحصیلات رسمی را آغاز می کرد، فقط در حدود 5 نفر، از نظر خصوصیات طبیعی و پرورشی، شایسته ورود به دانشگاه تشخیص داده می شد. در مورد 95 نفر دیگر هم علاقه چندانی از طرف متخصصان تعلیم و تربیت ابراز نمی شد و نتیجه این جریان انتخاب، به ویژه هنگامی که این تصمیم خیلی زود (در حدود 12 و 13 سالگی) اتخاذ می شد، آن بود که بیشتر کودکان طبقه کارگر هر چه زودتر از صحنه مدارس خارج شوند. در گذشته در سراسر جهان، آموزش و پرورش را مجموعه ای از یادگیری ها می دانستند که ظاهرا می بایست به تدریج از سال اول تا آخر از آسان به مشکل تنظیم می شد. قرن ها آموزش و پرورش را به صورت مخروطی تصور می کردند که تقریبا تمام افراد گروه های سنی ابتدایی در قاعده آن قرار می گرفتند و هر چه بالاتر می رفتیم، تعداد افراد تقلیل می یافت و فقط عده  معدودی به راس هرم می رسیدند.
هر نوع آزمایش و امتحانی را بدان جهت به کار می بردند که تعیین کنند به چه کسانی می توان حق ارتقا به مرتبه بالاتر را داد. در این جا امتحان یا هر نوع ارزشیابی دیگر، به منظور اتخاذ تصمیم های مهم و غالباغیر قابل تغییر در مورد وضع آینده هر یک از دانش آموزان در دستگاه آموزش و پرورش به کار برده می شد. نتیجه حاصل از اجرای این نظام، اثر نامطلوب آن بر امر آموزش و بر رفاه دانش آموزان بود.

 

ارزشیابی معتبر به همراه آموزش معتبر امکان پذیر است

علمای فن آموزش  و ارزشیابی معتقدند که قبل از این که معلم در طراحی یک سیستم  ارزشیابی معتبر بکوشد، باید شیوه آموزش خود را اصلا ح کند. آنان معتقدند که تنها زمانی معلم می تواند به شیوه معتبر ارزشیابی رو کند که شیوه آموزش او اعتبار داشته باشد. آنان برای چنین آموزشی  ویژگی های زیر را قایل  اند.
1- آموزش باید با پژوهش همراه باشد: دانش آموز هنگامی که عملا  تحقیق می کند، در ساخت مفاهیم سهیم می شود.
2-آموزش  باید سعی  در تلفیق دانش داشته باشد: آموزش  دانش های  مجزا و قطعه قطعه به دانش آموز  باعث  می شود تا او نتواند از آموخته ها در زندگی  روزمره خود که  کاربرد تلفیقی آموخته ها  را می طلبد، استفاده کند.
3- ارزشیابی ارزشی  بیش از  موفقیت در جلسات امتحان داشته باشد: علمای  آموزش معتقدند که آموزش های رسمی باید در خارج از کلا س  و در زندگی  روزمره کاربرد داشته باشد. بنا بر این دانش آموزان باید مهارت های لا زم برای زندگی کردن را در مدرسه فرا بگیرند.
4- زندگی گروهی فرد  را  اصل قرار دهد: توجه به کار گروهی، باید جای خود  را در برنامه آموزش و نیز ارزشیابی باز کند تا به آنها اعتبار ببخشد.
5 - افراد را به یک فراگیر مادام العمر تبدیل کند: آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آن چه را نیاز دارد بیاموزد، بدون آن  که نیازمند آموزگاری باشد.

انواع شیوه های نوین ارزشیابی

1- سنجش و ارزشیابی با رویکرد پویا و رشد دهنده = ارزشیابی مستمر
خصلت عمده این  نوع ارزشیابی در پویایی  و گستردگی  آن است و از معلم   انتظار اقداماتی فراتر از آزمون های سنتی را دارد، تا تصویری کلی  از تمامیت شخصیت  دانش آموز ارائه دهد. از نتایج این نوع سنجش و ارزشیابی در جهت رشد و ارتقای دانش آموز استفاده می شود و مهم تر از همه این که از هر دانش آموز توقع رشد و بالندگی را د رحد توان خود او دارد.  در این رویکرد فرایند ارزشیابی با فرایند آموزش در هم تنیده، جاری و مستمر است. از نتایج  این سنجش برای مقایسه  یا نمره دادن به دانش  آموزان استفاده نمی شود. امروزه این شیوه سنجش که تفاوت های فردی دانش آموزان را می پذیرد و به قابلیت رشد هر یک اعتقاد دارد، در نظام های پیشرفته آموزشی  مورد توجه قرار گرفته و نقطه عطف ارزشیابی های معتبر شده است. 

نقش ارزشیابی مستمر در فرایند آموزش  چیست ؟

ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرایند  آموزش تلقی  می شود. به این  معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با  آن درگیر است. ارزشیابی مستمر  در طراحی برنامه درسی  معلم جای خاصی دارد. یعنی معلم  از نتایج سنجش مستمر در تعیین گام بعدی خود در آموزش استفاده می کند و به این دلیل است که آموزش و ارزشیابی در هم تنیده می شوند و دانش آموز رشد می کند. ارزشیابی تشخیصی هم نوعی ارزشیابی مستمر و سازنده است، زیرا هدف آن دریافت کاستی ها و مشکلا ت و خطاهای احتمالی دانش آموز است تا در طراحی مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار گیرد.
درسنجش و ارزشیابی رشد دهنده، استفاده از نتایج ارزشیابی حد اقل به اندازه جمع آوری آنها اهمیت دارد. در فرایند چنین ارزشیابی دانش آموزان نقش اساسی  دارند، چون آنان هستند که در مرکز یادگیری قرار دارند و نقش  اصلی  را در پرورش یا اصلا ح  یک آموخته ایفا می کنند. هر چه دانش آموزان   بیشتر درفرایند آموزش سهیم شوند، بهتر و بیشتر می توانند آموخته های خود را در ابعاد مختلف گسترش دهند یا بهبود بخشند; به عبارتی  شیوه آموختن را بهتر یاد می گیرند.
به یک مثال که در آن به نقش ارزشیابی در فرایند آموزشی می پردازند، توجه کنید:
فرض کنید معلم دانش آموز را در فعالیتی درگیر کرده است تا از این طریق اطلا عات مناسبی درمورد حدود آموخته های او جمع آوری کند. او در این راه از شیوه های مختلف استفاده می کند، با دانش آموز گفتگو می کند، بر کار او نظارت دارد... سپس اطلا عاتی که جمع آوری کرده است، تفسیر می کند. در این کار معلم ضمن توجه به هدف ها، به تجارب و یافته های قبلی دانش آموز نیز توجه دارد. 
بنابراین زمانی که دانش آموز را ارزشیابی می کند، با توجه به هدف های آموزشی، به جزئیات پیشرفت دانش آموز و بهبود یافته های او نیز نظر دارد. در این فرایند دانش آموز نیز نقش دارد، زیرا فرصت می کند تا کار خود را ارزیابی کند و دریابند که تا چه حد رضایت بخش است یا این که می توانست بهتر باشد.
گفت وگو در مورد کار و نتیجه آن جزئی از فرایند تعاملی است که بین معلم و دانش آموز انجام می شود و بخشی از هدف ارزشیابی مستمر و رشد دهنده است.
برای ارزشیابی مستمر چهار نوع ارزشیابی پیشنهاد می شود:
1- پرسش های کلاسی و آزمونک ها
2- ارزشیابی فعالیت های کلاسی
3- ارزشیابی خارج از کلاس
4- ارزشیابی از تکالیف
1- ارزشیابی از پرسش های کلاسی و آزمونک ها:

پرسش های کلاسی: پرسش هایی هستند که در جریان کلاس مطرح می شود هدف از این پرسش ها یادآوری پیش نیازهای یادگیری برای درس کلا س، جمع آوری ایده ها و اطلاعات دانش آموزان در ارتباط با یک موضوع و مواردی از این قبیل و یک دانش آموز طی یک دوره آموزشی چندین بار مورد پرسش قرار می گیرد و در لیست علامت گذاری می شود.
آزمونک ها ابزاری برای ارزشیابی تدریجی هستند در این نوع ارزشیابی هدف نمره دادن نیست بلکه منظور این است که در هر مرحله هدف های رفتاری معین میزان پیشرفت فراگیران چگونه است و تا چه مقدار به اهداف آموزشی دست یافته اند بنابراین لازم است آزمونک ها پیشرفت گام به گام هدف ها را بسنجند و در پایان تدریس یک یا تعداد معدودی از هدف های رفتاری مربوط به هم انجام شوند.
2- ارزشیابی فعالیت های کلاسی:
فعالیت های کلاسی که ممکن است فردی یا گروهی انجام شوند مهمترین بخش ارزشیابی مستمر است.
بنابراین ارزشیابی فعالیت کلاسی نمره دادن به پرسش های کلاسی نیست بلکه ارزشیابی روند شکل گیری و پیشرفت مهارت ها و نگرش ها است و بیشتر با مشاهده رفتار دانش آموزان ممکن می باشد و در جریان آن دانستی ها، پرورش نگرش، نظافت در کار و انضباط، توجه به صحبت های دیگران، قبول مسوولیت در گروه، تحمل نظر مخالف، انعطاف پذیری و... مورد توجه قرار می گیرد.
3- ارزشیابی خارج از کلاس:
فعالیت های خارج از کلاس فرصتی است تا فراگیران براساس علاقه موقعیت و امکانات خود، کلاس درس را به زندگی واقعی گسترش دهند و با خلاقیت های خود موقعیت های تازه ای برای یادگیری ایجاد کنند. تهیه فهرست ارزشیابی براساس نوع فعالیت می تواند معلم را در قضاوت نهایی فعالیت ها و ارائه باز خورد مناسب به دانش آموزان یاری دهد.
4- ارزشیابی از تکالیف:
دفتر تکالیف در حقیقت کتابی است که دانش آموزان در آن موضوع درس را تدوین می کنند. لازم است تکالیف به صورتی تدارک دیده شوند که به عنوان منبعی برای تقویت و پاداش دانش آموزان در آینده و فرصتی برای برانگیختن مشارکت و پشتکار در یادگیری فراگیران باشد و باید از طرف معلم با توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان مورد ارزشیابی قرار گیرد.
2- ارزشیابی از طریق فهرست مشاهدات:
استفاده از فهرست مشاهدات در برنامه آموزش شیوه نو و تازه ای است که از طریق آن معلم می تواند در مورد حدود آموخته های دانش آموز یا گروهی از دانش آموزان در حیطه های مختلف مهارتی، نگرشی و دانشی قضاوت کند. این یادداشت ها به معلم امکان می دهد تا در برنامه تدریس خود میزان حصول به هدف های آموزشی را تعقیب و کنترل کند و دریابد که هر دانش آموز تا چه اندازه به هدف های موردنظر رسیده است و احتمالا به چه کمک هایی نیاز دارد و براساس آن اطلاعات، فرایند تدریس خود را بازنگری کند.
استفاده از فهرست مشاهدات روش ساده و سریعی است که از طریق آن معلم می تواند دانش آموزان را در بسیاری از هدف های آموزشی که در آزمون های پایانی امکان پذیر نیست، ارزیابی کند و از نتایج آن در جهت بهبود فرایند دانش آموزان استفاده کند. اگر این کار به صورت مستمر انجام شود و معلم به موقع از نیازهای آموزشی هر دانش آموز مطلع شود، می تواند در رفع آن نیازها اقدام کند، کاری که از عهده ارزشیابی پایانی بر نمیآید. مرور فهرست ارزشیابی به معلم امکان می دهد تا نقاط ضعف مشترک دانش آموزان را هم دریابد.
3- ارزشیابی پوشه ای
یک پوشه کارنما مانند یک جورچین یا پازل مجموعه قطعاتی از کارهای  دانش آموز است که با اتصال آنها می توان تصویر کامل و روشن تری از دانش آموز به عنوان یک یادگیرنده مادام العمر به نمایش گذاشت.
پوشه می تواند شامل فهرست های ارزشیابی معلم، گزارش کارهای دانش آموز، یادداشت های معلم، گزارش های گردش های علمی و کارهای عملی و پروژه های دانش آموز باشد.  پوشه بیش از این که قطعاتی از کارهای دانش آموز باشد که بی هدف جمع آوری شده است، مجموعه ای از کارهای مشخص، هدفدار و آگاهانه دانش آموز است که به او امکان می دهد تا توانایی های خود را از جهات مختلف به نمایش بگذارد.
پوشه، چیزی بسیار فراتر از یک ظرف پر از خرت و خورت است. پوشه مجموعه ای سازماندهی شده از مدارک مستندی است که معلم و دانش آموز با استفاده از آن، میزان پیشرفت دانش آموز را در حیطه های مختلف دانش، مهارت و نگرش در موضوعات معین درسی، به نمایش می گذارند. (واوروس، 1990)
مرور پوشه  دانش آموز به معلم امکان می دهد تا با اطمینان بیشتر و براساس دلایل مستند در مورد دانش آموز قضاوت کند. مرور پوشه دانش آموز به معلم فرصت می دهد تا قابلیت های او را به درستی شناسایی و باتوجه به تئوری هوش های چندگانه، برای آموزش او برنامه ریزی کند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:33  توسط شهربانو  |